English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
cam برامدگی قطعه گوشه دار
cams برامدگی قطعه گوشه دار
Other Matches
nook قطعه زمین پیش امده برامدگی
quadrangle قطعه سربی چهار گوشه
quadrangles قطعه سربی چهار گوشه
segmentation تقسیم بچند قسمت یا قطعه قطعه قطعه سازی
papillary مانند برامدگی دارای برامدگی
zero insertion force socket [قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
cornering گوشه دار کردن گوشه گذاشتن به
corners گوشه دار کردن گوشه گذاشتن به
corner گوشه دار کردن گوشه گذاشتن به
eremitic گوشه نشینانه گوشه گیر
acute angle گوشه تیز گوشه تند
lobation قطعه قطعه شدگی مقطع زائده اویخته
companion part لنگه قطعه متقابل قطعه راهنما
hermitical وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
planar روش تولید مدارهای مجتمع بار اعمال مواد شیمیایی به یک قطعه سیلیکن برای تولید قطعه متفاوت
fast قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fastest قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fasted قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fasts قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
segment قطعه قطعه کردن به بخشهای مختلف تقسیم کردن
segments قطعه قطعه کردن به بخشهای مختلف تقسیم کردن
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
fragment قطعه قطعه کردن
mainland قطعه اصلی قطعه
fragmentation قطعه قطعه شدن
fragmenting قطعه قطعه کردن
sectional قطعه قطعه بخشی
segments قطعه قطعه کردن
fragments قطعه قطعه کردن
segment قطعه قطعه کردن
fritters قطعه قطعه کردن
fritter قطعه قطعه کردن
dome برامدگی
bulged برامدگی
knosp برامدگی
bulging برامدگی
bulges برامدگی
knop برامدگی
domes برامدگی
bluging برامدگی
bulge برامدگی
ridges برامدگی
ridge برامدگی
knobs برامدگی
knob برامدگی
nurl برامدگی
ledge برامدگی
ledges برامدگی
antinode برامدگی
overhangs برامدگی
overhang برامدگی
mounds برامدگی
whaleback برامدگی
convexity برامدگی
turgescence برامدگی
knur برامدگی
tuberosity برامدگی
knurl برامدگی
knurr برامدگی
bump برامدگی
heave برامدگی
neuroma برامدگی پی
nub or nubble برامدگی
mound برامدگی
burrs برامدگی
bumpier پر از برامدگی
bumpiest پر از برامدگی
bumpy پر از برامدگی
granulation برامدگی
nub برامدگی
burring برامدگی
heaved برامدگی
burr برامدگی
extuberance برامدگی
burred برامدگی
entasis برامدگی
ganglion برامدگی
nibs برامدگی
nib برامدگی
gibbous برامدگی
cusp برامدگی
tubercle برامدگی گرد
bowing of bed برامدگی کف نهر
bulge برامدگی [تورم]
protrudes برامدگی داشتن
eminence برامدگی بزرگی
tumours تومور برامدگی
protruding برامدگی داشتن
nodules برامدگی کوچک
nodules برامدگی عقده
caput نوک برامدگی
nodule برامدگی کوچک
nodule برامدگی عقده
thenar برامدگی کف دست
protrude برامدگی داشتن
nodes دشواری برامدگی
phantom tumour برامدگی موقتی
phyma برامدگی پوست
humps برامدگی گرد
humping برامدگی گرد
bulging test ازمایش برامدگی
hump برامدگی گرد
turgor برامدگی [تورم]
bridges برامدگی بینی
bridged برامدگی بینی
protuberancy برامدگی قلنبگی
papillose دارای برامدگی
tumidity برامدگی [تورم]
node دشواری برامدگی
bunchout برامدگی یافتن
lump برامدگی [تورم]
protuberance برامدگی [تورم]
bumpiness دارای برامدگی
swelling برامدگی [تورم]
tumescence برامدگی [تورم]
bulginess برامدگی شکم
boll برامدگی مانند
papilla برامدگی کوچک
annular projection برامدگی حلقوی
protuberance برامدگی قلنبگی
promontory پرتگاه برامدگی
bosses برامدگی تزیینی
bossing برامدگی تزیینی
promontories پرتگاه برامدگی
exostosis برامدگی استخوان
sill برامدگی دریایی
sills برامدگی دریایی
knuckle bone برامدگی بندانگشت
villus برامدگی مویی
bossed برامدگی تزیینی
boss برامدگی تزیینی
knar برامدگی درچوب
protruded برامدگی داشتن
splint برامدگی کوچک
hyperostosis برامدگی استخوان
bridge برامدگی بینی
jag برامدگی تیز
cuspidal دارای برامدگی
knobby دارای برامدگی
eminency برامدگی بزرگی
tumor تومور برامدگی
midrib خط یا برامدگی حد فاصل
lumped غلنبه برامدگی
tumors تومور برامدگی
circular projection برامدگی گرد
lump غلنبه برامدگی
protuberances برامدگی قلنبگی
lumps غلنبه برامدگی
mezzo rillievo نیم برامدگی
tumour تومور برامدگی
verruca گندمه برامدگی
knarred دارای برامدگی
verrucas گندمه برامدگی
knag گره چوب برامدگی
nubble برامدگی یاگره کوچک
papula برامدگی خارش دار
hillock برامدگی در سطح صاف
pigeon breast برامدگی جناغ سینه
inion برامدگی پشت کله
tubercle برامدگی دندان اسیاب
cockle گره و برامدگی پارچه
cockles گره و برامدگی پارچه
tubercular برامدگی دار سلی
papilla برامدگی نوک دار
stigma لکه ننگ برامدگی
hummock برامدگی زمین در مرداب
projection پیش افکنی برامدگی
projections پیش افکنی برامدگی
hillocks برامدگی در سطح صاف
stigmas لکه ننگ برامدگی
knuckle برامدگی یا گره گیاه
outgrwth برامدگی گوشت زیادی
knuckles برامدگی یا گره گیاه
fingers باندازه یک انگشت میله برامدگی
glabella برامدگی پیشانی میان دو ابرو
finger باندازه یک انگشت میله برامدگی
excrescency اماس گیاهی یا حیوانی برامدگی
chicken breast برامدگی عظم قص یا استخوان سینه
gyrus برامدگی چین خورده مغز
tuberculous دارای برامدگی یا دکمه مسلول
caulk برامدگی زیر نعل اسب
mount سوار شدن قله برامدگی
tuberous دارای برامدگی گره دار
mounts سوار شدن قله برامدگی
umbo قبه سپر قوز برامدگی
anatomize قطعه قطعه کردن تجزیه کردن
tubers سیبک برامدگی زگیل مانند برجستگی
bulb هر نوع برامدگی یاتورم شبیه پیاز
bulbs هر نوع برامدگی یاتورم شبیه پیاز
trochanter برامدگی در بالای تنه استخوان ران
monticule تپه کوچک اتش فشانی برامدگی
tuber سیبک برامدگی زگیل مانند برجستگی
bleb برامدگی روی پوست انسان یاگیاه
antihelix برامدگی قسمت غضروفی خارج گوش
fourchette برامدگی سه گوش درکف پای اسب
fusee امرود برامدگی ساق پای اسب
beards هرگونه برامدگی تیزشبیه مو و سیخ در گیاه و حیوان
beard هرگونه برامدگی تیزشبیه مو و سیخ در گیاه و حیوان
cumulus mammatus ابرهای متراکمی با برامدگی اونگ مانند در سطح زمین
interspinalis ماهیچه کوتاهی که برامدگی مهرههای پشت رابهم می پیوند د
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com