English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (20 milliseconds)
English Persian
minus sign برای تفریق یا مقدار منفی
minus signs برای تفریق یا مقدار منفی
minus برای تفریق یا مقدار منفی
Other Matches
table استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tabled استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tables استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tabling استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
beta range حدود تغییر گام ملخ در موتورتوربوپراپ برای تولید نیروی برای صفر یا منفی
law of demand براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
bandwidth در شبکه گسترده استفاده میشود و به کاربر اجازه هر مقدار ارسال اطلاعات میدهد و شبکه برای ارسال این مقدار اطلاعات تنظیم شده است
x punch سوراخ کارت در ستون برای بیان عدد منفی
X distance سوراخ کارت در ستون برای بیان عدد منفی
bipolar استفاده از سط وح ولتاژ مثبت و منفی برای نمایش اعداد دودویی
pH علامت لگاریتم منفی برای غلظت یون هیدروژن برحسب گرم اتم درهر لیتر
seed مقدار شروع برای تولید اعداد تصادفی
seeds مقدار شروع برای تولید اعداد تصادفی
two's complement افزودن یک به متمم یک یک عدد دودویی , برای نمایش اعداد دودویی منفی
complementation سیستم اعداد برای نشان دادن اعداد مثبت و منفی
reference مقدار نقط ه شروع برای مقادیر دیگر , معمولاگ صفر
references مقدار نقط ه شروع برای مقادیر دیگر , معمولاگ صفر
brake specific fuel consumption مقدار سوخت مصرف شده درواحد زمان برای تولید واحدقدرت
foot pound مقدار نیروی لازم برای بلند کردن وزنه یک پوندی بارتفاع یک فوت.
to pair somebody off [up] with somebody کسی را با کسی دیگر زوج کردن [برای ازدواج یا رابطه دوست دختر یا پسر] [همچنین می تواند لحن منفی داشته باشد]
querying پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل
queries پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل
query پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل
queried پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل
first generation computer کامپیوتر اصلی که از فناوری الکترونیکی بر پایه مقدار برای شروع تشکیل شده است
long run مدت کافی برای تغییر دادن در مقدار تولید به وسیله کاهش یا افزایش فرفیت موسسه
half life period مدت زمان لازم برای فعالیت یک ماده رادیواکتیو است که به نصف مقدار اولیه خود کاهش یابد
autos توانایی کامپیوتر برای مقدار دهی اولیه و بار کردن مجدد سیستم عامل در صورت بروز خرابی یا قط ع
auto توانایی کامپیوتر برای مقدار دهی اولیه و بار کردن مجدد سیستم عامل در صورت بروز خرابی یا قط ع
set 1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
sets 1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
setting up 1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
incremental computer دادهای که اختلاف مقدار فعلی با مقدار اصلی را نشان میدهد
machine address نوعی برنامه زبان اسمبلی که برای تولید کد که فقط از آدرس و مقدار مطلق استفاده میکند تشکیل شده باشد
offset مقدار اضافه شدنی به آدرس پایه برای تولید آدرس اندیس نهایی
offsetting مقدار اضافه شدنی به آدرس پایه برای تولید آدرس اندیس نهایی
tune تنظیم با مقدار کوچک پارامترهای سخت افزاری یا نرم افزاری برای افزایش کارایی
tunes تنظیم با مقدار کوچک پارامترهای سخت افزاری یا نرم افزاری برای افزایش کارایی
subtraction تفریق
subrtraction تفریق
subraction تفریق
separations تفریق
separation تفریق
wife's equity عبارت است از مقدار مناسب و معقولی ازاثاث البیت و ..... که زن میتواند برای خود و اطفالش نگهدارد و شوهر حق تصرف در ان یا انتقال دادنش راندارد
subtracting تفریق کردن
subtracter تفریق کننده
subtracts تفریق کردن
deduces تفریق کردن
deduced تفریق کردن
deduce تفریق کردن
deducing تفریق کردن
deduction کاهش تفریق
subtracted تفریق کردن
subtract تفریق کردن
subduct ربودن تفریق کردن
subtracting تفریق شدن منها کردن
subtracted تفریق شدن منها کردن
subtractive کاهنده دارای علامت تفریق
subtracts تفریق شدن منها کردن
subtract تفریق شدن منها کردن
default مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulted مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulting مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaults مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
adders وسیلهای که میتواند جمع و تفریق کند
adder وسیلهای که میتواند جمع و تفریق کند
paasche price index یعنی حاصلضرب قیمت و مقدار پایه بخش برحاصلضرب قیمت و مقدار درسال جاری
bipolar روش ارسال که از سطح ولتاژهای متفاوت مثبت و منفی برای نمایش دودویی استفاده میکند و صفر دودویی در سطح صفر نمایش داده میشود
subtrahend در عمل تفریق , عددی که از عدد دیگر کم شود
negative عددی که تعداد تفریق از صفر را نشان میدهد
negatives عددی که تعداد تفریق از صفر را نشان میدهد
flag نشانه وقوع عدد نقلی ناشی از تفریق یا جمع
flags نشانه وقوع عدد نقلی ناشی از تفریق یا جمع
borrow عملیات در برخی فرآیندهای ریاضی از قبیل تفریق از عدد کوچکتر
borrowed عملیات در برخی فرآیندهای ریاضی از قبیل تفریق از عدد کوچکتر
arithmetic مربوط به توابع ریاضی از قبیل جمع و تفریق و تقسیم و ضرب
borrows عملیات در برخی فرآیندهای ریاضی از قبیل تفریق از عدد کوچکتر
slutsky theorem براساس این قضیه با کاهش قیمت یک کالا مقدار تقاضا برای ان افزایش یافته و این امر بعلت اثر درامدی و اثر جانشینی امکان پذیر است
complemented 1-تبدیل یک رقم دودویی 2-نتیجه ناشی از تفریق یک عدد از یکی کمتر از پایه
complements 1-تبدیل یک رقم دودویی 2-نتیجه ناشی از تفریق یک عدد از یکی کمتر از پایه
complementing 1-تبدیل یک رقم دودویی 2-نتیجه ناشی از تفریق یک عدد از یکی کمتر از پایه
complement 1-تبدیل یک رقم دودویی 2-نتیجه ناشی از تفریق یک عدد از یکی کمتر از پایه
arithmetic محاسباتی که روی اعداد انجام می شوند از قبیل جمع و تفریق و ضرب و تقسیم
dosages مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
dosage مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
formula الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulae الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulas الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
retention money مقدار پولی که کارفرما جهت حسن انجام کار پیمانکار نگه میدارد واین مقدار درصدی ازکل قرارداد است که حسن انجام کار نامیده میشود
minus sign منفی
double negative دو منفی
minus signs منفی
positive/negative junction منفی
double negatives دو منفی
negative منفی
negation منفی
negatory منفی
negatives منفی
null منفی
negate منفی کردن
dissaving پس انداز منفی
negatives منفی کردن
negating منفی کردن
minus کم شد با علامت منفی
not حرف منفی
false negative منفی کاذب
negative electrode الکترد منفی
nay رای منفی
did not ماضی منفی do
minus clearance تولرانس منفی
negative acceleration شتاب منفی
negated منفی کردن
negates منفی کردن
negative brush زغال منفی
negative transmission پخش منفی
negative charge بار منفی
negative conductor سیم منفی
negative lead سیم منفی
negative relation رابطه منفی
negativeness منفی بودن
negativism منفی گرایی
negativism منفی بافی
negativism منفی کاری
negative plate صفحه منفی
negativist منفی گوی
negative modulation تحمیل منفی
negativist منفی باف
negatively skewed چوله منفی
negative transfer انتقال منفی
negative potential پتانسیل منفی
negative reward پاداش منفی
negative practice تمرین منفی
negative saving پس انداز منفی
negative side بخش منفی
negative signe علامت منفی
negative skewness چولگی منفی
negative slope شیب منفی
negative stability پایداری منفی
negative modulation پخش منفی
adverse balance مانده منفی
adverse balance موازنه منفی
negative feedback فیدبک منفی
negative feedback واخوراند منفی
negative element سازه منفی
negative reinforcement تقویت منفی
grey propaganda تبلیغات منفی
negative electricity برق منفی
negative electricity الکتریسیته منفی
negative correlation همبستگی منفی
negative film فیلم منفی
nonnegative غیر منفی
negative logic منطق منفی
negative ion یون منفی
negative induction القای منفی
negative glow روشنی منفی
negative balance مانده منفی
negative pole قطب منفی
negative g گرانش منفی
non placet رای منفی
negative wire سیم منفی
bonding اتصال منفی
no منفی مخالف
deceleration شتاب منفی
ground سیم منفی
negatively بطور منفی
ground قطب منفی
passives مبارزه منفی
ground اتصال منفی
degeneration واخوراند منفی
passive مبارزه منفی
retardation شتاب منفی
non-violence مبارزهی منفی
negation منفی کردن
cathode قطب منفی
negative منفی کردن
nope جواب منفی
negative terminal پایانه منفی
cathodes قطب منفی
negative tax plan طرح مالیات منفی
can not منفی فعل >توانستن <
negative feeder سیم تغذیه منفی
the answer is in the negative پاسخ ان منفی است
passive trade balance توازن تجارتی منفی
negative bias ولت شبکه منفی
negative bending moment لنگر خمشی منفی
negative acknowledge character کاراکتر تصدیق منفی
negative post قطب مدار منفی
negatively ionized atom اتم منفی- یونیده
negativity حالت منفی بودن
spillover costs عوارض منفی خارجی
negatively منفی وار وارونه
negative tax plan برنامه مالیات منفی
negative peaking اوج دهندگی منفی
negative terminal قطب مدار منفی
negative skewness عدم قرینگی منفی
negative pole قطب منفی مغناطیس
negatively ionized atom اتم بایونش منفی
negative income tax مالیات بر درامد منفی
negative static stability ناپایداری ایستای منفی
return a negative پاسخ منفی دادن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com