English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 198 (9 milliseconds)
English Persian
curly chip براده پیچیده
Other Matches
cisc مجموعه دستورات پیچیده کامپیوتری طرحی از CPU که مجموعه دستورات آن شامل تعدادی دستورات طولانی و پیچیده است که نوشتن برنامه را ساده تر ولی سرعت اجرا را کندتر میکند
swarf براده
filings براده
filing براده
abrasive grit براده
scobs براده اهن
removal of chips براده برداری
removal of chips برداشت براده
borings براده فلز
drillings براده فلزات
metal cutting براده برداری
iron filings براده اهن
metal removal برداشت براده
shot blasting براده اهن
discharge of chips تخلیه براده ها
discontinuous chip براده گسسته
fragmental chip براده فلز
machine براده برداشتن
machined براده برداشتن
machines براده برداشتن
metal cutting work براده برداری
machining براده برداری
flow chip براده پیوسته
cuttings براده فلزات
machining method روش براده برداری
metal cutting element عنصر براده برداری
machinable قابل براده برداری
machinability قابلیت براده برداری
machining time زمان براده برداری
metal removing capacity قدرت براده برداری
machining requirments شرایط براده برداری
metal cutting machine دستگاه براده برداری
metal cutting machine tool ماشین ابزار براده برداری
machining practice تکنیک و روش براده برداری
non cutting shaping فرم دهی بدون براده برداری
steel wool براده فولاد برای صیقل دادن یاپاک کردن فروف
jigsaws پیچیده
gordian پیچیده
complexes پیچیده
complexes :پیچیده
jigsaw پیچیده
tangled پیچیده
intricate پیچیده
perplexing پیچیده
crabby پیچیده
wrapped پیچیده
crackly پیچیده
complicated پیچیده
crimpy پیچیده
implex پیچیده
in a tangle پیچیده
tortile پیچیده
deep <adj.> پیچیده
wreathy پیچیده
verticillate پیچیده
sophisticate پیچیده
restiform پیچیده
revolute پیچیده
involved پیچیده
obscurant پیچیده
intorted در هم پیچیده
complex پیچیده
complex :پیچیده
indirect پیچیده
sigmoid پیچیده
abstruse پیچیده
muffled پیچیده
metaphsical پیچیده
perplexed مبهوت پیچیده
intricately بطور پیچیده
writhen درهم پیچیده
twisted strata لایههای پیچیده
involute پیچیده شدن
perplexingly بطور پیچیده
ravel چیز در هم پیچیده
convolute بهم پیچیده
complicacy کار پیچیده
complex system سازگان پیچیده
complex system سیستم پیچیده
complex multiplet چندتایی پیچیده
wound پیچیده شدن
recondite عمیق پیچیده
rolls چیز پیچیده
convoluted بهم پیچیده
complicates پیچیده کردن
complexities پیچیده شدن
complicate پیچیده کردن
complexity پیچیده شدن
complicating پیچیده کردن
wounds پیچیده شدن
wounding پیچیده شدن
reel نخ پیچیده بدورقرقره
interlaced بهم پیچیده
reels نخ پیچیده بدورقرقره
reeling نخ پیچیده بدورقرقره
ballast فرمولهای پیچیده
reeled نخ پیچیده بدورقرقره
rolled چیز پیچیده
roll چیز پیچیده
entangle گیرانداختن پیچیده کردن
the matter is perplexed مطلب پیچیده است
twisted pair جفت پیچیده شده
unintelligible پیچیده غیر صریح
can of worms <idiom> مشکل پیچیده وسردرگم
microcircuit مدار مجتمع پیچیده
volute طومار پیچیده طوماری
convolve بهم پیچیده شدن
sinistrorsal چپ پیچ پیچیده از چپ براست
crump پیچیده چین دار
sinistrorse چپ پیچ پیچیده از چپ براست
complexly بطور پیچیده یا مخلوط
simpler آنچه پیچیده یا مشکل نباشد
hassock کلاله علف درهم پیچیده
simplest آنچه پیچیده یا مشکل نباشد
twisted pair cable کابل زوج بهم پیچیده
simple آنچه پیچیده یا مشکل نباشد
intricate design نقش پیچیده، درهم و مشکل
hassocks کلاله علف درهم پیچیده
It is an extremely complicated problem. مسأله بسیار پیچیده ایست
daedal دارای هوش اختراع پیچیده
plexiform شبیه خزههای درهم پیچیده
cisc کامپیوتر مجموعه دستورالعملهای پیچیده
plexus چیزهای درهم پیچیده پیچیدگی
complex instruction set computer کامپیوتر مجموعه دستورالعملهای پیچیده
The human brain is a complex organ . مغز انسان عضو پیچیده یی است
advanced بسیار پیچیده و مشکل برای یادگیری
quads سیم چهارلای بهم پیچیده عایق
complementary metal oxide semiconductor طرح مدار پیچیده و روش ساخت
cmos طراحی مدار پیچیده و روشهای ساخت
complex بسیار پیچیده یا مشکل برای فهمیدن
quad سیم چهارلای بهم پیچیده عایق
baluster-side [شکلی شبیه بالشتک پیچیده شده]
complexes بسیار پیچیده یا مشکل برای فهمیدن
diffusion روش انتقال به سط وح زیرین مدار پیچیده
stop hit ضد حمله شمشیربازضمن حرکات پیچیده حریف مهاجم
advanced برنامهای با الگوهای پیچیده برای کاربر با تجربه
quadrangle سیم چهار لای بهم پیچیده عایق
quadrangles سیم چهار لای بهم پیچیده عایق
primitive برای تولید اشکال پیچیده تر در برنامه گرافیکی
angle-volute [طومار پیچیده شده در گوشه سرستون یونی و کرنتی]
DSP مدار پیچیده مخصوص برای تغییر سیگنالهای دیجیتال
coordinate سازماندهی کارهای پیچیده تا به طور کارا مناسب شوند
coordination سازماندهی کارهای پیچیده همزمان کردن دو یا چند فرآیند
tessellate کاهش شکل پیچیده به مجموعهای از اشکال ساده تر معمولاگ مثلث
roller bandage نوار دراز پیچیده که برای زخم بندی بکار میرود
buff stick بدان پیچیده است و برای پرداخت کردن بکار میبرند
primitive تابع ابتدایی که برای تولید تابعهای پیچیده تر به کار می رود. 2-
shield کابل با دو سیم مسی عایق که دورهم پیچیده شده اند
shield کابل با دو سیم مسی عایق که دور هم پیچیده شده اند
shields کابل با دو سیم مسی عایق که دور هم پیچیده شده اند
shields کابل با دو سیم مسی عایق که دورهم پیچیده شده اند
ate که میتواند یک مدار پیچیده یا PCB را در مورد خطاها یا اشتباهها بررسی کند
swob چوبی که برسران پنبه یا اسفنج پیچیده برای پاک کردن بکاربرن
mysticism در عرصه سیاست به استفاده ازروشهای پیچیده و اسرارامیزدر تاسیسات سیاسی اطلاق میشود
rollpin پینی متشکل از طومارهای فنرهای پیچیده فولادی که به عنوان محور لولا بکار میرود
Agricultural Order سرستون [سر ستون کرنتی با تومارهای پیچیده شده به شکل سر حیوانات یا آرایش برگ کنگره ای]
VBA زبان ماکرو پیچیده ساخت ماکروسافت با کمک ابزار برنامه سازی Visual Basic
Shockwave سیستم سافت Maecromedia که به جستجو گر وب امکان نمایش جلوههای پیچیده چند رسانهای میدهد
dips خصوصیت استاندارد برای بستههای مداری پیچیده که ازدوردیف سوزنهای متصل در هر طرف استفاده میکند
dip خصوصیت استاندارد برای بستههای مداری پیچیده که ازدوردیف سوزنهای متصل در هر طرف استفاده میکند
cybernation کاربرد کامپیوترهای تزویج شده با ماشین الات خودکاربه منظور کنترل و انجام عملیات پیچیده
gate تعداد دروازههای منط ق متصل بهم که در یک مدار مجتمع ایجاد شده تا یک تابع پیچیده را انجام دهد
gates تعداد دروازههای منط ق متصل بهم که در یک مدار مجتمع ایجاد شده تا یک تابع پیچیده را انجام دهد
DIL مشخصه استاندارد برای بستههای مدار پیچیده که از دو ردیف موازی سوزنهای متصل در هر طرف تشکیل شده است
rf ورقه نازک فلزی که اطراف یک کابل پیچیده شده که مانع ارسال سیگنالهای واسط فرکانس رادیویی میشود
cable drum قرقره استوانه شکلی که کابل کنترل به دور ان پیچیده شده و مقدار کابلی که با هرچرخش دسته حرکت میکند راافزایش میدهد
locknut مهرهای که وقتی بدورپیچ پیچیده شود قفل میشود مهره قفل شو
downward توانایی سیستم کامپیوتر پیچیده برای کار با یک کامپیوتر ساده
sack race مسابقه دو درحالیکه پای مسابقه دهنده در کیسه پیچیده
plotters نرم افزار مخصوص که دستورات ساده را به دستورات پیچیده کنترلی تبدیل میکند تا رسام را هدایت کند
plotter نرم افزار مخصوص که دستورات ساده را به دستورات پیچیده کنترلی تبدیل میکند تا رسام را هدایت کند
automatic کامپیوتری که امکانات آزمایش را بررسی میکند و میتواند یک مدار پیچیده یا PCB را برای خطاها بررسی کند
automatics کامپیوتری که امکانات آزمایش را بررسی میکند و میتواند یک مدار پیچیده یا PCB را برای خطاها بررسی کند
Type cable دو سیم پیچیده شده برای سیم تلفن
databases مجموعه پیچیده از فایل ها یا دادههای ذخیره شده به صورت ساخت یافته در یک حافظه بزرگ که توسط یک یا چند کاربر در ترمینالهای مختلف قابل دستیابی است
database مجموعه پیچیده از فایل ها یا دادههای ذخیره شده به صورت ساخت یافته در یک حافظه بزرگ که توسط یک یا چند کاربر در ترمینالهای مختلف قابل دستیابی است
detecting سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
detects سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
detect سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
detected سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
complex طراحی CPU که در آن مجموعه دستورات حاوی چنیدن دستور طولانی و پیچیده است که برنامه نویسی را ساده تر میکند ولی سرعت را کم میکند
complexes طراحی CPU که در آن مجموعه دستورات حاوی چنیدن دستور طولانی و پیچیده است که برنامه نویسی را ساده تر میکند ولی سرعت را کم میکند
ethernet شبکه توپولوژی ستاره که از کابل جفت سیم پیچیده شده استفاده میکند و داده را تا مگابایت ارسال میکند. معمولاگ Baset نامیده میشود
languages زبانی که برای برنامه نویسی طولانی و پیچیده است که هر دستور نشان دهنده یک دستور کد ماشین است
language زبانی که برای برنامه نویسی طولانی و پیچیده است که هر دستور نشان دهنده یک دستور کد ماشین است
scan فرآیند تبدیل سیگنال ویدیویی بهم پیچیده به سیگنال صاف یا یک سیگنال مرکب به سیگنال جدای RGB
scanned فرآیند تبدیل سیگنال ویدیویی بهم پیچیده به سیگنال صاف یا یک سیگنال مرکب به سیگنال جدای RGB
scans فرآیند تبدیل سیگنال ویدیویی بهم پیچیده به سیگنال صاف یا یک سیگنال مرکب به سیگنال جدای RGB
wires روش ساده اتصال الکتریکی قط عات ترمینال , هم با استفاده از سیمهای عایق که دور هم پیچیده شده اند در هرترمینال و سپس وارد یک محل می شوند با استفاده از سیستمهای نمونه
wire روش ساده اتصال الکتریکی قط عات ترمینال , هم با استفاده از سیمهای عایق که دور هم پیچیده شده اند در هرترمینال و سپس وارد یک محل می شوند با استفاده از سیستمهای نمونه
glass wool پشم یا براده شیشه پشم شیشه
Mamluk Carpets فرش مملوک [ریشه این نام مربوط به سربازان و درباریان مصر و سوریه قدیم می باشد. طرح های اولیه آن بصورت نقوش هندسی پیچیده به همراه ترنجی بزرگ بافته شده اند.]
false selvage شیرازه تقلبی [هر نوع نخ اضافی که جزء پودهای اصلی نبوده و بدلیل تزئین و یا پوشاندن پارگی ها در محل شیرازه بدور تار پیچیده شود از این دسته محسوب شده و کاهش اصالت فرش را به همراه دارد.]
DNS پایگاه داده توزیع شده در سیستم اینترنت که نام ها را با آدرس مط ابق میکند مثلاگ می توانید از نام www.PCP.CO.UK برای رسیدن وب سایت Peter Collin Publishing استفاده کنید و نیاز به به آدرس پیچیده شبکهای
geometric design طرح هندسی [این طرح در ابتدا بخاطر ذهنی بافی و سهولت بیشتر در بافت، بین عشایر و روستاها شهرت یافت. ولی امروزه هم به صورت ساده گذشته و هم بصورت پیچیده بین بافندگان استفاده می شود.]
directories روش لیست کردن کاربران و منابع متصل به شبکه به روش ساده و با دستیابی راحت تا کاربر بتواند کاربر دیگر را با نام و با آدرس پیچیده شبکه آدرس دهی کند
directory روش لیست کردن کاربران و منابع متصل به شبکه به روش ساده و با دستیابی راحت تا کاربر بتواند کاربر دیگر را با نام و با آدرس پیچیده شبکه آدرس دهی کند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com