Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 111 (8 milliseconds)
English
Persian
metal removal
برداشت براده
removal of chips
برداشت براده
Other Matches
abrasive grit
براده
filing
براده
swarf
براده
filings
براده
shot blasting
براده اهن
metal cutting
براده برداری
machining
براده برداری
discontinuous chip
براده گسسته
metal cutting work
براده برداری
fragmental chip
براده فلز
borings
براده فلز
curly chip
براده پیچیده
discharge of chips
تخلیه براده ها
iron filings
براده اهن
flow chip
براده پیوسته
drillings
براده فلزات
scobs
براده اهن
machines
براده برداشتن
machined
براده برداشتن
machine
براده برداشتن
removal of chips
براده برداری
cuttings
براده فلزات
machinability
قابلیت براده برداری
machining method
روش براده برداری
metal cutting element
عنصر براده برداری
machining time
زمان براده برداری
metal cutting machine
دستگاه براده برداری
machining requirments
شرایط براده برداری
machinable
قابل براده برداری
metal removing capacity
قدرت براده برداری
metal cutting machine tool
ماشین ابزار براده برداری
machining practice
تکنیک و روش براده برداری
non cutting shaping
فرم دهی بدون براده برداری
steel wool
براده فولاد برای صیقل دادن یاپاک کردن فروف
acceptance
برداشت
offtake
برداشت
draw off
برداشت
land surveying
برداشت
takings
برداشت
removal
برداشت
impressions
برداشت
impression
برداشت
acceptances
برداشت
special drawing rights
حق برداشت ویژه
removal of slag
برداشت سرباره
approached
برداشت روش
special drawing right
حق برداشت مخصوص
removal of phosphorus
برداشت فسفر
removal of cinder
برداشت تفاله
special drawing right
حق برداشت ویژه
make a copy of
سواد برداشت
first impression
برداشت نخستین
stripping
برداشت لایه رو
removing
برداشت کردن
removes
برداشت کردن
remove
برداشت کردن
approaches
برداشت روش
approach
برداشت روش
overdrafts
اضافه برداشت
overdraft
اضافه برداشت
impressionistic
برداشت گرایانه
dual impression
برداشت دوگانه
draw off
بده برداشت
take off divisor
مقسم برداشت اب
withdraws
برداشت از حساب
under ground survey
برداشت زیرزمینی
withdrawal warrant
مجوز برداشت
withdraw
برداشت از حساب
impressionist
برداشت گرای
impressionists
برداشت گرای
impressionistic
برداشت گذار
take off distributor
اب پخشکن مقسم برداشت اب
handpick
برداشت محصول با دست
safe yield
بده قابل برداشت
nett
برداشت خالص کردن
cropper
برداشت کننده محصول
targets
نقطه برداشت یا قرائت
nets
برداشت خالص کردن
net
برداشت خالص کردن
targeting
نقطه برداشت یا قرائت
targetting
نقطه برداشت یا قرائت
target
نقطه برداشت یا قرائت
the timber warped
تیر تاب برداشت
overdraw
اضافه برداشت کردن
targeted
نقطه برداشت یا قرائت
targetted
نقطه برداشت یا قرائت
. She dropped her demands (claim).
دست از تقاضاهای خود برداشت
overdraft
برداشت اب بیش از اندازه مجاز
paper gold
منظور حق برداشت مخصوص است
overdrafts
برداشت اب بیش از اندازه مجاز
site survey
برداشت نقشه تکهای از زمین
forbore
دست برداشت امتناع کرد
overdrafts
دستور پرداخت بی محل اضافه برداشت
overdraft
دستور پرداخت بی محل اضافه برداشت
No man can serve two masters.
<proverb>
با یک دست نمى شود دو هندوانه را برداشت .
The police officer took down the car number .
افسر پلیس نمره اتوموبیل را برداشت
demand deposit
سپرده بانکی که بدون چک میتوان برداشت کرد
agronomy
علم برداشت محصول وبهره برداری از خاک
harvester-thresher
[rare]
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
combine harvester
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
combine
[combine harvester]
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
combined harvester
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
corn harvester
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
harvester
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
overdrawn account
حساب اضافه برداشت شده حساب با مانده منفی
acceptance test
آزمایش کوچک شدگی آزمایش برداشت
sampling
نمونه گیری برداشت نمونه
glass wool
پشم یا براده شیشه پشم شیشه
authorized stoppage
برداشت قانونی از حقوق افرادکسورات قانونی از حقوق
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com