Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English
Persian
takeoff
برخاستن هواپیما از جا کندن دونده
takeoffs
برخاستن هواپیما از جا کندن دونده
Other Matches
clear way
محوطه بالاکشیدن هواپیما محوطه کندن هواپیما از زمین
go around mode
روش کنترل مخصوص کندن هواپیما از زمین روش کنترل صعود هواپیما
grub
جان کندن ازریشه کندن یا دراوردن
grubs
جان کندن ازریشه کندن یا دراوردن
grubbed
جان کندن ازریشه کندن یا دراوردن
runner
دونده
runny
دونده
runners
دونده
cursorial
دونده
Runner
دونده
front-runner
دونده پیشتاز
front runner
دونده پیشتاز
lanes
مسیر هر دونده
hurdler
دونده دو با مانع
distance man
دونده استقامت
orienteer
دونده دو صحرانوردی
lane
مسیر هر دونده
distance runner
دونده استقامت
front-runners
دونده پیشتاز
road racer
دونده ماراتون
marathoner
دونده دو ماراتون
dashman
دونده سرعت
tie up
بریدن دونده
approach end
نقطه شروع تقرب هواپیما ابتدای محوطه دویدن هواپیما
landing gear
چرخ هواپیما که هنگام نشستن هواپیما وزن انراتحمل میکند
altitude sickness
حال به هم خوردگی در اثرارتفاع هواپیما مرض ناشی از زیاد شدن ارتفاع هواپیما
touchdowns
تماس هواپیما با زمین سینه مال رفتن هواپیما
barometric leveling
تراز کردن هواپیما از نظرفشار جو تعادل بارومتری هواپیما
touchdown
تماس هواپیما با زمین سینه مال رفتن هواپیما
staggers
خط اغاز مسیر هر دونده
gressorial
وابسته به حشرات دونده
sprinters
دونده دوهای سرعت
stagger
خط اغاز مسیر هر دونده
metric miler
دونده دو 0051 متر
miler
دونده دو 0051 متر
on deck
دونده منتظر نوبت
serpiginous
دونده جابجا شونده
sprinter
دونده دوهای سرعت
staggering
خط اغاز مسیر هر دونده
aircraft scrambling
دستور پرواز هواپیما ازوضعیت اماده باش زمینی صدور فرمان درگیری هواپیما با هدف
rise
برخاستن
to make a move
برخاستن
uprise
برخاستن
levitate
برخاستن
step up
برخاستن
get up
برخاستن
get out
برخاستن
levitated
برخاستن
arises
برخاستن
rises
برخاستن
arise
برخاستن
arising
برخاستن
levitating
برخاستن
levitates
برخاستن
arisen
برخاستن
air mileage indicator
کیلومتر شمار هواپیما مسافت سنج هواپیما
aircraft arresting barrier
وسیله بازدارنده هواپیما ازحرکت مهار هواپیما
plane director
نفر هدایت کننده هواپیما هادی هواپیما
aft
قسمت انتهایی هواپیما بطرف عقب هواپیما
pulls
کندن پشم کندن از
peels
پوست کندن کندن
pull
کندن پشم کندن از
joggers
دونده با گامهای اهسته ومنظم
steeplechaser
دونده 003 متر با مانع
jogger
دونده با گامهای اهسته ومنظم
intermediate hurdler
دونده دو 004 متر با مانع
take off
بلند شدن دونده از زمین
to keep late hours
دیر برخاستن
resurge
دوباره برخاستن
uprise
از خواب برخاستن
upping
برخاستن بالارفتن
to stand up
وایستادن برخاستن
up
برخاستن بالارفتن
upped
برخاستن بالارفتن
to get off
برخاستن ازروی
spoiler
صفحه دراز و باریک روی سطح بالایی هواپیما که برای کاستن سرعت یا اوج گرفتن هواپیما بلند میشود
flags
خسته شدن دونده دراخر مسابقه
flag
خسته شدن دونده دراخر مسابقه
collapsed
برخاستن روی پرتابگر
blasts
برخاستن از سکوی پرتاب
collapses
برخاستن روی پرتابگر
collapsing
برخاستن روی پرتابگر
blast
برخاستن از سکوی پرتاب
maximum take off weight
حداکثر وزن برخاستن
collapse
برخاستن روی پرتابگر
space charter
اختصاص جا در هواپیما رزرو کردن جا در هواپیما
screwpropeller
پروانه هواپیما ملخ کشتی یا هواپیما
to keep early Šor good Šhours
زود خوابیدن وزود برخاستن
rises
از خواب برخاستن طغیان کردن
rise
از خواب برخاستن طغیان کردن
coordinated turn
دورزدن هواپیما بطوریکه کنترلهای مربوط به دوران حول هر سه محور مورداستفاده قرار گرفته و مانع سر خوردن هواپیما به داخل یا خارج پیچ میشوند
get about
ازبستر بیماری برخاستن منتشر شدن
wet take off
برخاستن از زمین با استفاده از مکانیزم تزریق اب
moments
ممان وزن بار هواپیما نیروی گریز ازمرکز وزن اشیاء داخل هواپیما
moment
ممان وزن بار هواپیما نیروی گریز ازمرکز وزن اشیاء داخل هواپیما
holding point
نقطه تثبیت ردیابی هواپیما نقطه انتظار هواپیما روی صفحه رادار
underdistance
روش تمرینی دونده درمسافتی کمتر از معمول مسابقه برای ازدیاد سرعت
chop
کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
chopped
کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
block the plate
موضع گرفتن در خط پایگاه برای بیرون کردن و سوزاندن دونده با تماس توپ
transition altitude
ارتفاع استاندارد هواپیما ارتفاع هواپیما طبق جداول فنی پرواز
roll in point
نقطه ورود به شاخه تک به وسیله هواپیما نقطه شروع حرکت تک هواپیما
arresting gear
دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
azimuth indicator
شاخص سمتی هواپیما وسیله نشان دهنده زاویه سمتی هواپیما
landplane
هواپیمایی که قادر به برخاستن از سطح زمین که شامل برف و یخ نیز میگرددمیباشد
aprons
محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
aircraft cross servicing
سرویسهای متقابله دستگاههای هواپیما سرویس جنبی دستگاههای هواپیما
apron
محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
troop space
جای انفرادی در هواپیما یاکشتی محوطه لازم برای تامین جا برای حمل پرسنل وبارهای انفرادی انها درکشتی یا هواپیما
design take off weight
حداکثر وزن پیش بینی شده هنگام برخاستن هواپیمابرای استفاده در محاسبات طراحی
design gross weight
حداکثر وزن پیش بینی شده هنگام برخاستن هواپیمابرای استفاده در محاسبات طراحی
goldie
علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
vertical take off and landing
هواپیمایی که بدون داشتن سرعت نسبی قادر به برخاستن از سطح زمین معلق ماندن در هوا و فرودمجدد باشد
command speed
سرعت تعیین شده هواپیما سرعت پیش بینی شده برای هواپیما
altitude height
سطح مبنای اندازه گیری ارتفاع هواپیما ارتفاع هواپیما از سطح مبنا
gyrodyne
رتورکرافتی که رتورهای ان هنگام برخاستن شناورماندن فرود و جلو رفتن تنها دردامنه معینی از سرعت توسط موتور کار میکند
apparent altitude
ارتفاع فاهری هواپیما ارتفاع عملی هواپیما
aircraft block speed
سرعت خالص هواپیما سرعت هواپیما از نظرتئوریکی
flight control
دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
stream takeoff
حالت موجی هواپیماها درحال برخاستن پشت سر هم پرواز از روی باند به صورت موج پشت سر هم
point of no return
نقطه حداکثر شعاع عمل هواپیما اخرین حد شعاع عمل هواپیما
plucking
کندن
quill
پر کندن از
plucked
کندن
divulsion
کندن
carvings
کندن
tweeze
کندن مو
graved
کندن
pluck
کندن
strip
کندن
carve
کندن
carved
کندن
picks
کندن
pick
کندن
carves
کندن
quills
پر کندن از
discerption
کندن
channeled
کندن
channeling
کندن
channelled
کندن
channels
کندن
gouged
کندن
gouges
کندن
channelize
کندن
pug
کندن
pugs
کندن
channel
کندن
gouge
کندن
cut out
کندن
dig , in
کندن
evulsion
کندن
incise
کندن
incised
کندن
mines
کندن
mined
کندن
mine
کندن
avulse
از جا کندن
incises
کندن
gouging
کندن
to break off
کندن
scoured
کندن
insculp
کندن
to put off
کندن
scours
کندن
take off
کندن
gnaw
کندن
gnawed
کندن
pick-ups
کندن
trenches
کندن
gnaws
کندن
tearoff
کندن از
to pick off
کندن
elevator
از جا کندن
to chip off
کندن
raise
از جا کندن
scour
کندن
raises
از جا کندن
to take off
کندن
trench
کندن
hair pulling
کندن مو
elevators
از جا کندن
plucks
کندن
tweese
کندن مو
pick-up
کندن
keep good hours
زود خوابیدن و زود برخاستن
keep early hours
زود خوابیدن و زود برخاستن
keep late hours
دیر خوابیدن و دیر برخاستن
keep bad hours
دیر خوابیدن و دیر برخاستن
ramps
سکوی هواپیما سکوی در جا زدن هواپیما
ramp
سکوی هواپیما سکوی در جا زدن هواپیما
peel
پوست کندن
rending
دریدن کندن
graves
قبر کندن
flaying
پوست کندن از
grave
قبر کندن
digs
کنایه کندن
trench
سنگر کندن
gravest
قبر کندن
flay
پوست کندن از
moat
خندق کندن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com