English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
hummock برامدگی زمین در مرداب
Other Matches
frost heave برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
nook قطعه زمین پیش امده برامدگی
cumulus mammatus ابرهای متراکمی با برامدگی اونگ مانند در سطح زمین
papillary مانند برامدگی دارای برامدگی
butts ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butted ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butt ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
backwaters مرداب
quagmire مرداب
morass مرداب
laguna مرداب
lagune مرداب
liman مرداب
marshes مرداب
marish مرداب
quagmires مرداب
swamp مرداب
backwater مرداب
fens مرداب
swamps مرداب
swamping مرداب
swamped مرداب
swampland مرداب
mere مرداب
pocosin مرداب
fen مرداب
merest مرداب
marsh مرداب
lagoon مرداب
lagoons مرداب
lagoon nebula ابری مرداب
paludous مرداب نشین
methane گاز مرداب
paludicole مرداب نشین
lagoon nebula سحابی مرداب
marsh gas گاز مرداب
paludose مرداب نشین
swamps مرداب باطلاق لجن زار
swamping مرداب باطلاق لجن زار
swamped مرداب باطلاق لجن زار
swamp مرداب باطلاق لجن زار
swamper جانور یا چیزی که در مرداب فرو رود
swamper ساکن مرداب کسیکه الوار را جمع اوری میکند
touch judge هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
clowns دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowning دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowned دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clown دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
ground return انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
pancake در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
pancakes در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
inductive earthing زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
hercules نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
geotaxis گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
center field قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
regulus نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
honest john نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
off side سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
nap of the earth از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
tellurian ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
to break up از هم جدا شدن [پوسته زمین] [زمین شناسی]
geognosy زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
perelotok زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
rolling terrain زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
styx نوعی موشک زمین به زمین دریایی
sergeants گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
sergeant گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
whaleback برامدگی
gibbous برامدگی
mound برامدگی
ridge برامدگی
ridges برامدگی
knob برامدگی
mounds برامدگی
bump برامدگی
extuberance برامدگی
ganglion برامدگی
overhangs برامدگی
overhang برامدگی
knobs برامدگی
entasis برامدگی
granulation برامدگی
neuroma برامدگی پی
bumpier پر از برامدگی
bumpiest پر از برامدگی
bumpy پر از برامدگی
knop برامدگی
knurr برامدگی
knurl برامدگی
knur برامدگی
nub or nubble برامدگی
ledges برامدگی
nurl برامدگی
bulging برامدگی
bulges برامدگی
bulged برامدگی
bulge برامدگی
turgescence برامدگی
tuberosity برامدگی
ledge برامدگی
knosp برامدگی
nub برامدگی
burring برامدگی
burrs برامدگی
nibs برامدگی
bluging برامدگی
nib برامدگی
domes برامدگی
antinode برامدگی
dome برامدگی
convexity برامدگی
burr برامدگی
heaved برامدگی
burred برامدگی
cusp برامدگی
heave برامدگی
covenant runing with land شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
knarred دارای برامدگی
bosses برامدگی تزیینی
knar برامدگی درچوب
bossed برامدگی تزیینی
bulge برامدگی [تورم]
knuckle bone برامدگی بندانگشت
jag برامدگی تیز
nodes دشواری برامدگی
bossing برامدگی تزیینی
sill برامدگی دریایی
hyperostosis برامدگی استخوان
sills برامدگی دریایی
tumors تومور برامدگی
tumour تومور برامدگی
verruca گندمه برامدگی
boss برامدگی تزیینی
lumped غلنبه برامدگی
midrib خط یا برامدگی حد فاصل
mezzo rillievo نیم برامدگی
lumps غلنبه برامدگی
node دشواری برامدگی
papilla برامدگی کوچک
knobby دارای برامدگی
nodules برامدگی کوچک
nodules برامدگی عقده
nodule برامدگی کوچک
nodule برامدگی عقده
papillose دارای برامدگی
thenar برامدگی کف دست
verrucas گندمه برامدگی
lump غلنبه برامدگی
eminence برامدگی بزرگی
circular projection برامدگی گرد
bridged برامدگی بینی
humps برامدگی گرد
humping برامدگی گرد
hump برامدگی گرد
caput نوک برامدگی
bunchout برامدگی یافتن
bumpiness دارای برامدگی
bulging test ازمایش برامدگی
tumours تومور برامدگی
bridge برامدگی بینی
protruding برامدگی داشتن
protrudes برامدگی داشتن
cuspidal دارای برامدگی
protruded برامدگی داشتن
protrude برامدگی داشتن
eminency برامدگی بزرگی
protuberance برامدگی قلنبگی
protuberancy برامدگی قلنبگی
exostosis برامدگی استخوان
bulginess برامدگی شکم
phyma برامدگی پوست
bowing of bed برامدگی کف نهر
swelling برامدگی [تورم]
promontory پرتگاه برامدگی
promontories پرتگاه برامدگی
phantom tumour برامدگی موقتی
tumidity برامدگی [تورم]
tubercle برامدگی گرد
tumor تومور برامدگی
villus برامدگی مویی
annular projection برامدگی حلقوی
turgor برامدگی [تورم]
protuberances برامدگی قلنبگی
protuberance برامدگی [تورم]
bridges برامدگی بینی
lump برامدگی [تورم]
splint برامدگی کوچک
boll برامدگی مانند
tumescence برامدگی [تورم]
no man's land زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
lacrosse نوعی موشک زمین به زمین
redstone موشک زمین به زمین رداستون
pervious ground زمین تراوا زمین نفوذپذیر
pershing موشک زمین به زمین پرشینگ
pigeon breast برامدگی جناغ سینه
papilla برامدگی نوک دار
stigma لکه ننگ برامدگی
projection پیش افکنی برامدگی
outgrwth برامدگی گوشت زیادی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com