Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
whom it may concern
برای اطلاع افراد ذیربط
Other Matches
join
ترکیب دو یا چند اطلاع برای تولید یک واحد اطلاع
joins
ترکیب دو یا چند اطلاع برای تولید یک واحد اطلاع
joined
ترکیب دو یا چند اطلاع برای تولید یک واحد اطلاع
private
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
privates
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
diagnostics
اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن
cultivation
جلب محبت برای استفاده درکسب اطلاعات دانه پاشیدن تماس برای جلب و به دام انداختن افراد
personal salute
تیر سلام برای افراد
split ticket
<idiom>
انتخاب افراد سیاسی برای رای
conferences
ملاقات با افراد برای بحث در مورد یک مشکل
conference
ملاقات با افراد برای بحث در مورد یک مشکل
enroute personnel
افراد پیوسته به یکان حین حرکت برای عملیات
match
جستجو در پایگاه داده برای اطلاع مشابه
matches
جستجو در پایگاه داده برای اطلاع مشابه
notification
عملی است که دولتی برای اگاه ساختن دولت دیگر برای اطلاع از مسئله مهمی انجام میدهد و هدف از این عمل ان است که طرف از مسیله مذکور قانونا"مطلع تلقی شود
panels
صورت اساسی افراد واجدشرایط برای عضویت هیات منصفه
appearance money
پولی که به افراد مشهور برای حضور در محافل پرداخت میشود
panel
صورت اساسی افراد واجدشرایط برای عضویت هیات منصفه
reception station
پست پذیرش و اماده کردن افراد جدید برای اعزام
characterization
مجسم کردن افراد ذکر خصوصیات افراد
shared
یک کامپیوتر و یک حافظه پشتیبان که توسط افراد مختلف در شبکه برای یک برنامه کاربردی به کار رود
shares
یک کامپیوتر و یک حافظه پشتیبان که توسط افراد مختلف در شبکه برای یک برنامه کاربردی به کار رود
share
یک کامپیوتر و یک حافظه پشتیبان که توسط افراد مختلف در شبکه برای یک برنامه کاربردی به کار رود
CB
مخفف وابسته به امواج رادیویی که برای استفادهی افراد عادی که میخواهند با فرستندهی خصوصی مخابره کنند کنارگذاشته شده است
generation
مرحله بعدی طراحی سیستم کامپیوتری با استفاده از مدارهای VESI سریع و زبانهای برنامه نویسی قدرتمند برای امکان محاوره افراد
smalltalk
یک سیستم زبان و نرم افزارکه برای هر چه بیشتر اسان نمودن استفاده از کامپیوترتوسط افراد عامی طراحی شده است اسمال تاک
generations
مرحله بعدی طراحی سیستم کامپیوتری با استفاده از مدارهای VESI سریع و زبانهای برنامه نویسی قدرتمند برای امکان محاوره افراد
extension
اطلاع اضافی پس از نام فایل برای بیان نوع فایل
extensions
اطلاع اضافی پس از نام فایل برای بیان نوع فایل
fifth generation computers
مرحله بعدی طراحی سیستم کامپیوتری که با استفاده از مدارهای سریع VLSI و زبانهای برنامه سازی قدرتمند برای ایجاد امکان محدوده افراد
letters
نوشته ارسالی از کسی به دیگری یا از کامپیوتر به دیگری برای اطلاع رسانی یا ارسال دستور یا..
letter
نوشته ارسالی از کسی به دیگری یا از کامپیوتر به دیگری برای اطلاع رسانی یا ارسال دستور یا..
levee en masse
عبارت است از مسلح شدن افراد یک مملکت جهت مبارزه با دشمن پیش از رسیدن قوای خصم به خاک خودی این افراد که اشکارا سلاح حمل می کنندملزم به رعایت قوانین جنگ هستند
fixes
داده نوشته شده روی فایل یا صفحه نمایش برای اطلاع رسانی یا بیان مشخصات و آنچه قابل تغییر توسط کاربر نیست
fix
داده نوشته شده روی فایل یا صفحه نمایش برای اطلاع رسانی یا بیان مشخصات و آنچه قابل تغییر توسط کاربر نیست
bulk
مین کننده اطلاع برای ایجاد صفحات متن ویدیویی -off line به کار می رود که بعد آنها را به سرعت به کامپیوتر اصلی متصل کند
robot
وسیلهای که برای انجام یک سری امور تولیدی که مشابه کارهای انجام شده توسط افراد است برنامه ریزی میشود
robots
وسیلهای که برای انجام یک سری امور تولیدی که مشابه کارهای انجام شده توسط افراد است برنامه ریزی میشود
documented
وسیلهای که اطلاع نوشته شده یا چاپ شده رابه حالتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند
documenting
وسیلهای که اطلاع نوشته شده یا چاپ شده رابه حالتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند
document
وسیلهای که اطلاع نوشته شده یا چاپ شده رابه حالتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند
enlisted section
قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
formats
استفاده از فیلدهای نمایش محافظت شده برای نمایش حالت خالی یا صفحهای که قابل تغییر نیست ولی کاربر میتواند اطلاع وارد کند
format
استفاده از فیلدهای نمایش محافظت شده برای نمایش حالت خالی یا صفحهای که قابل تغییر نیست ولی کاربر میتواند اطلاع وارد کند
booking
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
bookings
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
enquiry
تقاضا برای داده یا اطلاع از وسیله یا پایگاه داده . دستیابی به داده در حافظه کامپیوتر بدون تغییر داده
battery of tests
گروه ازمونهای کارایی افراد گروه ازمونهای خصوصیات پرسنلی افراد
utopiannism
اعتقاد به مدینه فاضله روش فکری افلاطون فرانسیس بیکن سر توماس مور و ..... که در اثار خودجامعهای با تاسیسات مطلوب و افراد بی عیب و درحد کمال مطلوب ایجاد و ان را به عنوان الگویی برای جوامع جهان معرفی کرده اند
updated
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
update
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
updates
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
query
زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود
querying
زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود
queries
زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود
queried
زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود
enlistedman
افراد
men
افراد
troop
افراد
trooped
افراد
trooping
افراد
enlisted personnel
افراد
personnel
افراد
platoons
جوخهء افراد
filler personnel
افراد جایگزینی
top-level
افراد عالیرتبه
roll call
نامیدن افراد
equal status persons
افراد همپایه
cognoscenti
افراد مطلعدربارهموضوعیخاص
service club
باشگاه افراد
head count
جمع افراد
packed out
پر و مملو از افراد
category
طبقه افراد
withindoors
افراد داخل
platoon
جوخهء افراد
enlistee
افراد داوطلب
liberty men
افراد مرخصی
personnel status
وضع افراد
enlisted personnel
طبقه افراد
head counts
جمع افراد
notice
اطلاع
acquaintance
اطلاع
unwitting
بی اطلاع
tip-off
اطلاع
warning
اطلاع
advice
اطلاع
conizance
اطلاع
awareness
اطلاع
unaware
بی اطلاع
word
اطلاع
communication
اطلاع
deep read
با اطلاع
uniformed
بی اطلاع
ill informed
بی اطلاع
unimformed
بی اطلاع
information
اطلاع
datum
اطلاع
unawares
بی اطلاع
knowledge
اطلاع
intelligence
اطلاع
learning
اطلاع
know how
اطلاع
consciousness
اطلاع
notification
اطلاع
conscience
[archaic for: consciousness]
اطلاع
unknowable
بی اطلاع
appreciation
[awareness]
اطلاع
uninformed
بی اطلاع
ill-informed
<adj.>
بی اطلاع
unknowingly
بی اطلاع
unknowing
بی اطلاع
well-read
با اطلاع
well read
با اطلاع
versed
با اطلاع
nescious
بی اطلاع
conscious mind
اطلاع
condemns
محکوم کردن افراد
aptitude area
حیطه قابلیت افراد
receptee
افراد مورد پذیرش
transfer station
محل اعزام افراد
personal error
خطاهای انفرادی افراد
personnel monitoring
بازرسی بدنی از افراد
transfer station
محل انتقال افراد
condemning
محکوم کردن افراد
condemn
محکوم کردن افراد
favouritism
افراد مورد توجه
rouse out
بیدار کردن افراد
special olympics
المپیک افراد استثنایی
morale
روحیه افراد مردم
posse comitatus
دسته افراد پلیس
army deposit fund
پس انداز انفرادی افراد
play the field
<idiom>
با افراد مختلفی قرارگذاشتن
cimmerian
افراد کشور فلمات
the common wealth of learning
افراد اهل علم
commando
افراد نیروی مخصوص
commandos
افراد نیروی مخصوص
noncombatant
افراد غیر نظامی
close station
افراد بدو مرخص
avast
افراد به جای خود
top-level
توسط افراد عالیرتبه
family size
تعداد افراد خانواده
coachload
افراد سوار بر درشکه
dependents
افراد تحت تکفل
bachelor quarters
منازل افراد مجرد
target audience
افراد مورد نظر
part owners
افراد شریک المال
billet slip
لوحه اسکان افراد
characterization
نوشتن بیوگرافی افراد
troops
افراد قسمتها سربازان
billet slip
کارت محلهای افراد
swallow one's pride
<idiom>
متواضع کردن افراد
tip off
اطلاع نهانی
unadvised
بدون اطلاع
knowledge of results
اطلاع از نتایج
unpolitical
بی اطلاع ازسیاست
precognition
اطلاع قبلی
criticaster
ناقد بی اطلاع
misknow
بی اطلاع بودن از
notifies
اطلاع دادن
reports
اطلاع دادن
notifying
اطلاع دادن
previews
اطلاع قبلی
preview
اطلاع قبلی
prospectus
اطلاع نامه
prospectuses
اطلاع نامه
informatics
اطلاع رسانی
report
اطلاع دادن
letter of a
اطلاع نامه
reported
اطلاع دادن
a piece of information
یک تکه اطلاع
global knowledge
اطلاع سراسری
advice note
یادداشت اطلاع
notify
اطلاع دادن
information
اطلاع دادن
notified
اطلاع دادن
tip-off
اطلاع نهانی
tip-offs
اطلاع نهانی
attentions
اخطارجهت اطلاع به
inking
اطلاع مختصر
notice
توجه اطلاع
attention
اخطارجهت اطلاع به
noticed
توجه اطلاع
notices
توجه اطلاع
noticing
توجه اطلاع
huddle
ازدحام اجتماع افراد یک تیم
biographical intelligence
اطلاعات مربوط به بیوگرافی افراد
huddled
ازدحام اجتماع افراد یک تیم
huddles
ازدحام اجتماع افراد یک تیم
rotation
تعویض نوبتی یکانها یا افراد
IMA
قالب ها و خصوصیات افراد است
troop housing
کوی درجه داران یا افراد
posse
دسته افراد پلیس جماعت
posses
دسته افراد پلیس جماعت
Do not admit any outsiders.
افراد غیره را راه ندهید
huddling
ازدحام اجتماع افراد یک تیم
Applicants flooded in.
سیل افراد ( متقاضیان ) جاری شد
charter
بین افراد دلالت کند
chartered
بین افراد دلالت کند
chartering
بین افراد دلالت کند
people sniffer
رادار کشف افراد دشمن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com