Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (31 milliseconds)
English
Persian
he has a rage for money
برای گرد کردن پول شهوت
Other Matches
voluptuous
شهوت پرست شهوت انگیز
to gratify ones passions
شهوت رانی کردن
She is passionately fond of tennis .
شهوت تنیس باز ی کردن دارد
to pander any one's lust
وسائل شهوت رانی کسی رافراهم کردن
indexing
استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
concupiscence
شهوت
passion
شهوت
appetites
شهوت
ruts
شهوت
lust
شهوت
desire
شهوت
appetite
شهوت
desires
شهوت
desiring
شهوت
carnality
شهوت
conoupiscence
شهوت
eros
شهوت
rut
شهوت
genital eroticism
شهوت تناسلی
lustfully
از روی شهوت
anal eroticism
شهوت مقعدی
alloerotism
شهوت دگرگرا
satyriasis
شهوت پرستی
sexiness
شهوت انگیزی
graphomania
شهوت نوشتن
tasty
<adj.>
شهوت انگیز
red-hot
<adj.>
شهوت انگیز
juicy
<adj.>
شهوت انگیز
lewdness
شهوت پرستی
sensuality
شهوت پرستی
alloeroticism
شهوت دگرگرا
salacity
شهوت رانی
voluptuate
شهوت انگیزکردن
eroticism
شهوت گرایی
urolagnia
شهوت ادراری
urethral erotism
شهوت میزراهی
lecherous
شهوت پرست
salacious
شهوت پرست
flesh
جسم شهوت
erotism
شهوت گرایی
oral eroticism
شهوت دهانی
orality
شهوت دهانی
lascivious
شهوت انگیز
salaciousness
شهوت رانی
anal erotism
شهوت مقعدی
anality
شهوت مقعدی
liking
شهوت ومیل
voluptuousness
شهوت رانی
anaphrodisia
کاهش شهوت
anaphrodisiac
کاهنده شهوت
organ eroticism
شهوت اندامی
obscene
شهوت انگیز
to scramble for something
هجوم کردن با عجله برای چیزی
[با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
liberal education
اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
autos
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
potatoes and point
سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
personal
متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
auto
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
bread and point
سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
intubation
فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
impassion
برسر شهوت اوردن
voluptuously
بطور شهوت انگیز
oestrum
شهوت ومستی جانوران
Lust for power and riches.
شهوت قدرت وثروت
libidinal
وابسته به شهوت جنسی
He is verbose (garrulous). He has verbal diarrhea.
شهوت کلام دارد
burn
دراتش شهوت سوختن
voluptuously
از روی شهوت پرستی
lasciviously
از روی شهوت پرستی
rut
مست شهوت شدن
libido
شهوت جنسی هوس
libidos
شهوت جنسی هوس
salaciously
از روی شهوت رانی
ruts
مست شهوت شدن
luscious
دلپذیر شهوت انگیز
voyeurism
اطفاء شهوت با نگاه
pornography
نوشته شهوت انگیز
libidinous
وابسته به شهوت جنسی
lustier
قوی شهوت انگیز
burns
دراتش شهوت سوختن
libidinously
از روی شهوت رانی
passionately
بطور شهوت امیز
lusty
قوی شهوت انگیز
to provoke passion
شهوت انگیز بودن
lustiest
قوی شهوت انگیز
turnaround time
زمان لازم برای فعال کردن برنامه برای تولید که کاربر خواسته است
diagnostics
اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن
weight belt
کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
conferencing
اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
lust
حرص واز شهوت داشتن
lesbianism
دفع شهوت زنی با زن دیگر
She is blinded by passion .
شهوت او را کور کرده است
lesbians
وابسته به دفع شهوت یک زن با زن دیگر
lesbian
وابسته به دفع شهوت یک زن با زن دیگر
voyeurs
اطفا کننده شهوت بانگاه
venery
شهوت پرستی خوشگذرانی جنسی
to g. with passion
دراتش شهوت یاعشق سوختن
voyeur
اطفا کننده شهوت بانگاه
bawdry
شهوت پرستی
[غیر مصطلح]
lewd
ناشی از هرزگی شهوت پرست
satyriasis
نعوظ یا شدت حس شهوت درمرد
skimming
محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
sexier
دارای تمایلات جنسی شهوت انگیز
pornographic
وابسته به عکس یانوشته شهوت انگیز
sexiest
دارای تمایلات جنسی شهوت انگیز
pornographer
نویسنده مطالب قبیح یا شهوت انگیز
sapphic vice
شهوت رانی زنان نسبت به یکدیگر
sexy
دارای تمایلات جنسی شهوت انگیز
peeper
اطفا کننده شهوت بانگاه
[اصطلاح روزمره]
peeping Tom
اطفا کننده شهوت بانگاه
[اصطلاح روزمره]
ikon
نشانه گرافیکی یا تصویری روی صفحه نمایش که در سیستم محاورهای به کار می رود برای تامین یک روش ساده برای مشخص کردن یک تابع
time
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
timed
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
times
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
poeeping tom
ادمی که بانگاه باعضاء تناسلی واعضای برهنه اطفاء شهوت کند
to send round the hat
برای کسی اعانه جمع کردن کشکول گدایی برای کسی دست گرفتن
B register
1-ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده که محل مورد نظر را مشخص میکند 2-ثباتی که برای گسترده تر کردن اکومولاتور برای ضرب و تقسیم به کار می رود
leader
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leaders
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
kiosk
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosks
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
delete
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
vetoing
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
veto
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoed
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoes
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
winterize
اماده برای زمستان شدن خود را برای مقابله باسرمای زمستان اماده کردن
badminton
بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
commandeered
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeer
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeering
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeers
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
flavouring
چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
flavourings
چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
stripping
نواربندی کردن نقشه برای عکس برداری علامت گذاری کردن
flavorings
چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
flavoring
چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
gas fittings
اسبابی که برای گرم کردن یاروشن کردن جایی باگازبکا
pre engage
ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
line up
<idiom>
سازمان دهی کردن ،آماده برای عمل کردن
overhaul
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhauls
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
to pine for home
دلتنگی برای میهن کردن ارزوی وطن کردن
overhauled
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhauling
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
clearance diving
شیرجه رفتن برای پاک کردن مین شیرجه برای مین روبی
degausser
وسیلهای برای پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار یا نوک ضبط کردن
jigs
ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
jig
ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
arm
1-فراهم کردن وسیله یا ماشین یا تابع برای عمل یا ورودی ها 2-مشخص کردن خط وط وقفه فعال
put up
برای انتخابات نامزد کردن سازش کردن
put-up
برای انتخابات نامزد کردن سازش کردن
ciphers
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
cyphers
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
cipher
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
serviced
برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
service
برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code
زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
compressive strength
قابلیت یک جسم برای مقاومت در برابر نیروی فشاری یانیرویی که گرایش به فشردن موتاه کردن و متراکم کردن ان دارد
plug compatible
دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
microsoft
بزرگترین طراحی و ناشر نرم افزار برای PC و Macintosh. ماکروسافت سیستم عامل را برای IBM PC سافت و پس برای ماکروسافت با مجموعهای از نرم افزارهای کاربردی
QBE
زبان ساده برای بازیابی اطلاعات از سیستم مدیریت پایگاه داده ها توسط وارد کردن درخواست با مقادیر مشخص که سپس با پایگاه داده تط بیق میشود و برای بازیابی داده صحیح استفاده میشود
for doing it
برای کردن ان
bookings
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
booking
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
drive
چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drives
چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
so as to quiet him
برای ارام کردن او
the proper time to do a thing
برای کردن کاری
to grub
زیر و رو کردن
[برای]
in order to prevent
برای جلوگیری کردن
to mumble
[away]
to oneself
برای خودشان من من کردن
enabling
تهیه کردن برای
to grub about
زیر و رو کردن
[برای]
to prospect
[for]
جستجو کردن
[برای]
in orders to make it easiter
برای اسان تر کردن ان
to grub
جستجو کردن
[برای]
enables
تهیه کردن برای
prone to do something
آماده کردن برای
enable
تهیه کردن برای
to grub about
جستجو کردن
[برای]
enabled
تهیه کردن برای
to fit with
اماده کردن برای
carry over
<idiom>
برای بعد نگهداری کردن
to pander to somebody's ego
<idiom>
برای کسی چاپلوسی کردن
higgle
برای سودجویی بحث کردن
warm up
<idiom>
گرم کردن (برای بازی)
to schmooze somebody
برای کسی تملق کردن
to butter somebody up
برای کسی تملق کردن
to offer a reward
[for]
عرضه کردن پاداشی
[برای]
tenderized
برای ترد ونازک کردن ان
tenderizing
برای ترد ونازک کردن ان
to butter somebody up
برای کسی چاپلوسی کردن
mnemonic
برای بار کردن در ثبات A
forthcomming
اماده برای ارائه کردن
to provide for old age
برای پیری تهیه کردن
to schmooze somebody
برای کسی چاپلوسی کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com