Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 189 (10 milliseconds)
English
Persian
tubercular
برامدگی دار سلی
Search result with all words
bridge
برامدگی بینی
bridged
برامدگی بینی
bridges
برامدگی بینی
stigma
لکه ننگ برامدگی
stigmas
لکه ننگ برامدگی
node
دشواری برامدگی
nodes
دشواری برامدگی
butt
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butted
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butts
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
bulb
هر نوع برامدگی یاتورم شبیه پیاز
bulbs
هر نوع برامدگی یاتورم شبیه پیاز
mount
سوار شدن قله برامدگی
mounts
سوار شدن قله برامدگی
ledge
برامدگی
ledges
برامدگی
offsets
برامدگی یا فرورفتگی هائی که برای دربرگرفتن قسمتهای دیگر ساختمان پیش بینی میشود
projection
پیش افکنی برامدگی
projections
پیش افکنی برامدگی
knob
برامدگی
knobs
برامدگی
finger
باندازه یک انگشت میله برامدگی
fingers
باندازه یک انگشت میله برامدگی
bump
برامدگی
knobby
دارای برامدگی
bumpier
پر از برامدگی
bumpiest
پر از برامدگی
bumpy
پر از برامدگی
hillock
برامدگی در سطح صاف
hillocks
برامدگی در سطح صاف
knuckle
برامدگی یا گره گیاه
knuckles
برامدگی یا گره گیاه
bulge
برامدگی
bulged
برامدگی
bulges
برامدگی
bulging
برامدگی
cam
برامدگی قطعه گوشه دار
cams
برامدگی قطعه گوشه دار
mound
برامدگی
mounds
برامدگی
hump
برامدگی گرد
humping
برامدگی گرد
humps
برامدگی گرد
overhang
برامدگی
overhangs
برامدگی
beard
هرگونه برامدگی تیزشبیه مو و سیخ در گیاه و حیوان
beards
هرگونه برامدگی تیزشبیه مو و سیخ در گیاه و حیوان
protrude
برامدگی داشتن
protruded
برامدگی داشتن
protrudes
برامدگی داشتن
protruding
برامدگی داشتن
tuber
سیبک برامدگی زگیل مانند برجستگی
tubers
سیبک برامدگی زگیل مانند برجستگی
ridge
برامدگی
ridges
برامدگی
cockle
گره و برامدگی پارچه
cockles
گره و برامدگی پارچه
splint
برامدگی کوچک
promontories
پرتگاه برامدگی
promontory
پرتگاه برامدگی
nub
برامدگی
nodule
برامدگی عقده
nodule
برامدگی کوچک
nodules
برامدگی عقده
nodules
برامدگی کوچک
nib
برامدگی
nibs
برامدگی
eminence
برامدگی بزرگی
protuberance
برامدگی قلنبگی
protuberances
برامدگی قلنبگی
lump
غلنبه برامدگی
lumped
غلنبه برامدگی
lumps
غلنبه برامدگی
verruca
گندمه برامدگی
verrucas
گندمه برامدگی
nook
قطعه زمین پیش امده برامدگی
heave
برامدگی
heaved
برامدگی
burr
برامدگی
burr
برامدگی تیز یا زبر یک فلز براثر عملیات ماشین کاری
burred
برامدگی
burred
برامدگی تیز یا زبر یک فلز براثر عملیات ماشین کاری
burring
برامدگی
burring
برامدگی تیز یا زبر یک فلز براثر عملیات ماشین کاری
burrs
برامدگی
burrs
برامدگی تیز یا زبر یک فلز براثر عملیات ماشین کاری
dome
برامدگی
domes
برامدگی
boss
برامدگی تزیینی
bossed
برامدگی تزیینی
bosses
برامدگی تزیینی
bossing
برامدگی تزیینی
sill
برامدگی دریایی
sills
برامدگی دریایی
tumors
تومور برامدگی
tumour
تومور برامدگی
tumours
تومور برامدگی
annular projection
برامدگی حلقوی
antihelix
برامدگی قسمت غضروفی خارج گوش
antinode
برامدگی
Other Matches
papillary
مانند برامدگی دارای برامدگی
granulation
برامدگی
gibbous
برامدگی
ganglion
برامدگی
extuberance
برامدگی
entasis
برامدگی
knop
برامدگی
knosp
برامدگی
knur
برامدگی
knurl
برامدگی
knurr
برامدگی
cusp
برامدگی
bluging
برامدگی
convexity
برامدگی
whaleback
برامدگی
turgescence
برامدگی
tuberosity
برامدگی
nurl
برامدگی
neuroma
برامدگی پی
nub or nubble
برامدگی
villus
برامدگی مویی
tumidity
برامدگی
[تورم]
tumor
تومور برامدگی
boll
برامدگی مانند
bowing of bed
برامدگی کف نهر
bulge
برامدگی
[تورم]
tumescence
برامدگی
[تورم]
swelling
برامدگی
[تورم]
protuberance
برامدگی
[تورم]
lump
برامدگی
[تورم]
bumpiness
دارای برامدگی
bulginess
برامدگی شکم
bulging test
ازمایش برامدگی
phantom tumour
برامدگی موقتی
hyperostosis
برامدگی استخوان
jag
برامدگی تیز
knar
برامدگی درچوب
knarred
دارای برامدگی
papillose
دارای برامدگی
knuckle bone
برامدگی بندانگشت
papilla
برامدگی کوچک
mezzo rillievo
نیم برامدگی
phyma
برامدگی پوست
exostosis
برامدگی استخوان
eminency
برامدگی بزرگی
tubercle
برامدگی گرد
bunchout
برامدگی یافتن
caput
نوک برامدگی
circular projection
برامدگی گرد
thenar
برامدگی کف دست
protuberancy
برامدگی قلنبگی
turgor
برامدگی
[تورم]
cuspidal
دارای برامدگی
midrib
خط یا برامدگی حد فاصل
knag
گره چوب برامدگی
nubble
برامدگی یاگره کوچک
pigeon breast
برامدگی جناغ سینه
tubercle
برامدگی دندان اسیاب
papula
برامدگی خارش دار
papilla
برامدگی نوک دار
outgrwth
برامدگی گوشت زیادی
inion
برامدگی پشت کله
hummock
برامدگی زمین در مرداب
chicken breast
برامدگی عظم قص یا استخوان سینه
caulk
برامدگی زیر نعل اسب
excrescency
اماس گیاهی یا حیوانی برامدگی
glabella
برامدگی پیشانی میان دو ابرو
tuberculous
دارای برامدگی یا دکمه مسلول
umbo
قبه سپر قوز برامدگی
tuberous
دارای برامدگی گره دار
gyrus
برامدگی چین خورده مغز
trochanter
برامدگی در بالای تنه استخوان ران
bleb
برامدگی روی پوست انسان یاگیاه
monticule
تپه کوچک اتش فشانی برامدگی
fusee
امرود برامدگی ساق پای اسب
fourchette
برامدگی سه گوش درکف پای اسب
interspinalis
ماهیچه کوتاهی که برامدگی مهرههای پشت رابهم می پیوند د
keloid
برامدگی ایکه درمحل التیام زخم پدید می اید
cumulus mammatus
ابرهای متراکمی با برامدگی اونگ مانند در سطح زمین
olivary body
بر امدگی جلو پیاز مخ برامدگی قدامی بصل النخاع
rose gall
برامدگی در درخت نسترن که انرا حشره ویژهای فراهم می ورد
kissing button
برامدگی روی زه که درکشیدن کامل کمان با لب کمانگیر مماس میشود
frost heave
برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
rand
لبه برامدگی لبه طبقات سنگ نوار
hyprostosis
رویش غیر طبیعی استخوان کلفت شدگی استخوان برامدگی استخوان
condyle
مهره استخوان- برامدگی استخوان
knobble
برامدگی کوچک گره کوچک
socle
پایه ستون برامدگی پایه ستون وامثال ان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com