English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
tubercle برجستگی روی استخوان
Search result with all words
teethridge برجستگی استخوان فک که حفرههای دندانها بر ان قراردارد
Other Matches
hyprostosis رویش غیر طبیعی استخوان کلفت شدگی استخوان برامدگی استخوان
green stick شکستگی استخوان درکودکان بدان گونه که یک سوی استخوان شکسته سو
osteotomy برش استخوان و جداکردن و خارج کردن قسمتی از استخوان
astragalus استخوان قوزک یا اشتالنگ استخوان کعب
zygoma استخوان قوس وجنه استخوان گونه
syynostosis ترکیب دو استخوان وتکمیل استخوان واحدی
condyle مهره استخوان- برامدگی استخوان
ischium استخوان ورک استخوان نشیمنگاهی
periosteum پوشش استخوان ضریع استخوان
occiput استخوان قمحدوه استخوان پس سر
vomer استخوان میانی بینی استخوان تیغه بینی
bossed برجستگی
tuberculum برجستگی
convexity برجستگی
knobbly پر از برجستگی
embossment برجستگی
eminency برجستگی
picturesqueness برجستگی
colliculus برجستگی
nose برجستگی
noses برجستگی
boss برجستگی
glands برجستگی
gland برجستگی
bosses برجستگی
swells برجستگی
bossing برجستگی
swelled برجستگی
swell برجستگی
apophysis برجستگی
snobs برجستگی
snob برجستگی
eminence برجستگی
saliency برجستگی
prominency برجستگی
illustrousness برجستگی
prosiliency برجستگی
remerkableness برجستگی
rilievo برجستگی
salience برجستگی
ness برجستگی
notbility برجستگی
notability برجستگی
illustriousness برجستگی
prominence برجستگی
pre eminence برجستگی
grossness برجستگی
pone برجستگی
high relief برجستگی زیاد
alto relievo برجستگی زیاد
thread شیار برجستگی
bossing گلمیج برجستگی
threads شیار برجستگی
outstand برجستگی داشتن
bosses گلمیج برجستگی
boss گلمیج برجستگی
bossed گلمیج برجستگی
bossiness دارای برجستگی
inferior colliculus برجستگی زیرین
bossy دارای برجستگی
contour line خط برجستگی زمین
tuberculation برجستگی یازگیل
stick up برجستگی داشتن
stick-up برجستگی داشتن
stick-ups برجستگی داشتن
superior colliculus برجستگی زبرین
height of rise ارتفاع برجستگی
barrel cam برجستگی طبلی
crank cheek برجستگی گونههای میل لنگ
curb برجستگی لبههای داخلی مسیر دو
acrosome برجستگی قدامی سلول جنسی نر
curbs برجستگی لبههای داخلی مسیر دو
relieve تغییر پست دادن برجستگی
relieves تغییر پست دادن برجستگی
curbing برجستگی لبههای داخلی مسیر دو
curbed برجستگی لبههای داخلی مسیر دو
relieving تغییر پست دادن برجستگی
acromphalus برجستگی و زائدهء غیرطبیعی ناف
lands برجستگی شیار خانها ریلهای راهنما
tuber سیبک برامدگی زگیل مانند برجستگی
tubers سیبک برامدگی زگیل مانند برجستگی
blister برجستگی دوکی شکل روی اجسام ایرودینامیکی
land زمین پیاده شدن برجستگی بین خانها
blistered برجستگی دوکی شکل روی اجسام ایرودینامیکی
blisters برجستگی دوکی شکل روی اجسام ایرودینامیکی
trippet زبانه یا برجستگی چرخ که درفواصل معین بچرخ دیگرمیخورد
surfer's knot ورم یا برجستگی زیر زانو یابالای پای موج سوار
crow steps لاریز:برجستگی هایی که بشکل پله یاکنگره درسرازیریهای شیروانی م
codpiece روکش یا کیسهای که دکمههای جلو شلوار و برجستگی آلت مردانه رامیپوشاند
codpieces روکش یا کیسهای که دکمههای جلو شلوار و برجستگی آلت مردانه رامیپوشاند
crown-steps لاریز [برجستگی هایی که شکل پله یا کنگره در سرازیرهای شیروانی است.]
esker برجستگی باریک و طویلی که ازرسوب سنگ ریزه یا شن درضمن جریان اب یخچال ایجادمیگردد
jawbone استخوان فک
boneless بی استخوان
natchbone استخوان
ossicle استخوان چه
bones استخوان
jawbones استخوان فک
boned استخوان
bone استخوان
boning استخوان
osteotome استخوان بر
fleshier بی استخوان
fleshiest بی استخوان
fleshy بی استخوان
tarsus استخوان مچ پا
joggling برجستگی قائم کوچکی درامتداد لبه ورقه ها یاباریکههای فلزی بمنظورروی هم امدن لبه اجزاء مجاور
joggles برجستگی قائم کوچکی درامتداد لبه ورقه ها یاباریکههای فلزی بمنظورروی هم امدن لبه اجزاء مجاور
joggled برجستگی قائم کوچکی درامتداد لبه ورقه ها یاباریکههای فلزی بمنظورروی هم امدن لبه اجزاء مجاور
joggle برجستگی قائم کوچکی درامتداد لبه ورقه ها یاباریکههای فلزی بمنظورروی هم امدن لبه اجزاء مجاور
wishbone استخوان جناق
skelton استخوان بندی
stirrup bone ;stirrup bone استخوان رکابی
spillikin ریزه استخوان
illium استخوان حرقفی
innominate bone استخوان بی نام
patellae استخوان کشکک
knucklebone استخوان قوزک
kneepan استخوان کشگک
ilium استخوان حرقفی
stapes استخوان رکابی
incus استخوان سندانی
patella استخوان کشکک
wishbones استخوان جناق
boney استخوان دار
bony استخوان دار
temporal bone استخوان گیجگاه
thigh bone استخوان ران
thighbone استخوان ران
stirrup استخوان رکابی
marrow مغز استخوان
stirrups استخوان رکابی
bone marrow مغز استخوان
frontal bone استخوان پیشانی
marrows مغز استخوان
ungual bone استخوان ناخنی
carcasses استخوان بندی
huckle bone استخوان چاربند
carcases استخوان بندی
hyperostosis برامدگی استخوان
carcass استخوان بندی
hyoid bone استخوان لامی
the humeral bone استخوان عضد
the humeral bone استخوان بازو
humeeerus استخوان عضد
humeeerus استخوان بازو
tarsometatarsus استخوان مچ پاواستخوان کف پا
huckle bone استخوان لگن
foot bone خرده استخوان پا
luxation در رفتگی استخوان
structure استخوان بندی
raspatory استخوان ساب
osteoid استخوان وار
osteography شرح استخوان ها
reckets نرمی استخوان
osteogenesis پیدایش استخوان
reckets استخوان نرمی
reckets ملاست استخوان
maxillary bone استخوان ارواره
osteitis اماس استخوان
raspatory استخوان تراش
osteologist استخوان شناس
osteology استخوان شناسی
structures استخوان بندی
parietal استخوان اهیانه
palating استخوان کام
structuring استخوان بندی
ostosis استخوان سازی
pubis استخوان شرمگاه
osteomalacia ملاست استخوان
osteomalacia نرمی استخوان
osteoma ورم استخوان
osteitis ورم استخوان
osteal شبیه استخوان
scalping iron استخوان تراش
xyster استخوان تراش
scaular استخوان شانه
scroll bone استخوان فرفرهای
merrythought استخوان جناغ
shacklebone استخوان مچ دست
shacklebone استخوان قاپ
malleus استخوان چکشی
malleolus استخوان غوزک
navicular bone استخوان زورقی
sacrum استخوان خاجی
ossific استخوان ساز
os pubis استخوان شرمگاه
orthopedics جراحی استخوان
framework استخوان بندی
hollownes پوکی استخوان
occipital bone استخوان قمحدوه
frameworks استخوان بندی
malar bone استخوان گونه
anvil bone استخوان سندانی
femora استخوان ران
ossification تشکیل استخوان
anvil استخوان سندانی
anvils استخوان سندانی
pith مخ استخوان اهمیت
rickets نرمی استخوان استخوان نرمی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com