English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 108 (5 milliseconds)
English Persian
agreeably to برحسب
at the request of برحسب
in accordance with برحسب
in conformity with برحسب
in terms of برحسب
incompliance with برحسب
unitage برحسب
Other Matches
at pleasure برحسب دلخواه برحسب میل
to out ward seeming برحسب فاهر
coincidental <adj.> برحسب تصادف
casual [not planned] <adj.> برحسب تصادف
adventitious <adj.> برحسب تصادف
tonnage وزن برحسب تن
custom برحسب عادت
accidental <adj.> برحسب تصادف
percentages برحسب درصد
at choice برحسب دلخواه
incidentally <adv.> برحسب اتفاق
As the case may be . برحسب مورد( آن)
pursuant to مطابق برحسب
by usage برحسب عادت
contingent [accidental] <adj.> برحسب تصادف
fortuitous <adj.> برحسب تصادف
incidental <adj.> برحسب تصادف
to برحسب مطابق
by chance <adv.> برحسب اتفاق
by happenstance <adv.> برحسب اتفاق
by hazard <adv.> برحسب اتفاق
coincidentally <adv.> برحسب اتفاق
fortuitously <adv.> برحسب اتفاق
hit or miss برحسب تصادف
haphazardly برحسب تصادف
haphazard <adj.> برحسب تصادف
by a coincidence <adv.> برحسب اتفاق
by accident <adv.> برحسب اتفاق
at random <adv.> برحسب اتفاق
outwardly برحسب فاهر
random <adj.> برحسب تصادف
percentage برحسب درصد
stochastic <adj.> برحسب تصادف
accidentally <adv.> برحسب اتفاق
accidently <adv.> برحسب اتفاق
stochastical <adj.> برحسب تصادف
as it happens <adv.> برحسب اتفاق
milage سنجش برحسب میل
tonnage گنجایش کشتی برحسب تن
cl برحسب بار هر کامیون
pounder برحسب لیره کوبنده
compass bearing موقعیت برحسب قطبنما
classis تقسیم برحسب طبقه
by chance برحسب اتفاق یاتصادف
tonnage برحسب شماره تن بارگیر
mileage سنجش برحسب میل
velocities تندی برحسب زمان
velocity تندی برحسب زمان
fortuitously برحسب اتفاق اتفاقا
ritually برحسب ایین وشعائر
happy go lucky برحسب تصادف لاقید
prioritised برحسب ارجحیت ردهبندی کردن
prioritises برحسب ارجحیت ردهبندی کردن
prioritising برحسب ارجحیت ردهبندی کردن
prioritize برحسب ارجحیت ردهبندی کردن
prioritized برحسب ارجحیت ردهبندی کردن
heading حرکت برحسب قطب نما
prioritizing برحسب ارجحیت ردهبندی کردن
age group competition مسابقه برحسب گروه سنی
headings حرکت برحسب قطب نما
prioritizes برحسب ارجحیت ردهبندی کردن
size distribution of income توزیع درامد برحسب مقدار
transvaluation سنجش ارزش برحسب معیارجدیدی
per standard compass برحسب قطب نمای استاندارد
pounder وزن شده برحسب رطل
hydrograph منحنی ابگذری برحسب زمان
proration توزیع برحسب مدت یانسبت
poundage مقدار پولی برحسب لیره
time cost curve منحنی مخارج برحسب زمان
kilovoltage نیروی برق برحسب هزار ولت
heading سمت حرکت قایق برحسب قطبنما
seed رده بندی برحسب مهارت وقدرت
candlepower میزان شدت نور برحسب تعدادشمع
seeds رده بندی برحسب مهارت وقدرت
gauge pressure فشار در عمق معین برحسب فشارسنج
headings سمت حرکت قایق برحسب قطبنما
permittivity واحد اندازه گیری الکتریسیته برحسب فاراده
percentile محاسبه شده بقرار هر صدی برحسب درصد
transvaluate سنجیدن ارزش برحسب معیار جدیدی نوسنجیدن
voltages نیروی الکتریک برحسب ولت اختلاف سطح
voltage نیروی الکتریک برحسب ولت اختلاف سطح
transvalue سنجیدن ارزش برحسب معیار جدیدی نوسنجیدن
functional shift تغییر یک کلمه یا عبارت برحسب مقتضیات دستوری
metric system سیستم اندازه گیری که واحدهای ان برحسب متر یک باشد
sizes سایز ساختن یارده بندی کردن برحسب اندازه
footage طول چیزی برحسب فوت مقدار فیلم بفوت
volt ampere اندازه گیری نیروی برق برحسب ولتاژ و امپر
size سایز ساختن یارده بندی کردن برحسب اندازه
poundage وزن چیزی برحسب پوند یا رطل محصور سازی حیوانات
ladder tournament مسابقه برحسب مقام و قدرت بازیگر در جدول تقدم و تاخر
cabin altitude فشار کابین برحسب فشارمعادل ارتفاع بالای سطح زمین
pH علامت لگاریتم منفی برای غلظت یون هیدروژن برحسب گرم اتم درهر لیتر
wheelbase فاصله بین محور جلوو محور عقب اتومبیل برحسب اینچ
wheelbases فاصله بین محور جلوو محور عقب اتومبیل برحسب اینچ
amperage شدت جریان برق میزان نیروی برق برحسب امپر
planck law مقدار کوانتوم برحسب واحدهای انرژی برابراست با حاصلضرب مقدارثابت کوانتوم در فکانس
book value ارزش هر شیی برحسب انچه دردفترحساب نشان داده شود ارزش سهام طبق دفاتر
linear programming برنامه ریزی خطی طرح ریزی عملیات صنعتی ونظامی برحسب خطوط مشخص ومعین
characteristic diagram for the steel دیاگرام مشخصه فولاد دیاگرامی که تغییر شکلهای فولاد را برحسب مقادیرمشخصه تنشهای نظیر انهانشان میدهد
prorata برحسب نسبت معین بهمان نسبت
spoonerism اشتباه در تلفظ حروف تعویض حروف در تلفظ برحسب تصادف
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com