English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
nodule برامدگی عقده
nodules برامدگی عقده
Other Matches
papillary مانند برامدگی دارای برامدگی
ganglion عقده
complexes عقده
superiority complex عقده ای
complex عقده
lump in throat عقده در گلو
obsession عقده روحی
complexes عقده روانی
edipus complex عقده ادیپ
jocasta complex عقده یوکاستا
diana complex عقده دیانا
ganglionated عقده دار
complex indicator نشانگر عقده
medea complex عقده میدیا
mother complex عقده مادری
obsessions عقده روحی
universal complex عقده همگانی
sympathetic ganglion عقده سمپاتیک
spinal ganglion عقده نخاعی
inferiority complexes عقده حقارت
knot مشکل عقده
knots مشکل عقده
orestes complex عقده اورستس
oedipus complex عقده ادیپ
electra complex عقده الکترا
inferiority complex عقده حقارت
complex عقده روانی
medea complex عقده فرزند کشی
preganglionic قبل از عقده عصبی
obsesses ایجاد عقده روحی کردن
obsessed ایجاد عقده روحی کردن
obsessing ایجاد عقده روحی کردن
obsess ایجاد عقده روحی کردن
preganglionic وابسته به جلو عقده عصبی
convexity برامدگی
burred برامدگی
knurl برامدگی
knurr برامدگی
neuroma برامدگی پی
nub or nubble برامدگی
burr برامدگی
heaved برامدگی
heave برامدگی
nibs برامدگی
nurl برامدگی
tuberosity برامدگی
turgescence برامدگی
nub برامدگی
whaleback برامدگی
burring برامدگی
knur برامدگی
bluging برامدگی
antinode برامدگی
nib برامدگی
domes برامدگی
cusp برامدگی
entasis برامدگی
extuberance برامدگی
ganglion برامدگی
gibbous برامدگی
granulation برامدگی
knosp برامدگی
dome برامدگی
burrs برامدگی
knop برامدگی
mound برامدگی
ledge برامدگی
overhangs برامدگی
ledges برامدگی
overhang برامدگی
knob برامدگی
mounds برامدگی
knobs برامدگی
bump برامدگی
bumpier پر از برامدگی
bumpy پر از برامدگی
bulging برامدگی
bulge برامدگی
bulged برامدگی
bumpiest پر از برامدگی
bulges برامدگی
ridges برامدگی
ridge برامدگی
hyperostosis برامدگی استخوان
jag برامدگی تیز
knobby دارای برامدگی
knar برامدگی درچوب
verrucas گندمه برامدگی
lump برامدگی [تورم]
protuberance برامدگی [تورم]
circular projection برامدگی گرد
tumescence برامدگی [تورم]
swelling برامدگی [تورم]
cuspidal دارای برامدگی
bossing برامدگی تزیینی
eminency برامدگی بزرگی
bulge برامدگی [تورم]
exostosis برامدگی استخوان
knarred دارای برامدگی
bridge برامدگی بینی
knuckle bone برامدگی بندانگشت
protuberancy برامدگی قلنبگی
phyma برامدگی پوست
thenar برامدگی کف دست
papillose دارای برامدگی
papilla برامدگی کوچک
turgor برامدگی [تورم]
tubercle برامدگی گرد
nodes دشواری برامدگی
tumor تومور برامدگی
node دشواری برامدگی
midrib خط یا برامدگی حد فاصل
mezzo rillievo نیم برامدگی
villus برامدگی مویی
bridges برامدگی بینی
bridged برامدگی بینی
phantom tumour برامدگی موقتی
tumidity برامدگی [تورم]
humping برامدگی گرد
protuberance برامدگی قلنبگی
annular projection برامدگی حلقوی
tumours تومور برامدگی
tumour تومور برامدگی
protuberances برامدگی قلنبگی
lump غلنبه برامدگی
lumped غلنبه برامدگی
sills برامدگی دریایی
lumps غلنبه برامدگی
verruca گندمه برامدگی
sill برامدگی دریایی
protruded برامدگی داشتن
protrude برامدگی داشتن
humps برامدگی گرد
hump برامدگی گرد
bossed برامدگی تزیینی
boss برامدگی تزیینی
eminence برامدگی بزرگی
protrudes برامدگی داشتن
promontory پرتگاه برامدگی
promontories پرتگاه برامدگی
splint برامدگی کوچک
bulging test ازمایش برامدگی
bosses برامدگی تزیینی
bumpiness دارای برامدگی
bunchout برامدگی یافتن
caput نوک برامدگی
tumors تومور برامدگی
bulginess برامدگی شکم
boll برامدگی مانند
nodules برامدگی کوچک
nodule برامدگی کوچک
bowing of bed برامدگی کف نهر
protruding برامدگی داشتن
cockles گره و برامدگی پارچه
stigma لکه ننگ برامدگی
projections پیش افکنی برامدگی
outgrwth برامدگی گوشت زیادی
cockle گره و برامدگی پارچه
nubble برامدگی یاگره کوچک
papilla برامدگی نوک دار
tubercle برامدگی دندان اسیاب
papula برامدگی خارش دار
pigeon breast برامدگی جناغ سینه
stigmas لکه ننگ برامدگی
projection پیش افکنی برامدگی
tubercular برامدگی دار سلی
inion برامدگی پشت کله
knag گره چوب برامدگی
hummock برامدگی زمین در مرداب
hillock برامدگی در سطح صاف
hillocks برامدگی در سطح صاف
knuckle برامدگی یا گره گیاه
knuckles برامدگی یا گره گیاه
glabella برامدگی پیشانی میان دو ابرو
cams برامدگی قطعه گوشه دار
tuberous دارای برامدگی گره دار
caulk برامدگی زیر نعل اسب
finger باندازه یک انگشت میله برامدگی
fingers باندازه یک انگشت میله برامدگی
tuberculous دارای برامدگی یا دکمه مسلول
umbo قبه سپر قوز برامدگی
chicken breast برامدگی عظم قص یا استخوان سینه
gyrus برامدگی چین خورده مغز
mount سوار شدن قله برامدگی
mounts سوار شدن قله برامدگی
cam برامدگی قطعه گوشه دار
excrescency اماس گیاهی یا حیوانی برامدگی
trochanter برامدگی در بالای تنه استخوان ران
tuber سیبک برامدگی زگیل مانند برجستگی
fusee امرود برامدگی ساق پای اسب
antihelix برامدگی قسمت غضروفی خارج گوش
bleb برامدگی روی پوست انسان یاگیاه
fourchette برامدگی سه گوش درکف پای اسب
nook قطعه زمین پیش امده برامدگی
monticule تپه کوچک اتش فشانی برامدگی
tubers سیبک برامدگی زگیل مانند برجستگی
bulbs هر نوع برامدگی یاتورم شبیه پیاز
bulb هر نوع برامدگی یاتورم شبیه پیاز
beards هرگونه برامدگی تیزشبیه مو و سیخ در گیاه و حیوان
beard هرگونه برامدگی تیزشبیه مو و سیخ در گیاه و حیوان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com