English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (12 milliseconds)
English Persian
plot بردن نقاط روی طرح
plots بردن نقاط روی طرح
plotted بردن نقاط روی طرح
Search result with all words
plotting ثبت یا رسم مسیر حرکت بردن نقاط روی طرح یانقشه
polar plot روش بردن نقاط روی نقشه یا مختصات قطبی تعیین محل نقاط به طریقه مختصات قطبی
Other Matches
vertical control کنترل ارتفاع نقاط اندازه گیری تراز وارتفاع نقاط
gridding محدودیت ساختمان یک تصویرگرافیکی که مستلزم افتادن نقاط پایانی خطوط روی نقاط شبکه است
trig list لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
imbibes تحلیل بردن فرو بردن
imbibing تحلیل بردن فرو بردن
imbibed تحلیل بردن فرو بردن
to push out پیش بردن جلو بردن
imbibe تحلیل بردن فرو بردن
field control نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
masochism لذت بردن از درد لذت بردن از جور وجفای معشوق یا معشوقه
trio نقاط سه قلو
lagrangian points نقاط لاگرانژی
isodose rate خط نقاط متحدالدوز
key points نقاط مهم
trios نقاط سه قلو
interactional points نقاط تماس
keop soo نقاط مرگ
interactional points نقاط تلاقی
key points نقاط حساس
keop soo نقاط حساس
at all points در همه نقاط
triad نقاط سه قلو
triads نقاط سه قلو
coordinate code رمز مختصات نقاط
trig point نقاط مثلث بندی
shoals نقاط کم عمق دریا
geodetic control نقاط کنترل ژئودزی
coordinates طول و عرض نقاط
pin point تعیین دقیق نقاط
isothermal نقاط هم حرارت اب دریا
plotted ثبت مسیریا نقاط
dapple چیزی با نقاط رنگارنگ
vital points نقاط حساس بدن
kyusho نقاط حساس بدن
plots ثبت مسیریا نقاط
plot ثبت مسیریا نقاط
shoal نقاط کم عمق دریا
isoheyt خط شاخص نقاط هم باران
form line خط بین نقاط هم ارتفاع
apparent horizon افق حقیقی نقاط
primary masses نقاط مادی اولیه
floating mark نقاط مواج عکس هوایی
interactive نقاط توقف را تنظیم کند
network اتصال نقاط شبکه به یکدیگر
isodose rate خط نقاط هم دوز تشعشع اتمی
infield نقاط توپگیری در زمین کریکت
differential leveling تعیین اختلاف تراز نقاط
isoclinal خط نقاط متحدالفشارمغناطیسی روی نقشه
networks اتصال نقاط شبکه به یکدیگر
floating mark نقاط ایستگاه برجسته بینی
graphic به صورت تصاویر و نقاط و نه متن
isogrive خط میزان منحنی نقاط هم ثقل
isopleth نقاط هم ارتفاع موج دریا
geodetic control نقاط کنترل نقشه برداری عمومی
multipass overlap بنابراین نقاط کمتر به نظر می آیند
Antipodes ساکنین نقاط متقاطردر روی زمین
whistle-stop در نقاط مختلف از مردم دیدارکوتاهی نمودن
matrix الگوی نقاط که یک حرف را نشان می دهند
isobar خط جغرافیایی نشان دهنده نقاط هم فشار
matrixes الگوی نقاط که یک حرف را نشان می دهند
isobars خط جغرافیایی نشان دهنده نقاط هم فشار
antipole ساکنین نقاط متقاطر در روی زمین
geong gyuk نقاط حمله و دفاع کننده تکواندو
nexus نقاط اتصال بین واحدها در شبکه
isobare خط جغرافیایی نشان دهنده نقاط هم فشار
exact location تعیین کردن محل دقیق نقاط
infill نقاط کشیده شده روی نقشه
isogonic line خط میزان منحنی نقاط متحدالانحراف مغناطیسی
jabiru لک لک ابزی نقاط گرم و معتدل امریکا
zenith اوج محور قائم بر افق نقاط
whistle stop در نقاط مختلف از مردم دیدارکوتاهی نمودن
all points addressable graphics نگاره سازی نشان دهی به همه نقاط
quadrantal points نقاط یا قطبهای دستگاه جهت یابی هواپیما
vital point حرکت غیرمجاز ضربه به نقاط حساس بدن
radiolocation تعیین محل نقاط با استفاده ازامواج رادیویی
remaining velocity سرعت گلوله در نقاط مختلف مسیر حرکت
irredentism سیاست اعاده نقاط ایتالیایی زبان بایتالیا
radial line plot روش تعیین محل نقاط بااخراج اشعه
bird's eye perspective پرسپکتیو اجسامی که از نقاط دور دیده میشوند
isogrive خط اتصال نقاط متحدالنیروی ثقل روی نقشه
rise and fall تعیین پستی و بلندی نقاط نسبت به سطح مبنا
planimetric نقشهای که فقط فواصل افقی نقاط رانشان میدهد
isogonal خط میزان منحنی نقاط متحدالانحراف مغناطیسی روی نقشه
set معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال
fit محاسبه منحنی ای که تقریباگ تعداد نقاط یا داده را تقریب می زند
sets معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال
offset method روش استفاده از خط سری درنشان دادن نقاط روی نقشه
dot pitch فاصله میلیمتری میان نقاط منفرد روی یک صفحه نمایش
centered محل نقاط سوراخ شده اطراف مرکز نواز کاغذی
centers محل نقاط سوراخ شده اطراف مرکز نواز کاغذی
centre محل نقاط سوراخ شده اطراف مرکز نواز کاغذی
centred محل نقاط سوراخ شده اطراف مرکز نواز کاغذی
fits محاسبه منحنی ای که تقریباگ تعداد نقاط یا داده را تقریب می زند
fittest محاسبه منحنی ای که تقریباگ تعداد نقاط یا داده را تقریب می زند
setting up معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال
graphs نمودار نمایش رابط ه بین دو یا چند متغیر به صورت خط یا مجموعهای نقاط
book اصول متداول یک ورزش اگاهی در مورد نقاط قوت وضعف حریف
ink چاپگر کامپیوتر که رشتهای از نقاط جوهری با بار الکتریکی را به کاغذ می فرستد
books اصول متداول یک ورزش اگاهی در مورد نقاط قوت وضعف حریف
graph نمودار نمایش رابط ه بین دو یا چند متغیر به صورت خط یا مجموعهای نقاط
booked اصول متداول یک ورزش اگاهی در مورد نقاط قوت وضعف حریف
isotherm خطی که نقاط دارای گرمای متوسط سالیانه مساوی رانشان میدهد
set نقاط تنظیم در یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر برای هر دستور tab می ایستد
sets نقاط تنظیم در یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر برای هر دستور tab می ایستد
cabling نموداری که محل کابلها را در یک اداره نشان میدهد از جمله نقاط اتصال را
inks چاپگر کامپیوتر که رشتهای از نقاط جوهری با بار الکتریکی را به کاغذ می فرستد
mosaic حرف نمایشی در سیستمهای ویدیویی که از نقاط کوچک تشکیل شده است
setting up نقاط تنظیم در یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر برای هر دستور tab می ایستد
cases دستور برنامه نویسی که به نقاط مختلف جهش میکند بر حسب مقدار داده
isallobar خط فرضی که نقاط دارای فشار جوی مساوی در زمان معینی رانشان میدهد
isallobaric خط فرضی که نقاط دارای فشار جوی مساوی در زمان معینی رانشان میدهد
papered کاغذ طولانی که داده روی آن ضبط میشود به صورت نقاط پانچ شده
paper کاغذ طولانی که داده روی آن ضبط میشود به صورت نقاط پانچ شده
case دستور برنامه نویسی که به نقاط مختلف جهش میکند بر حسب مقدار داده
papering کاغذ طولانی که داده روی آن ضبط میشود به صورت نقاط پانچ شده
hypsographic map نقشههای عوارض نمایی که ارتفاع نقاط در ان از سطح دریا تعیین شده است
papers کاغذ طولانی که داده روی آن ضبط میشود به صورت نقاط پانچ شده
enhance حرف واضح تر یا چاپ گرافیکی با استفاده از نقاط کوچکتر و بیشتر واحد اینچ
curve fitting روش ریاضی برای پیدا کردن یک فرمول که نمایشگرمجموعهای از نقاط داده میباشد
graticule ticks نقاط تقاطع خطوط شبکه بندی نصف النهارات و مدارات روی نقشه
enterprises سازمانی که کار یا گروهی ازکارهای مربوط به سایر نقاط جهان را انجام میدهد
airbrush یک ابزار نقاشی که الگوهای نامنظم از نقاط را ایجاد میکند مانند اسپری مکانیکی
enhances حرف واضح تر یا چاپ گرافیکی با استفاده از نقاط کوچکتر و بیشتر واحد اینچ
enterprise سازمانی که کار یا گروهی ازکارهای مربوط به سایر نقاط جهان را انجام میدهد
enhanced حرف واضح تر یا چاپ گرافیکی با استفاده از نقاط کوچکتر و بیشتر واحد اینچ
enhancing حرف واضح تر یا چاپ گرافیکی با استفاده از نقاط کوچکتر و بیشتر واحد اینچ
phosphor نقاط مجزای فسفر قرمز و سبز و آبی روی صفحه نمایش CRT
tabbing تنظیم یک ستون از اعداد به طوری که نقاط دهدهی عمودی قرار گرفته اند
redundancy اتصالات اضافی بین نقاط که امکان ادامه عملیات در حین خرابی میدهد
acupressure روش تسکین درد و درمان بیماری از طریق فشار نقاط خاصی از بدن
redundancies اتصالات اضافی بین نقاط که امکان ادامه عملیات در حین خرابی میدهد
needling سوزن نازک آهنی روی چاپگر matrix-dot که یکی از نقاط را چاپ می گیرد
grid الگوها یا خط وطی که روی صفحه نشان داده شده اند و محدوده به نقاط هستند
tabulation نقاط تنظیم در امتداد یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر برای هر دستور tab متوقف میشود
decimal تنظیم یک ستون از داده به طوری که نقاط دهدی آن به صورت عمودی قرار گرفته اند
decimals تنظیم یک ستون از داده به طوری که نقاط دهدی آن به صورت عمودی قرار گرفته اند
needle سوزن نازک آهنی روی چاپگر matrix-dot که یکی از نقاط را چاپ می گیرد
needled سوزن نازک آهنی روی چاپگر matrix-dot که یکی از نقاط را چاپ می گیرد
needles سوزن نازک آهنی روی چاپگر matrix-dot که یکی از نقاط را چاپ می گیرد
grids الگوها یا خط وطی که روی صفحه نشان داده شده اند و محدوده به نقاط هستند
input/output ارسال و دریافت داده بین کامپیوتر و رسانه جانبی و نقاط دیگر خارج سیستم
matrix الگوی نقاط که یک حرف را روی صفحه نمایش یا matrix-dot یا چاپگر لیزری نشان میدهد
matrixes الگوی نقاط که یک حرف را روی صفحه نمایش یا matrix-dot یا چاپگر لیزری نشان میدهد
point set curve منحنی ایکه توسط یک سری ازپاره خطهای ترسیم شده میان نقاط تعریف میشود
point designation شبکه بندی مخصوصی که برای تعیین نقاط نسبت به هم روی عکس هوایی کشیده میشود
black matrix صفحه تصویر CRT که نقاط فسفری اطراف رنگ سیاه هستند تا شدت را بیشتر کنند
checkpoint علامتی در نزدیکی خط اغاز هرکدام از نقاط معین توقف در نوعی مسابقه دوصحرانوردی به کمک نقشه وقطبنما
halftones توسط کامپیوتر نمایش داده و چاپ میشود و از گروهی از نقاط برای حالات مختلف استفاده میکند
black writer چاپگری که در آن تونر به نقاط گرم شده توسط اشعه لیزر می چسبد برای اسکن کردن تصویر
check-points علامتی در نزدیکی خط اغاز هرکدام از نقاط معین توقف در نوعی مسابقه دوصحرانوردی به کمک نقشه وقطبنما
halftone توسط کامپیوتر نمایش داده و چاپ میشود و از گروهی از نقاط برای حالات مختلف استفاده میکند
checkpoints علامتی در نزدیکی خط اغاز هرکدام از نقاط معین توقف در نوعی مسابقه دوصحرانوردی به کمک نقشه وقطبنما
sense probe مکانیسم ورودی که نقاط حساس روی یک صفحه نمایش را فعال کرده و درنتیجه برای یک کامپیوترورودی تهیه کند
letter quality printing خصوصیت برخی چاپگرهای matria-dot که حروف با کیفیت یکسان با ماشین تایپ را با نقاط بسیار نزدیک به هم تامین میکند
pitch line مکان هندسی نقاطی که درانها مراکز نقاط تماس یا گام دندانههای چرخ دنده یادندانه ها اندازه گیری میشود
letter quality printing چاپ با چاپگر matrix-dot که نوشتار با کیفیت بهتر دارد به خوبی ماشین تایپ با افزایش فاصله بین نقاط
hot spot نقاط خطرناک یا خیلی خطرناک در منطقه الوده به مواد رادیواکتیو اتمی
hot spots نقاط خطرناک یا خیلی خطرناک در منطقه الوده به مواد رادیواکتیو اتمی
traced نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
trace نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
traces نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
principal line خط رابط نقاط اصلی در روی عکس هوایی خط رابط
isolead curve خط میزان منحنی نقاط هم سبقت در تیراندازی خط نمایش سبقت
composition and make up terminal صفحه نمایش CRT که قابلیت نمایش و تغییر دقیق اندازههای نقاط و پهنای کاراکترها را دارد
bed levels نقاط ارتفاعی کف کانال درامتداد محور کانال
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
isovelocity نقاط هم سرعت اب دریا خطوط متحدالسرعت اب دریا
spots پیداکردن محل نقاط با دیدبانی دیدبانی کردن
spot پیداکردن محل نقاط با دیدبانی دیدبانی کردن
critical mach number عدد ماخی که در ان جریانهای شتابدار اطراف یک جسم دربعضی نقاط رفته رفته به سرعتهای مافوق صوت میرسند
aileron spar تیرکی تنها درقسمتی از طول بال وجود دارد و نقاط لولاشدن فلپ به بال روی انهاقرار میگیرد
pascal's law هرگاه فشاری بریک نقطه از مایع وارد شود ان فشار عینا" به تمام نقاط مایع منتقل میشود
decimal کلید وارد کردن اعداد دهدهی با استفاده از پردازنده لغت که نقاط دهدهی آن به صورت عمودی قرار گرفته اند
output 1-ارسال یا دریافت داده بین کامپیوتر و وسیله جانبی و سایر نقاط سیستم . 2-دادههای ارسالی و دریافتی توسط کامپیوتر
outputs 1-ارسال یا دریافت داده بین کامپیوتر و وسیله جانبی و سایر نقاط سیستم . 2-دادههای ارسالی و دریافتی توسط کامپیوتر
decimals کلید وارد کردن اعداد دهدهی با استفاده از پردازنده لغت که نقاط دهدهی آن به صورت عمودی قرار گرفته اند
bar automatic میله فولادی که به موازات ریل راه اهن کشیده میشودو وقتی که چرخ قطاری روی ان قرار می گیرد نقاط توقف و موقعیت را مشخص می نماید
overlaps سیستم تولید چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matrix-dot با جایگزین کردن خط حروف و تغییر مکان به آرامی به طوری که نقاط کمتر به نظر بیایند.
overlapped سیستم تولید چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matrix-dot با جایگزین کردن خط حروف و تغییر مکان به آرامی به طوری که نقاط کمتر به نظر بیایند.
overlap سیستم تولید چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matrix-dot با جایگزین کردن خط حروف و تغییر مکان به آرامی به طوری که نقاط کمتر به نظر بیایند.
grid سیستم مربعهای شمارش شده که در رسم کمک میکند. ماتریس خط وط در زاویه راست که امکان مکان دهی ساده نقاط را فراهم میکند
grids سیستم مربعهای شمارش شده که در رسم کمک میکند. ماتریس خط وط در زاویه راست که امکان مکان دهی ساده نقاط را فراهم میکند
centroid در مختصات هندسی نقطهای که مختصات ان میانگین حسابی مختصات همه نقاط ان شکل است
hard sectoring می دیسک که هر شیار به سکتورهایی تقسیم میشود و گاهی توسط مجموعهای نقاط پانچ شده اطراف hub مرکزی صورت می گیرد که هر سوراخ شروع سکتور ران نشان میدهد
non-directional design طرح فراگیر [این نوع طرح در نقاط مختلف بافت دارای جذابیت خاص خود بوده و حالت تکراری فرش های معمول را ندارد.]
triad 1-سه عنصر یا حرف یا بیت 2-شکل سه ضلعی که از نقاط فسفری رنگی قرمز و سبز وآبی در هر پیکسل درصفحه نمایش رنگی RGB تشکیل شده است
triads 1-سه عنصر یا حرف یا بیت 2-شکل سه ضلعی که از نقاط فسفری رنگی قرمز و سبز وآبی در هر پیکسل درصفحه نمایش رنگی RGB تشکیل شده است
restitution تبدیل مختصات نقاط از عکس یا نقشهای به نقشه دیگر تبدیل مختصات
removing بردن
steer بردن
snatch بردن
to bear away بردن
show to the door تا دم در بردن
snatches بردن
snatching بردن
snatched بردن
portage بردن
to pull off بردن
conveys بردن
conveying بردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com