English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 59 (5 milliseconds)
English Persian
in point of fact <idiom> براستی ،واقعا
Search result with all words
verily براستی
indeed براستی
forsooth براستی
i'm sure i did not mean it براستی جدی نگفتم
in all on science براستی
in fact براستی
in sooth براستی
in truth براستی
in troth براستی
of a verity براستی
sincerely yours بدون ریا براستی
sinerely بدون ریا براستی
sooth براستی
troth براستی از روی ایمان
your truly براستی
Other Matches
veritably واقعا
of a verity واقعا
essentially واقعا"
realy واقعا
virtually واقعا"
actually واقعا
I Really need for u من واقعا
really واقعا
simply واقعا
really wicked واقعا جالب
really sick واقعا عالی
really sick واقعا جالب
really wicked واقعا عالی
verily حقیقتا واقعا
quite سراسر واقعا
indeed واقعا هر اینه
bodily واقعا جسمانی
Thank you very much indeed. واقعا خیلی ممنون.
What impudence!what never !what cheek! واقعا" که خیلی رو می خواهد !
to be hot [for] واقعا مشتاق بودن [به]
to be dead keen [on] واقعا مشتاق بودن [به]
This is a red rag for me. این من را واقعا عصبانی میکند.
matter of fact <idiom> چیزی واقعا درست باشه
You really are cheeky! واقعا" عجب رویی داری !
That's just [really] outragous! این که واقعا مضخرف است!
I'm really not responsible for it. <idiom> واقعا کاری از دست من برنمی آد.
I'm really not responsible for it. <idiom> من واقعا نمیتونم کمکی بکنم.
That's just ridiculous! این که واقعا مسخره است! [طنز]
You're driving me mad! تو من را واقعا دیوانه می کنی! [اصطلاح روزمره]
I was devastated. <idiom> من را واقعا پریشان کرد. [اصطلاح روزمره]
You really ought to take better care of yourself. شما واقعا باید بهترمراقب خودتان باشید.
to look like a million dollars [bucks] [American E] <idiom> واقعا محشر به نظر آمدن [اصطلاح روزمره]
You really look like a million bucks in that dress. در این لباس واقعا محشر به نظر می آیی.
That is all we needed!That caps ( beats ) all ! واقعا" همین یکی دیگه مانده بود !
Hotel accommodation is rather expensive there. قیمت [اتاق] هتل آنجا واقعا گران است.
... however sometimes it just can't be helped. ... اما بعضی وقتها واقعا کاریش نمی شه کرد.
I'm still not quite sure how good you are. من هنوز هم نمی دونم که تو واقعا چقدر خوب هستی.
show one's (true) colors <idiom> نشان دادن چیزی که شخص واقعا دوست دارد
specious بطورسطحی درست فاهرامنطقی ودرست ولی واقعا عکس ان
ancillary equipment وسیلهای که کاری را ساده تر میکند ولی واقعا نیاز نیست
quantum meruit هر قدر کارش واقعا" ارزش داشته باشد در دعوی کارگربر کارفرما
All of which doesn't really help us very much in our day-to-day lives. تمامی این موارد به زندگی روزانه ما واقعا کمکی نمی کند.
reputed owner در CL تاجرورشکسته مالک اعتباری کلیه اموالی که در تصرف داردتلقی میشود ولو اینکه واقعا" مالک انها نباشد و این از نظر حفظ حقوق غرماء است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com