Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 192 (2 milliseconds)
English
Persian
knuckle bone
برامدگی بندانگشت
Other Matches
phalanges
بندانگشت
phalanxes
بندانگشت
phalanx
بندانگشت
papillary
مانند برامدگی دارای برامدگی
knosp
برامدگی
knop
برامدگی
overhang
برامدگی
overhangs
برامدگی
antinode
برامدگی
nibs
برامدگی
mounds
برامدگی
mound
برامدگی
knur
برامدگی
knurl
برامدگی
bulging
برامدگی
bulged
برامدگی
bulge
برامدگی
burr
برامدگی
heaved
برامدگی
nib
برامدگی
convexity
برامدگی
cusp
برامدگی
nub
برامدگی
entasis
برامدگی
extuberance
برامدگی
ridges
برامدگی
ridge
برامدگی
ganglion
برامدگی
gibbous
برامدگی
granulation
برامدگی
bluging
برامدگی
heave
برامدگی
knurr
برامدگی
burring
برامدگی
ledges
برامدگی
ledge
برامدگی
burrs
برامدگی
bulges
برامدگی
tuberosity
برامدگی
turgescence
برامدگی
whaleback
برامدگی
dome
برامدگی
domes
برامدگی
knob
برامدگی
nub or nubble
برامدگی
bumpy
پر از برامدگی
bumpiest
پر از برامدگی
bumpier
پر از برامدگی
neuroma
برامدگی پی
nurl
برامدگی
bump
برامدگی
burred
برامدگی
knobs
برامدگی
tumour
تومور برامدگی
bumpiness
دارای برامدگی
tumors
تومور برامدگی
sill
برامدگی دریایی
sills
برامدگی دریایی
bulginess
برامدگی شکم
bowing of bed
برامدگی کف نهر
boll
برامدگی مانند
tumours
تومور برامدگی
annular projection
برامدگی حلقوی
bulging test
ازمایش برامدگی
bunchout
برامدگی یافتن
caput
نوک برامدگی
tumidity
برامدگی
[تورم]
papillose
دارای برامدگی
phantom tumour
برامدگی موقتی
protuberancy
برامدگی قلنبگی
thenar
برامدگی کف دست
tumor
تومور برامدگی
villus
برامدگی مویی
bulge
برامدگی
[تورم]
lump
برامدگی
[تورم]
protuberance
برامدگی
[تورم]
swelling
برامدگی
[تورم]
papilla
برامدگی کوچک
midrib
خط یا برامدگی حد فاصل
circular projection
برامدگی گرد
protuberances
برامدگی قلنبگی
cuspidal
دارای برامدگی
eminency
برامدگی بزرگی
knar
برامدگی درچوب
exostosis
برامدگی استخوان
hyperostosis
برامدگی استخوان
jag
برامدگی تیز
turgor
برامدگی
[تورم]
tubercle
برامدگی گرد
knarred
دارای برامدگی
mezzo rillievo
نیم برامدگی
tumescence
برامدگی
[تورم]
protruded
برامدگی داشتن
splint
برامدگی کوچک
nodules
برامدگی کوچک
nodules
برامدگی عقده
nodule
برامدگی کوچک
nodule
برامدگی عقده
promontory
پرتگاه برامدگی
promontories
پرتگاه برامدگی
phyma
برامدگی پوست
knobby
دارای برامدگی
protrude
برامدگی داشتن
protruding
برامدگی داشتن
hump
برامدگی گرد
protrudes
برامدگی داشتن
humping
برامدگی گرد
humps
برامدگی گرد
eminence
برامدگی بزرگی
protuberance
برامدگی قلنبگی
bridged
برامدگی بینی
bridge
برامدگی بینی
boss
برامدگی تزیینی
bossed
برامدگی تزیینی
node
دشواری برامدگی
nodes
دشواری برامدگی
verrucas
گندمه برامدگی
bosses
برامدگی تزیینی
lump
غلنبه برامدگی
bossing
برامدگی تزیینی
lumped
غلنبه برامدگی
lumps
غلنبه برامدگی
verruca
گندمه برامدگی
bridges
برامدگی بینی
knag
گره چوب برامدگی
tubercular
برامدگی دار سلی
knuckles
برامدگی یا گره گیاه
hillock
برامدگی در سطح صاف
nubble
برامدگی یاگره کوچک
pigeon breast
برامدگی جناغ سینه
projection
پیش افکنی برامدگی
papula
برامدگی خارش دار
tubercle
برامدگی دندان اسیاب
projections
پیش افکنی برامدگی
stigmas
لکه ننگ برامدگی
papilla
برامدگی نوک دار
outgrwth
برامدگی گوشت زیادی
stigma
لکه ننگ برامدگی
knuckle
برامدگی یا گره گیاه
hillocks
برامدگی در سطح صاف
cockle
گره و برامدگی پارچه
hummock
برامدگی زمین در مرداب
inion
برامدگی پشت کله
cockles
گره و برامدگی پارچه
caulk
برامدگی زیر نعل اسب
mount
سوار شدن قله برامدگی
tuberculous
دارای برامدگی یا دکمه مسلول
chicken breast
برامدگی عظم قص یا استخوان سینه
fingers
باندازه یک انگشت میله برامدگی
tuberous
دارای برامدگی گره دار
gyrus
برامدگی چین خورده مغز
cam
برامدگی قطعه گوشه دار
cams
برامدگی قطعه گوشه دار
finger
باندازه یک انگشت میله برامدگی
glabella
برامدگی پیشانی میان دو ابرو
umbo
قبه سپر قوز برامدگی
excrescency
اماس گیاهی یا حیوانی برامدگی
mounts
سوار شدن قله برامدگی
trochanter
برامدگی در بالای تنه استخوان ران
bulbs
هر نوع برامدگی یاتورم شبیه پیاز
bulb
هر نوع برامدگی یاتورم شبیه پیاز
nook
قطعه زمین پیش امده برامدگی
antihelix
برامدگی قسمت غضروفی خارج گوش
bleb
برامدگی روی پوست انسان یاگیاه
tuber
سیبک برامدگی زگیل مانند برجستگی
monticule
تپه کوچک اتش فشانی برامدگی
tubers
سیبک برامدگی زگیل مانند برجستگی
fusee
امرود برامدگی ساق پای اسب
fourchette
برامدگی سه گوش درکف پای اسب
beard
هرگونه برامدگی تیزشبیه مو و سیخ در گیاه و حیوان
beards
هرگونه برامدگی تیزشبیه مو و سیخ در گیاه و حیوان
interspinalis
ماهیچه کوتاهی که برامدگی مهرههای پشت رابهم می پیوند د
keloid
برامدگی ایکه درمحل التیام زخم پدید می اید
cumulus mammatus
ابرهای متراکمی با برامدگی اونگ مانند در سطح زمین
olivary body
بر امدگی جلو پیاز مخ برامدگی قدامی بصل النخاع
burrs
برامدگی تیز یا زبر یک فلز براثر عملیات ماشین کاری
kissing button
برامدگی روی زه که درکشیدن کامل کمان با لب کمانگیر مماس میشود
burring
برامدگی تیز یا زبر یک فلز براثر عملیات ماشین کاری
burred
برامدگی تیز یا زبر یک فلز براثر عملیات ماشین کاری
burr
برامدگی تیز یا زبر یک فلز براثر عملیات ماشین کاری
rose gall
برامدگی در درخت نسترن که انرا حشره ویژهای فراهم می ورد
offsets
برامدگی یا فرورفتگی هائی که برای دربرگرفتن قسمتهای دیگر ساختمان پیش بینی میشود
frost heave
برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
rand
لبه برامدگی لبه طبقات سنگ نوار
hyprostosis
رویش غیر طبیعی استخوان کلفت شدگی استخوان برامدگی استخوان
knobble
برامدگی کوچک گره کوچک
condyle
مهره استخوان- برامدگی استخوان
socle
پایه ستون برامدگی پایه ستون وامثال ان
butt
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butted
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butts
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com