English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (21 milliseconds)
English Persian
in witness whereof برای گواهی مراتب بالا
Other Matches
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
vouchee کسیکه برای او گواهی وشهادت میدهند
probate گواهی حصر وراثت گواهی نمودن صحت وصیت نامه
eyewitnesses گواهی مستقیم گواهی چشمی شاهدبرای العین
eyewitness گواهی مستقیم گواهی چشمی شاهدبرای العین
eye-witnesses گواهی مستقیم گواهی چشمی شاهدبرای العین
stock certificate گواهی موجودی کالا در انبار گواهی سهم
dat سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
command channels سلسله مراتب فرماندهی سلسله مراتب
rene alloys الیاژهایی برای دماهای بالا
apl یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
checkerein لگام برای بالا یا عقب کشیدن سر اسب
load برای انتقال برنامه به حافظه با گنجایش بالا
loads برای انتقال برنامه به حافظه با گنجایش بالا
brush back پرتاب توپ از بالا برای عقب راندن توپزن
high bit-rate digital subscriber line [HDSL] خط مشترک دیجیتال برای نرخ بیت بالا [مخابرات ]
cassette نوارمخصوص با فرفیت بالا برای ذخیره سازی داده
cassettes نوارمخصوص با فرفیت بالا برای ذخیره سازی داده
bsc استاندارد برای اتصالات ارتباطی رسانههای با سرعت متوسط / بالا
windlasses ماشین هایی که برای کشیدن یا بالا اوردن اب بکار میرود
windlass ماشین هایی که برای کشیدن یا بالا اوردن اب بکار میرود
hercules graphics adapter استاندارد برای آداپتور تک گرافیک با renolation بالا ساخت Hercules Carporation
mirror writing shadow reading کامپیوتر میزبان با دو دیسک فیزیکی برای بالا بردن سرعت دسترسی
pl/m زبان برنامه نویسی سطح بالا مشتق شده از pl/1 برای استفاده در ریزپردازنده ها
lifts بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifting بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
capacitor وسیلهای با فرفیت خیلی بالا و کوچک که میتواند برای قط عات RAM فرار
lifted بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
graphics قلم نوری با دقت بالا برای رسم روی صفحه نمایش گرافیکی
foregrounding اجرای کارهای با حق تقدم بالا برای برنامه ها در سیستم عامل چند منظوره
ega در یک IBM PC استاندارد معروف برای آداپتور صفحه نمایش رنگی با resolutin بالا
lift بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
tiny basic یک زبان برنامه سازی سطح بالا که زیرمجموعه BASICاست و برای ریزکامپیوترطراحی شده است
pl/i یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که برای ارتباط باکامپیوترها طراحی شده است
cobol Language BusinessOriented Common یک زبان برنامه نویسی سطح بالا برای کاربردهای تجاری
setl زبان سطح بالا که برای اسان کردن برنامه نویسی الگوریتم طراحی شده است
algol یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که برای کدگذاری مسائل ریاضی وعددی بکار می رود
algol زبان برنامه نویسی سطح بالا با استفاده از روشهای الگوریتمی برای برنامههای کاربردی ریاضی و تکنیکی
logo زبان برنامه نویسی سطح بالا برای مقاصد آموزشی . با دستور گرافیکی که به سادگی استفاده می شوند
Pentium Pro قوی ترین پردازنده موجود سافت Intel. که جایگزین Pentium میشود برای PCهای با کارایی بالا
MDRAM حافظه با کارایی بالا که در کارتهای آداپتور ویدیو برای تامین نمایش گرافیک سریع به کار می رود
multibank dynamic random access memory حافظه با کارایی بالا که در کارت آداپتور ویدیو برای تامین نمایش گرافیک سریع به کار می رود
DES استاندارد دولت آمریکا برای سیستم رمز بلاک داده با امنیت بالا. مقایسه با # Public Key #
certifying تصدیق و گواهی کردن تصدیق و گواهی دادن
certify تصدیق و گواهی کردن تصدیق و گواهی دادن
certifies تصدیق و گواهی کردن تصدیق و گواهی دادن
locals MAR با سرعت بالا که به جای وسیله سخت افزاری برای ذخیره رشتههای بیتی و الگو به کار می رود
local MAR با سرعت بالا که به جای وسیله سخت افزاری برای ذخیره رشتههای بیتی و الگو به کار می رود
dual دو سیستم کامپیوتری که به طور موازی روی داده یکسان کار می کنند با دستورات مشابه برای اطمینان از صمت بالا
prolog زبان برنامه نویسی سطح بالا که ازعملیات منط قی برای هوش مصنوعی وبرنامههای بازیابی داده استفاده میکنند
infinitely به مراتب
hiearchic مراتب
pull up point نقطه بالا کشیدن هواپیما نقطه صعود برای تک یا رهاکردن بمب
c زبان برنامه نویسی سطح بالا برای برنامه نویس ساخت یافته
pecking order سلسله مراتب
at best منتهای مراتب
hierachy سلسله مراتب
sequences سلسله مراتب
channel سلسله مراتب
channeled سلسله مراتب
channeling سلسله مراتب
channels سلسله مراتب
sequence سلسله مراتب
channelled سلسله مراتب
the above was a summary مراتب فوق
hierarchies سلسله مراتب
chain of command سلسله مراتب
hierarchy سلسله مراتب
theholy orders مراتب روحانیون
weight بالا کشیدن لنگر نیروی لازم برای کشیدن زه
laser چاپگر به renalntion بالا که از منبع لیزر برای چاپ با کیفیت بالای حروف با الگوی matrix-clat روی کاغذ استفاده میشود.
PRI خط وط ارتباطی ISDN با کارایی بالا که کانالهای جدای B را که می توانند پالسهای چند کیلوبایت در ثانیه را روی کانال D برای ارسال سیگنال و کنترل
lasers چاپگر به renalntion بالا که از منبع لیزر برای چاپ با کیفیت بالای حروف با الگوی matrix-clat روی کاغذ استفاده میشود.
request mast از طریق سلسله مراتب
military channel سلسله مراتب نظامی
data hierarchy سلسه مراتب داده ها
data hierarchy سلسله مراتب داده ها
hierarchy of needs سلسله مراتب نیازها
hierarchism اصول سلسله مراتب
chain of command سلسله مراتب فرماندهی
heavenly hierarchy سلسله مراتب فرشتگان
response hierarchy سلسله مراتب پاسخ
occupational hierarchy سلسله مراتب شغلی
memory hierarchy سلسله مراتب حافظه
cryptochannel سلسله مراتب رمز
supemundane فوق مراتب دنیوی
supramundane ماورای مراتب دنیوی
thearchy سلسله مراتب خدایان
control hierarchy سلسله مراتب کنترل
embedded code بخش ها یا توابعی که به زبان ماشین نوشته شده اند و در برنامه سطح بالا وارد می شوند برای سرعت بخشیدن یا انجام تابع خاص
hierarchic وابسته به سلسله مراتب وریاست
echelons ستون طبقه سلسله مراتب
habit family hierarchy سلسله مراتب عادتهای هم خانواده
request mast گزارش از طریق سلسله مراتب
pecking order سلسله مراتب دانه چینی
echelon ستون طبقه سلسله مراتب
lisping یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که اصولا" برای پردازش داده هایی است که شامل لیست هایی می باشند
procedural زبان برنامه نویسی سطح بالا که برنامه نویس عملیات لازم را برای بدست آوردن نتیحه وارد میکند
lisped یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که اصولا" برای پردازش داده هایی است که شامل لیست هایی می باشند
lisps یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که اصولا" برای پردازش داده هایی است که شامل لیست هایی می باشند
lisp یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که اصولا" برای پردازش داده هایی است که شامل لیست هایی می باشند
enhances در یک IBM PC استاندارد معروف برای آداپتور نمایش رنگی با resolution بالا که میتواند سیگنالهای سیستم EGA و گرافیکی را نمایش دهد
enhancing در یک IBM PC استاندارد معروف برای آداپتور نمایش رنگی با resolution بالا که میتواند سیگنالهای سیستم EGA و گرافیکی را نمایش دهد
enhance در یک IBM PC استاندارد معروف برای آداپتور نمایش رنگی با resolution بالا که میتواند سیگنالهای سیستم EGA و گرافیکی را نمایش دهد
enhanced در یک IBM PC استاندارد معروف برای آداپتور نمایش رنگی با resolution بالا که میتواند سیگنالهای سیستم EGA و گرافیکی را نمایش دهد
FDDI استانداردن ن لاANSI برای شبکههای با سرعت بالا که از کابل با فیبر نوری در توپولوژی حلقه دو سویه استفاده میکند. داده در واحد مگابایت در ثانیه منتقل میشود
rank طبقات صفوف یکان سلسه مراتب
ranked طبقات صفوف یکان سلسه مراتب
exempted station یکان استثنایی از نظر سلسله مراتب
ranks طبقات صفوف یکان سلسه مراتب
compile برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compiling برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compiles برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compiled برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
backbone مسیر ارتباطی با سرعت و فرفیت بالا که به زیر شبکههای کوچکتر وصل است و معمولاگ برای وصل کردن سرور ها به شبکه استفاده میشود
backbones مسیر ارتباطی با سرعت و فرفیت بالا که به زیر شبکههای کوچکتر وصل است و معمولاگ برای وصل کردن سرور ها به شبکه استفاده میشود
By [In] comparison with the French, the British eat far less fish. در مقایسه با فرانسوی ها، انگلیسی ها به مراتب کمتر ماهی می خورند.
pascal زبان برنامه نویسی ساخت یافته سطح بالا که برای میکروها و آموزش برنامه نویسی به کار می رود
at قالب استاندارد برای صفحه کلید IBM. صفحه کلید دارای کلیدهایی در بالا است که عملیات مخصوص انجام میدهد
list 1-محاسبه مجموعهای از موضوعات داده مثل جمع و حذف و مرتب کردن و بهنگام سازی ورودی ها. 2LISP- یا زبان سطح بالا برای پردازش لیست دستورات یا داده و در یک محیط هوش مصنوعی
spinwriter چاپگر کامپیوتر با کیفیت بالا نوع خاصی از چاپگرکامپیوتری با کیفیت بالا
vertically از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
early token release در شبکه FDDI یا Ring-Token سیستمی که به دو Token اجازه حضور در شبکه حلقهای میدهد که مناسب برای وقتی است که ترافیک خط بالا است
c رقمی در سیستم عدد نویسی مبنای شانزده که متنافر باعدد 21 در سیستم دهدهی است نام یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که مناسب برای حل مسائل است
the clouds above ابرهای بالا یا بالا سر
rank and file صفوف مختلف نظامی سلسله مراتب نظامی
certificate گواهی
warranting گواهی
certification گواهی
oral evidence گواهی
legalization گواهی
certificates گواهی
warranted گواهی
depositions گواهی
grade گواهی
mark گواهی
reference [testimonial] گواهی
report گواهی
deposition گواهی
witnessing گواهی
certificate [official document] گواهی
warrant گواهی
evidence گواهی
attestation گواهی
attestation گواهی
warrants گواهی
testimony گواهی
witness گواهی
testimonies گواهی
witnessed گواهی
witnesses گواهی
tacit collusion حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
interim certificates گواهی موقت
certificate of inspection گواهی بازرسی
certified check چک گواهی شده
certificate of quality گواهی کیفیت
certifier گواهی کننده
insurance certificate گواهی بیمه
death certificate گواهی فوت
certificate of origin گواهی مبداء
certificate of compliance گواهی تطبیق
certificate of damage گواهی خسارت
certificate of death گواهی فوت
inspection certificate گواهی بازرسی
certificate of deposit گواهی سپرده
certificate of health گواهی بهداشت
warrant گواهی کردن
inspection certificate گواهی نظارت
attests گواهی دادن
certificate of quantity گواهی کمیت
bear witness گواهی دادن
certificate of receipt گواهی وصول
certifying گواهی کردن
deposes گواهی دادن
certificating of quantity گواهی کمیت
treasury warrant گواهی خزانه
deposing گواهی دادن
certificate of origin گواهی مبدا
speak well for گواهی دادن
to call in evidence گواهی خواستن از
to bear witness گواهی دادن
to bear testimony گواهی دادن
certificate of survey گواهی بازدید
certify گواهی کردن
depose گواهی دادن
certificate of receipt گواهی رسید
certificate of quantity گواهی مقدار
attesting گواهی دادن
certification گواهی کردن
testis تخم گواهی
attested گواهی دادن
attest گواهی دادن
certificate of measurement گواهی مقدار
certificate of survey گواهی بازرسی
certifies گواهی کردن
certificate of measurement گواهی وزن
certificate of weight گواهی وزن
witness گواهی دادن
back letter گواهی تضمین
health certificate گواهی بهداشت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com