English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
stripping برداشت لایه رو
Other Matches
services توابعی که در یک لایه DSI برای استفاده در لایه بالاتر به کار می روند
blanket course لایه ضد میک لایه در برابر کشش موئی روکش پادرس
underlay در زیر چیزی لایه قرار دادن لایه زیرین
underlays در زیر چیزی لایه قرار دادن لایه زیرین
collapse pressure حگاکثر فشار وارد به یک لایه تا ان لایه ریزش نکند
media زیر لایه در لایه اتصال داده از مدل شبکه OSI که دستیابی به رسانه ارسال را ممکن می سازد
die قطعه نازک مستطیلی از یک قرص نیمه هادی سیلیکان که به هنگام ساخت مدارهای مجتمع بریده شده یا لایه لایه می گردد
blanket course لایه محافظ در مقابل رس لایه پادرس
permafrost لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
interlayer لایه بین دو لایه
lamination لایه لایه سازی
delaminate لایه لایه شدن
delamination لایه لایه شدگی
delamination لایه لایه شدن
delamination لایه لایه کردن
argillite خاک رس لایه لایه
acceptance برداشت
impressions برداشت
impression برداشت
acceptances برداشت
takings برداشت
removal برداشت
draw off برداشت
offtake برداشت
land surveying برداشت
draw off بده برداشت
impressionist برداشت گرای
special drawing rights حق برداشت ویژه
impressionists برداشت گرای
take off divisor مقسم برداشت اب
dual impression برداشت دوگانه
removing برداشت کردن
removes برداشت کردن
impressionistic برداشت گرایانه
remove برداشت کردن
under ground survey برداشت زیرزمینی
withdrawal warrant مجوز برداشت
impressionistic برداشت گذار
first impression برداشت نخستین
overdraft اضافه برداشت
removal of phosphorus برداشت فسفر
removal of cinder برداشت تفاله
removal of chips برداشت براده
overdrafts اضافه برداشت
make a copy of سواد برداشت
metal removal برداشت براده
removal of slag برداشت سرباره
approach برداشت روش
withdraw برداشت از حساب
withdraws برداشت از حساب
special drawing right حق برداشت ویژه
special drawing right حق برداشت مخصوص
approached برداشت روش
approaches برداشت روش
the timber warped تیر تاب برداشت
overdraw اضافه برداشت کردن
take off distributor اب پخشکن مقسم برداشت اب
targetting نقطه برداشت یا قرائت
targetted نقطه برداشت یا قرائت
targets نقطه برداشت یا قرائت
targeting نقطه برداشت یا قرائت
targeted نقطه برداشت یا قرائت
target نقطه برداشت یا قرائت
nett برداشت خالص کردن
net برداشت خالص کردن
cropper برداشت کننده محصول
safe yield بده قابل برداشت
nets برداشت خالص کردن
handpick برداشت محصول با دست
site survey برداشت نقشه تکهای از زمین
paper gold منظور حق برداشت مخصوص است
. She dropped her demands (claim). دست از تقاضاهای خود برداشت
forbore دست برداشت امتناع کرد
overdrafts برداشت اب بیش از اندازه مجاز
overdraft برداشت اب بیش از اندازه مجاز
No man can serve two masters. <proverb> با یک دست نمى شود دو هندوانه را برداشت .
The police officer took down the car number . افسر پلیس نمره اتوموبیل را برداشت
overdrafts دستور پرداخت بی محل اضافه برداشت
overdraft دستور پرداخت بی محل اضافه برداشت
demand deposit سپرده بانکی که بدون چک میتوان برداشت کرد
agronomy علم برداشت محصول وبهره برداری از خاک
gas plasma display صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
gas discharge display صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
combine harvester کمباین [کشاورزی] [ماشین برداشت محصولات دانه دار]
corn harvester کمباین [کشاورزی] [ماشین برداشت محصولات دانه دار]
combined harvester کمباین [کشاورزی] [ماشین برداشت محصولات دانه دار]
harvester کمباین [کشاورزی] [ماشین برداشت محصولات دانه دار]
combine [combine harvester] کمباین [کشاورزی] [ماشین برداشت محصولات دانه دار]
harvester-thresher [rare] کمباین [کشاورزی] [ماشین برداشت محصولات دانه دار]
overdrawn account حساب اضافه برداشت شده حساب با مانده منفی
coats لایه
coatings لایه
ribband لایه
shell لایه
shelling لایه
layers لایه
shells لایه
three ply سه لایه
three-ply سه لایه
stratum لایه
lamellar لایه لایه
lamellose لایه لایه
layer line خط لایه
strata لایه ها
layer لایه
tiers لایه
tier لایه
provine لایه
coated لایه
bed لایه
stuffless بی لایه
leaf لایه
courses لایه
substrate لایه
beds لایه
yard لایه
yards لایه
course لایه
coursed لایه
riband لایه
coat لایه
ribands لایه
ribbands لایه
padding لایه
impervious blanket لایه نفوذناپذیر
substratum زیر لایه
impervious blanket لایه ناتراوا
in layers در چند لایه
insulated layer لایه عایق
thin film لایه نازک
intermediate layer لایه میانی
ionosphere لایه یونسفر
lamella لایه صفحه
hard layer لایه سفت
epilimnion اب لایه زبرین
euphotic اب لایه نورگیر
filter layer لایه صافی
filter layer لایه پالایش
waterproofing course لایه اب بندی
five ply پنج لایه
frost blanket course لایه پاد یخ
undercoat زیر لایه
traprock لایه بازالتی
top layer لایه فوقانی
frost blanket course لایه ضد یخ قشر ضد یخ
layer of rock لایه سنگی
hard layer لایه سخت
epilimnion اب لایه سطحی
the inner layer لایه درونی
substrate زیر لایه
porous layer لایه روزنهای
priming layer لایه استری
subsell زیر لایه
sublevel زیر لایه
subfloor لایه زیر کف
sub grade لایه زیرین
stratification لایه بندی
sand layer لایه ماسه
sedimentation لایه گذاری
silt layer لایه لای
pervious blanket لایه زهکش
soil horizon لایه خاک
layering لایه بندی
limnetic zone لایه نورگیر اب
magnetic layer لایه مغناطیسی
multilayer چند لایه
mylar لایه پولیستری
outer shell لایه والانس
wearing course لایه رویی
valence shell لایه والانس
overburden لایه سربار
surface course لایه رویی
superstratum ابر لایه
oxide film لایه اکسیدی
zonate لایه دار
selected material لایه فرم
energy stage لایه انرژی
binder course لایه استر
bottom layer لایه مشترک
strand لایه رودخانه
plied لایه کاغذ
carbon deposite لایه کربن
strands لایه رودخانه
base course لایه شالوده
laminated لاله لایه
coat of plastering لایه اندود
plies لایه کاغذ
blockstone course لایه سنگچین
priming لایه اول
bioderm لایه زنده
stripping تراش لایه رو
pads لایه پشتی
ply لایه کاغذ
bedding لایه بندی
blocking layer لایه سدی
plying لایه کاغذ
stratosphere لایه- سپهر
plasterboard لایه گچی
drainage course لایه زهکش
depletion layer تهی لایه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com