Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (41 milliseconds)
English
Persian
to mumble
[away]
to oneself
برای خودشان من من کردن
Other Matches
to mumble
[away]
to oneself
برای خودشان زیر لب سخن گفتن
cafeterias
رستورانی که مشتریها برای خودشان غذا میبرند
cafeteria
رستورانی که مشتریها برای خودشان غذا میبرند
their
خودشان
themselves
خودشان
inter se
میان خودشان
selves
خودشان خودمان
among each other
<adv.>
میان خودشان
As the debate unfolds citizens will make up their own minds.
در طول بحث شهروند ها خودشان تصمیم خواهند گرفت.
indexing
استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
The whole problem with the world is that fools and fanatics are always so certain of themselves, and wiser people so full of doubts.
مشکل اصلی در دنیا این است که احمق ها و متعصب ها همیشه از خودشان مطمئن و انسان های عاقل پر از تردید هستند.
electrodynamics
شاخهای از علم فیزیک که درباره اثرات جریان برق برمعناطیس یا روی جریانهای الکتریکی دیگر یاروی خودشان بحث میکند
to scramble for something
هجوم کردن با عجله برای چیزی
[با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
liberal education
اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
auto
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
autos
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
personal
متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
intubation
فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
potatoes and point
سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
bread and point
سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
turnaround time
زمان لازم برای فعال کردن برنامه برای تولید که کاربر خواسته است
diagnostics
اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن
weight belt
کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
conferencing
اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
skimming
محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
quasi contract
عقدی را گویند که التزام طرفین به مفاد ان ناشی از تصریح خودشان نباشد بلکه به صرف وقوع عمل خارجی به حکم قانون به عمل خود ملتزم شوند
ikon
نشانه گرافیکی یا تصویری روی صفحه نمایش که در سیستم محاورهای به کار می رود برای تامین یک روش ساده برای مشخص کردن یک تابع
timed
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
times
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
time
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
to send round the hat
برای کسی اعانه جمع کردن کشکول گدایی برای کسی دست گرفتن
B register
1-ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده که محل مورد نظر را مشخص میکند 2-ثباتی که برای گسترده تر کردن اکومولاتور برای ضرب و تقسیم به کار می رود
leader
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leaders
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
kiosk
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosks
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
delete
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
vetoes
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoed
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoing
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
veto
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
winterize
اماده برای زمستان شدن خود را برای مقابله باسرمای زمستان اماده کردن
badminton
بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
commandeering
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
flavoring
چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
flavorings
چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
commandeers
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeered
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
flavouring
چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
commandeer
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
flavourings
چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
stripping
نواربندی کردن نقشه برای عکس برداری علامت گذاری کردن
gas fittings
اسبابی که برای گرم کردن یاروشن کردن جایی باگازبکا
pre engage
ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
overhauls
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
line up
<idiom>
سازمان دهی کردن ،آماده برای عمل کردن
overhauled
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhaul
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhauling
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
to pine for home
دلتنگی برای میهن کردن ارزوی وطن کردن
clearance diving
شیرجه رفتن برای پاک کردن مین شیرجه برای مین روبی
jig
ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
jigs
ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
arm
1-فراهم کردن وسیله یا ماشین یا تابع برای عمل یا ورودی ها 2-مشخص کردن خط وط وقفه فعال
degausser
وسیلهای برای پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار یا نوک ضبط کردن
put-up
برای انتخابات نامزد کردن سازش کردن
put up
برای انتخابات نامزد کردن سازش کردن
cyphers
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
cipher
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
ciphers
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
service
برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
serviced
برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code
زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
compressive strength
قابلیت یک جسم برای مقاومت در برابر نیروی فشاری یانیرویی که گرایش به فشردن موتاه کردن و متراکم کردن ان دارد
plug compatible
دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
microsoft
بزرگترین طراحی و ناشر نرم افزار برای PC و Macintosh. ماکروسافت سیستم عامل را برای IBM PC سافت و پس برای ماکروسافت با مجموعهای از نرم افزارهای کاربردی
QBE
زبان ساده برای بازیابی اطلاعات از سیستم مدیریت پایگاه داده ها توسط وارد کردن درخواست با مقادیر مشخص که سپس با پایگاه داده تط بیق میشود و برای بازیابی داده صحیح استفاده میشود
for doing it
برای کردن ان
bookings
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
booking
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
drive
چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drives
چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
to grub
زیر و رو کردن
[برای]
to prospect
[for]
جستجو کردن
[برای]
so as to quiet him
برای ارام کردن او
in orders to make it easiter
برای اسان تر کردن ان
to grub about
زیر و رو کردن
[برای]
enable
تهیه کردن برای
enabled
تهیه کردن برای
to grub
جستجو کردن
[برای]
enabling
تهیه کردن برای
to grub about
جستجو کردن
[برای]
the proper time to do a thing
برای کردن کاری
prone to do something
آماده کردن برای
in order to prevent
برای جلوگیری کردن
enables
تهیه کردن برای
to fit with
اماده کردن برای
tenderize
برای ترد ونازک کردن ان
tenderising
برای ترد ونازک کردن ان
to underspend
[on]
ناکافی خرج کردن
[برای]
tenderised
برای ترد ونازک کردن ان
tenderises
برای ترد ونازک کردن ان
tenderized
برای ترد ونازک کردن ان
forthcomming
اماده برای ارائه کردن
bolster plate
صفحه برای مهار کردن
mnemonic
برای بار کردن در ثبات A
to serve the city with water
اب برای شهر تهیه کردن
to save for retirement
برای بازنشستگی پس انداز کردن
bucket step
فیکس کردن پا برای استراحت
to pander to somebody's ego
<idiom>
برای کسی چاپلوسی کردن
the right way to do a thing
صحیح برای کردن کاری
to offer a reward
[for]
عرضه کردن پاداشی
[برای]
tenderizing
برای ترد ونازک کردن ان
tenderizes
برای ترد ونازک کردن ان
to go round
برای همه کفایت کردن
warm up
<idiom>
گرم کردن (برای بازی)
gag
مانع فراهم کردن برای
to make room for a person
جا برای کسی باز کردن
prone to do something
آماده برای کردن کاری
carry over
<idiom>
برای بعد نگهداری کردن
gagged
مانع فراهم کردن برای
gags
مانع فراهم کردن برای
to hang on the rear
برای حمله دنبال کردن
to schmooze somebody
برای کسی تملق کردن
to butter somebody up
برای کسی تملق کردن
to schmooze somebody
برای کسی چاپلوسی کردن
to take pity on any one
برای کسی دلسوزی کردن
to provide for old age
برای پیری تهیه کردن
higgle
برای سودجویی بحث کردن
gagging
مانع فراهم کردن برای
to butter somebody up
برای کسی چاپلوسی کردن
strategy
طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
strategies
طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
IrDA
روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
infra red link
روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
to set measures to anything
برای چیزی اندازه یا حد معین کردن
to hire
برگزیدن برای کار
[استخدام کردن]
zamboni
دستگاه چهارچرخه برای صاف کردن یخ
rework
برای کاربرد مجدد آماده کردن
within reach of gunshot
کوشش کردن برای رسیدن به چیزی
to have a look round
[around]
the stores
[American E]
برای خرید در فروشگاه ها گردش کردن
to have a look round
[around]
the shops
[British E]
برای خرید در فروشگاه ها گردش کردن
garnishing
رنگ امیزی کردن برای استتار
interacts
برای عمل کردن روی یکدیگر
It is written for our benefit
نوشته کردن برای ما فایده دارد
interacting
برای عمل کردن روی یکدیگر
to empower somebody to do something
کسی را برای کاری مخیر کردن
pretty to look at
[to watch]
زیبا
[خوشگل]
برای نگاه کردن
cram
خودرا برای امتحان اماده کردن
crammed
خودرا برای امتحان اماده کردن
to schmooze somebody
برای کسی چرب زبانی کردن
to atone for something
جلب رضایت کردن برای چیزی
to raise the wind
پول برای مقصودی فراهم کردن
to save for something
پس انداز کردن
[اندوختن ]
برای چیزی
to refuse somebody admittance to something
پذیرش کسی را برای چیزی رد کردن
minimax
روشی برای کم کردن خطاهای یک فرایند
to make amends for something
جلب رضایت کردن برای چیزی
to pair off
جفت کردن
[برای کاری یا در جشنی]
sexualize
جنس برای چیزی تعیین کردن
peccability
ژمادگی برای گناه کردن جایزالخطایی
paint
رنگ و الگو برای پر کردن ناحیه
pre empt
از پیش برای خود تامین کردن
afterthought
چاره اندیشی برای کاری پس از کردن آن
prostitutes
برای پول خود را پست کردن
prostitute
برای پول خود را پست کردن
interacted
برای عمل کردن روی یکدیگر
to work for peanuts
<idiom>
برای چندرغازی کار کردن
[اصطلاح]
to affect something
[cultivate for effect]
کوشش کردن برای به نتیجه ای رسیدن
impetrate
برای چیزی لابه واستغاثه کردن
cramming
خودرا برای امتحان اماده کردن
crams
خودرا برای امتحان اماده کردن
interact
برای عمل کردن روی یکدیگر
to butter somebody up
برای کسی چرب زبانی کردن
to save up for something
برای چیزی صرفه جویی کردن
no answer
[n/a]
[in forms]
بدون پاسخ
[در برگه برای پر کردن]
incite to murder
اغوا کردن برای قتل عمد
paints
رنگ و الگو برای پر کردن ناحیه
spaced armor
دو پوسته کردن زره برای تقویت ان
winterization
اماده کردن برای کار در زمستان
henpeck
سعی کردن برای تفوق یافتن
to seek somebody out
جستجو برای پیدا کردن کسی
to curry favour
[British E]
/favor
[American E]
with somebody
برای کسی خود شیرینی کردن
to crawl to somebody
برای کسی خود شیرینی کردن
pinhole
سوراخ کردن برای گوشی یاز
constitutionalize
برای بهداشت مزاج گردش کردن
crossover
متقاطع کردن برای ازدیادفشار و سرعت
to make a r for something
برای رسیدن به چیزی نقاش کردن
potential
توانایی انرژی برای کار کردن
to bechon to a person to come
اشاره بکسی کردن برای دعوت وی
he has a rage for money
برای گرد کردن پول شهوت
assignment of space
تخصیص جا برای انبار کردن اماد
lay up
<idiom>
ذخیره کردن ،نگهداری برای آینده
to frame someone
پاپوش درست کردن برای کسی
to fit a dress on somebody
جامه ای را برای کسی اندازه کردن
to set up somebody
[for something]
پاپوش درست کردن برای کسی
make a run for it
<idiom>
برای نجات جان فرار کردن
tassel
پارچه برای تمیز کردن تیر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com