Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
bomb impact plot
بردن محل اصابت بمب روی نقشه
Other Matches
pattern
نقشه طرح اصابت گلوله ها
patterns
نقشه طرح اصابت گلوله ها
target materials
مواد و وسایل بردن هدفهاروی نقشه یا نشان دادن ومشخص کردن انها روی طرحها
best gold
تیری که نزدیک به نشان اصابت کرده تیری که نزدیک به مرکزهدف اصابت کرده باشد
map
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
maps
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
strategy
طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
strategies
طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
polar plot
روش بردن نقاط روی نقشه یا مختصات قطبی تعیین محل نقاط به طریقه مختصات قطبی
conformal projection
نوعی سیستم تهیه نقشه بزرگ کردن یکنواخت نقشه
line route map
نقشه نشان دهنده راهها نقشه راهنمای مسیر خطوط سیم دستگاه
docking plan
نقشه مسیر ورود کشتی به حوضچه تعمیر نقشه ساختمان قسمت زیر ناوlongshoreman
cartographer
ترسیم کننده نقشه متخصص رسم نقشه
control map
نقشه مخصوص بررسی صحت بقیه نقشه ها
cartographers
ترسیم کننده نقشه متخصص رسم نقشه
hyetography
نقشه کشی از بارندگی نمایش بارش با نقشه
mapping
نقشه کشی کردن تهیه نقشه
topographic map
نقشه عوارض نما نقشه توپوگرافی
storage map
نقشه انباره نقشه انبارش
impingement
اصابت
access
اصابت
accessed
اصابت
hit
اصابت
hitting
اصابت
accesses
اصابت
accessing
اصابت
hits
اصابت
direct hits
اصابت مستقیم
impact pressure
فشار اصابت
thunderstroke
اصابت صاعقه
impact area
محل اصابت
point of impact
نقطه اصابت
impact point
نقطه اصابت
hit ratio
نسبت اصابت
onset
هجوم اصابت
direct hit
اصابت مستقیم
impacts
اصابت گلوله
surface of impact
سطح اصابت
hits
اصابت موفقیت
hits
اصابت گلوله
hit
اصابت موفقیت
hitting
اصابت موفقیت
line of impact
خط اصابت گلوله
shot
اصابت کرده
hit
اصابت گلوله
shots
اصابت کرده
impact
اصابت گلوله
hitting
اصابت گلوله
orthographic
تصویر یا نقشه که در ان خطوط مصور برسطح تصویر یا نقشه عموداست
angle of incidence
زاویه اصابت گلوله
point of impact
محل اصابت گلوله
biting angle
کوچکترین زاویه اصابت
impacts
اصابت اثر شدید
beatten zone
منطقه مورد اصابت
center of impact registration
ثبت مرکز اصابت
impact
اصابت اثر شدید
effective pattern
منطقه اصابت موثر
attacks
اصابت یا نزول ناخوشی
attacked
اصابت یا نزول ناخوشی
strikes
اصابت اعتصاب کردن
impact registration
ثبت مرکز اصابت
impact point
محل اصابت گلوله
burst
محل اصابت گلوله
impact area
منطقه اصابت گلوله ها
bursts
محل اصابت گلوله
attack
اصابت یا نزول ناخوشی
strike
اصابت اعتصاب کردن
impact
با شدت اصابت کردن ضربت
hit
اصابت کردن به هدف زدن
the lot fell upon me
قرعه بنام من اصابت کرد
impact pressure
نیروی اصابت فشار ترکش
single shot hit probability
احتمال اصابت یک گلوله به هدف
impacts
با شدت اصابت کردن ضربت
hits
اصابت کردن به هدف زدن
hitting
اصابت کردن به هدف زدن
vertical probable error
خطای اصابت قائم گلوله
imbibing
تحلیل بردن فرو بردن
imbibe
تحلیل بردن فرو بردن
imbibed
تحلیل بردن فرو بردن
imbibes
تحلیل بردن فرو بردن
to push out
پیش بردن جلو بردن
plot
تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plots
تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plotted
تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
geodesy
نقشه برداری عملیات نقشه برداری در شبکه جهانی
map sheet
شماره برگ نقشه از سریهای مختلف برگ نقشه
surface of impact
سطح مماس بر نقطه اصابت گلوله
direct hit
گلولهای که مستقیم به هدف اصابت کند
direct hits
گلولهای که مستقیم به هدف اصابت کند
absolute deviation
انحراف اصابت گلوله تا مرکز هدف
impact registration
ثبت تیر بروش مرکز اصابت
vignetting
سایه روشن زدن به نقشه یاعکس هوایی نمایش عوارض نقشه با سایه روشن تدریجی
masochism
لذت بردن از درد لذت بردن از جور وجفای معشوق یا معشوقه
bull's eye
قلب هدف تیری که بهدف اصابت کند
bull's-eyes
قلب هدف تیری که بهدف اصابت کند
spandrel
لچک
[در فرش های لچک ترنج، لچک ها معمولا یک چهارم ترنج بوده و یا دارای نقشه مشابه و یا نقشه متفاوت می باشند.]
outline assembly drawing
نقشه کلی ساختمان نقشه ایکه تصویر کلی ساختمان را نشان میدهد وجزئیات ساختمان روی ان پیاده نشده است
common control
کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
geodetic datum
سطح مبنای نقشه برداری افق مبنای نقشه برداری زمینی جهانی
map compilation
تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
course line shot
تیری که درخط حرکت هدف و به جلوی ان اصابت کرده باشد
set forward
جهش یا حرکت بجلو بوسیله قطعات داخلی گلوله در هنگام اصابت
grand slam
علامت اینکه کلیه هواپیماهای دیده شده مورد اصابت قرارگرفتند
grand slams
علامت اینکه کلیه هواپیماهای دیده شده مورد اصابت قرارگرفتند
fluke
یکنوع ماهی پهن دارای دو انتهای نوک تیز اصابت اتفاق
flukes
یکنوع ماهی پهن دارای دو انتهای نوک تیز اصابت اتفاق
computer aided design and drafting
طراحی و نقشه کشی به کمک کامپیوتر طراحی و نقشه کشی کامپیوتری
bench mark
شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
trimsize
اندازه تنظیم شده نقشه حواشی تنظیم شده نقشه
grid navigation
ناوبری از روی نقشه ناوبری از روی خطوط شبکه نقشه
polar stereographic
سیستم تهیه نقشه قطبی سیستم نقشه برداری قطبی
projections
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
projection
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
trig list
لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
contact burst preclusion
ضامن ضد انفجار ضربتی وسیله ممانعت از انفجار دراثر اصابت
sensing
تخمین محل اصابت گلوله به زمین مشاهده ترکش گلوله
miss
موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
missed
موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
misses
موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
skittle
که در طی که توپی بطرف میخ پرتاب میکنند ودرصورت اصابت به میخ برنده محسوب میشوند
ping
صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
pinged
صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
pinging
صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
bilateral spotting
دیدبانی مضاعف محل اصابت گلوله دیدبانی دو جانبه
pings
صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
dud probability
درصد احتمال عمل نکردن گلوله یا اصابت نکردن ان
hit
اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
hitting
اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
hits
اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
survey station
ایستگاه نقشه برداری ایستگاه کنترل نقشه برداری
map plane
سطح مبنای تراز نقشه مبنای تراز نقشه
field control
نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
electroluminescent
صفحه نمایش مسط ح و سبک که از دو قطعه شیشه پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط لایه نازک گاز که در صورت سیگنال الکتریکی به آن اصابت کند روشن میشود
draughtsman
نقشه کش
draughtsmen
نقشه کش
draftsmen
نقشه کش
draftsman
نقشه کش
project
نقشه
charted
نقشه
map maker
نقشه کش
visual aid
نقشه
charting
نقشه
drawings
نقشه
charts
نقشه
mounted map
نقشه
designs
نقشه
plans
نقشه
plan
نقشه کف
cartograph
نقشه
plotted
نقشه
plan
نقشه
plan view
نقشه کف
planless
بی نقشه
plotless
بی نقشه
drawing
نقشه
plots
نقشه
design
نقشه
plans
نقشه کف
plot
نقشه
chart
نقشه
designer
نقشه کش
designers
نقشه کش
plat
نقشه
cartographers
نقشه کش
projected
نقشه
maps
نقشه
projects
نقشه
map
نقشه
program
نقشه
programs
نقشه
models
نقشه
schemed
نقشه
cartographer
نقشه کش
schemes
نقشه
model
نقشه
modeled
نقشه
modelled
نقشه
tracer
نقشه کش
outlines
نقشه
planners
نقشه کش
planner
نقشه کش
outlining
نقشه
outlined
نقشه
scheme
نقشه
outline
نقشه
tracers
نقشه کش
rambling
بی نقشه
sketched
نقشه ساده
drawing
نقشه کشی
sketched
نقشه تقریبی
nautical chart
نقشه دریایی
weaving draft
نقشه بافت
sketch
نقشه ساده
project
طرح نقشه
original map
نقشه مادر
sketch
نقشه تقریبی
project
نقشه کشیدن
operation map
نقشه عملیاتی
designs
نقشه کشیدن
map margin
کناره نقشه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com