Total search result: 250 (12 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
slant range |
برد مایل |
|
|
Search result with all words |
|
willing |
مایل |
sidling |
مایل |
awry |
بطور مایل |
suntan |
قهوه مایل بسرخ |
suntans |
قهوه مایل بسرخ |
beige |
رنگ قهوهای روشن مایل بزرد و خاکستری |
auburn |
قهوهای مایل به قرمز |
auburn |
رنگ قرمز مایل به زرد |
cedar |
رنگ قرمز مایل به زرد |
cedars |
رنگ قرمز مایل به زرد |
tan |
مازویی قهوهای مایل به زرد |
umber |
قهوه ای مایل به زرد |
caramel |
مایل به قرمز |
caramels |
مایل به قرمز |
mahogany |
رنگ قهوهای مایل به قرمز |
carbuncle |
رنگ نارنجی مایل به قرمز |
carbuncles |
رنگ نارنجی مایل به قرمز |
lama |
رنگ زرد مایل بقرمز |
lamas |
رنگ زرد مایل بقرمز |
solicitous |
مایل نگران |
solicitously |
مایل نگران |
skew |
مایل |
skewing |
مایل |
skews |
مایل |
slanting |
مایل |
inclined |
مایل |
nautical mile |
مایل دریایی |
nautical mile |
مایل دریایی معادل 0581متر |
nautical miles |
مایل دریایی |
nautical miles |
مایل دریایی معادل 0581متر |
rubicund |
رنگ مایل به قرمز |
scarlet |
قرمز مایل به زرد |
sloping |
مایل |
agreeable |
مایل |
gauche |
مایل |
wilful |
مشتاق مایل |
gaff |
میله مایل |
bevelled |
مایل |
mile |
مایل |
miles |
مایل |
blueish |
مایل به ابی |
bluish |
مایل به ابی |
interested |
مایل |
fond |
مایل مشتاق |
fonder |
مایل مشتاق |
fondest |
مایل مشتاق |
maroon |
شاه بلوط اروپایی رنگ خرمایی مایل بقرمز درجزیره دورافتاده یاجاهای مشابهی رها شدن یا گیر افتادن |
sallow |
رنگ خاکستری مایل به زرد وسبز |
cameo |
رنگهای مابین قرمز مایل به ابی یاقرمزمایل به زرد |
cameos |
رنگهای مابین قرمز مایل به ابی یاقرمزمایل به زرد |
royal blue |
رنگ ابی مایل بارغوانی روشن |
mauve |
رنگ بنفش مایل به ارغوانی سیر |
homosexual |
مایل به جنس خود |
homosexuals |
مایل به جنس خود |
desirous |
مایل |
decline |
مایل شدن رو بزوال گذاردن |
declined |
مایل شدن رو بزوال گذاردن |
declines |
مایل شدن رو بزوال گذاردن |
declining |
مایل شدن رو بزوال گذاردن |
yellowish |
مایل بزردی |
greyish |
مایل به خاکستری |
like |
مایل بودن |
liked |
مایل بودن |
likes |
مایل بودن |
terra cotta |
گل صورت سازی قرمز مایل به قهوهای |
tawnier |
تیره زرد مایل بقهوهای |
tawniest |
تیره زرد مایل بقهوهای |
tawny |
تیره زرد مایل بقهوهای |
grizzlies |
خاکستری یا مایل به خاکستری |
grizzly |
خاکستری یا مایل به خاکستری |
petunia |
رنگ قرمز مایل بابی |
petunias |
رنگ قرمز مایل بابی |
pansies |
رنگ قرمز مایل به ابی |
pansy |
رنگ قرمز مایل به ابی |
raisin |
رنگ قرمز مایل به ابی |
raisins |
رنگ قرمز مایل به ابی |
anemone |
لالهء نعمان رنگ قرمز مایل به ابی |
anemones |
لالهء نعمان رنگ قرمز مایل به ابی |
pitching |
مایل |
pinkish |
مایل به رنگ صورتی |
oblique |
مایل |
oblique |
مایل کج |
purplish |
مایل به ارغوانی |
purply |
مایل به ارغوانی |
brownish |
مایل به قهوهای یاخرمایی |
bay |
سرخ مایل به قرمز |
bayed |
سرخ مایل به قرمز |
baying |
سرخ مایل به قرمز |
bays |
سرخ مایل به قرمز |
hoary |
سفید مایل به خاکستری |
reddish |
مایل بقرمز |
reddish |
مایل بسرخی زننده |
lurid |
رنگ زرد مایل به قرمز |
luridly |
رنگ زرد مایل به قرمز |
gooseberries |
رنگ سیاه مایل به ارغوانی |
gooseberry |
رنگ سیاه مایل به ارغوانی |
blackish |
مایل به سیاه تیره |
albescent |
مایل به سفیدی |
aslant |
بطور مایل |
aslant |
حرکت مایل |
Other Matches |
|
loxodrome |
خط مایل |
nothing loath |
مایل |
lickerish |
مایل |
italic |
مایل |
bevel |
مایل |
bevel |
پخ مایل |
declivous |
مایل |
f. of books |
مایل به کت اب |
inclinable |
مایل |
propense |
مایل |
rath |
مایل |
rathe |
مایل |
studious of doing a thing |
مایل |
studious to do a thing |
مایل |
slantingly |
کج یا مایل |
willful |
مایل |
sideling |
مایل |
geographical mile |
مایل جغرافیایی |
cant |
سطح مایل |
centripetal |
مایل به مرکز |
to incline to green |
یا مایل بودن |
chamfer |
مایل شدن |
comatant |
مایل بجنگ |
statute mile |
مایل رسمی |
three point perspective |
پرسپکتیو مایل |
bitterish |
مایل به تلخی |
viridescent |
مایل به سبز |
flavescent |
مایل بزردی |
xanthic |
مایل به زردی |
whity |
مایل به سفید |
whitey |
مایل به سفید |
greeny |
مایل بسبز |
oblique perspective |
پرسپکتیو مایل |
oblique projection |
تصویر مایل |
oblique rotation |
چرخش مایل |
oblique section |
مقطع مایل |
the mast has raked |
مایل کردن |
oblique system |
سیستم مایل |
obliquely |
بطور مایل |
side flow weir |
سر ریز مایل |
recessive |
مایل ببازگشت |
oblique lattice |
شبکه مایل |
solicitous to go |
مایل به رفتن |
mile ohm |
مایل- اهم |
he has a good mind |
مایل است |
he is f. her |
مایل اوست |
he was found of her |
مایل او بود |
the mast has raked |
مایل شدن |
incline plane |
سطح مایل |
inclined compression |
فشار مایل |
inclined drilling |
حفاری مایل |
inclined face of dam |
نمای مایل سد |
lief |
مطلوب مایل |
sourish |
مایل به ترشی |
oppositive |
مایل به ضدیت |
i am unwilling to go |
مایل نیستم بروم |
loxodromics |
کشتی رانی در خط مایل |
incilnable to do something |
مایل کردن بکاری |
inclined barrel arch |
طاق گهوارهای مایل |
inclined barrel arch |
طاق ضربی مایل |
low oblique |
عکس مایل پایین |
inclined coil meter |
سنجه با پیچک مایل |
isabella |
زرد مایل به خاکستری |
isabel |
زرد مایل به خاکستری |
purple red |
قرمز مایل به ارغوانی |
inclined shear plane |
سطح برش مایل |
luteovirescent |
زرد مایل بسبز |
oblimax rotation |
چرخش مایل بیشینه |
mph |
مخفف مایل در ساعت |
to be prepared to go |
مایل به رفتن بودن |
they canŠif they so wishŠ..... |
اگر مایل باشندمیتوانند........... |
tattletale gray |
سفید مایل بخاکستری |
griseous |
خاکستری مایل به ابی |
sloping barrel vault |
طاق ضربی مایل |
sloping barrel vault |
سقف گهوارهای مایل |
roll piercing process |
روش نورد مایل |
oblique shock wave |
موج ضربهای مایل |
pea green |
زرد مایل بسبز |
swart |
سبزه مایل به سیاه |
oblimin rotation |
چرخش مایل کمینه |
he is not willing to go |
مایل برفتن نیست |
grege |
اردهای مایل به خاکستری |
green with a blue tint |
سبز مایل به ابی |
buffyy |
مایل به رنگ نخودی |
he is indisposed to go |
مایل نیست برود |
cuesta |
جلگه مایل یااریب |
he was not inclined to go |
مایل برفتن نبود |
canescent |
سفید مایل به تار |
he was found of her |
باو مایل بود |
oxford blue |
ابی سیر مایل به ارغوانی |
slate black |
رنگ ارغوانی مایل بسیاه |
peacock blue |
رنگ ابی مایل بسبز |
rufous |
بور خرمایی مایل بقرمز |
ruffous |
بور خرمایی مایل بقرمز |
sea green |
رنگ سبز مایل بابی |
slate blue |
رنگ ابی مایل به خاکستری |
teal blue |
رنگ ابی مایل به خاکستری |
shell pink |
رنگ قرمز مایل به زرد |
loxodromic |
وابسته به کشتی رانی در خط مایل |
What's the charge per mile? |
اجاره هر مایل چقدر است؟ |
It's about 2 miles from ... |
آن تقریبا 2 مایل دور از ... است. |
backswept |
برگشته بطور مایل واریب |
hoar |
سفید مایل به خاکستری موسفید |
indian red |
خاک سرخ مایل بزرد |
rust |
رنگ قرمز مایل به قهوه ای |
taupe |
رنگ خاکستری مایل به قهوهای |
ti turn in |
سوی پایین مایل بودن |
mikado |
رنگ زرد مایل به قرمز |
matelot |
رنگ ابی مایل بقرمز |
sienna |
انواع خاکهای قهوهای مایل به زرد |
olive gray |
رنگ سبز مایل بزرد خاکستری |
forest green |
رنگ سبز تیره مایل بزرد |
platinum blonde |
دارای موی زرد مایل به سفید |
gley |
خاک رس چسبناک وخاکستری مایل به ابی |
sap green |
رنگ زرد مایل به سبز سیر |
royal purple |
رنگ ارغوانی مایل بقرمز سیر |
glaucous |
دارای رنگ سبز مایل به زرد |
osmium |
عنصر فلزی سخت و ابی مایل بسفید |
oblique perspective |
پرسپکتیوی که تمام خطوط اصلی ان مایل باشد |
mignonette |
یکجور توری فریف سبز مایل به سفید |
towhead |
کسیکه موهای مایل به سفیدیا خاکستری دارد |
manila paper |
یک نوع کاغذ محکم برنگ زرد مایل به قهوهای |
mil gridded oblique |
عکس مایل شبکه بندی شده به مقیاس میلیمی |
rompy |
مایل به بازی کردن با جیغ وداد و دنبال هم دویدن |
rompish |
مایل به بازی کردن با جیغ وداد و دنبال هم دویدن |
off road racing |
مسابقه موتورسیکلت رانی در زمینهای ناهمواربطول چند صد مایل |
grivet |
نوعی میمون خاکستری مایل به ابی افریقای جنوبی |
Is mileage included? |
آیا شامل مایل مسافت پیموده شده هم میشود؟ |
kermesse |
مسابقه دوچرخه سواری 3 تا5 مایل در شهر و خارج |
i had half a mind to go |
چندان مایل برفتن نبودم انقدر ها میل نداشتم بروم |
superspeedway |
مسیر مسابقه معمولی 2 در5/2 مایل با کنارههای باشیب تند |
seed pearl |
مروارید کوچک وبی قاعده رنگ کمرنگ مایل بخاکستری |
vee engine |
موتور پیستونی که سیلندرهای ان در یک ردیف و بصورت مایل به یکدیگرقرار گرفته اند |
v engine |
موتور پیستونی که سیلندرهای ان در دو ردیف مایل بشکل 7 قرار گرفته اند |
ventral |
تیغه قائم یا مایل بصورت ثابت یا لولایی در زیر یا عقب هواپیما |
oblique weir |
در تصویر افقی سرریزی استکه تاج ان نسبت به جریان اب مایل باشد |
raker |
تیری که پشت دیوار بطور مایل می بندند تادیوار سقوط نکند |
wing photograph |
نوعی عکس هوایی مایل که به وسیله دوربینهای چند عدسی گرفته میشود |
off roader |
شرکت کننده درمسابقه موتورسیکلت رانی درزمینهای ناهموار برای چندصد مایل |
to ask somebody out |
از کسی پرسیدن که آیا مایل است [با شما] بیرون برود [جامعه شناسی] |
y scale |
در عکس هوایی مایل مقیاسی خطی است که موازی با خط محوراصلی عرضها کشیده میشود |
hottentot |
یکی از انواع بومیهای جنوب افریقا که اندامی کوتاه ورنگ قهوهای مایل به زرددارند |
oblique compartment |
قسمتی از زمین که محورطولی ان نسبت به سمت حرکت یکانها به طور مایل قرار گرفته باشد |
effective demand |
تقاضای موثرعبارت است از مقدار کالائی که خریداران در قیمتهای موجود مایل و قادر به خریدان هستند |
hot money |
منظورزمانی استکه مردم بدلیل نرخ تورم بالا مایل به نگهداری پول نیستند و انرا به کالاتبدیل میکنند |
fuchsine |
رنگ قرمز مایل به ابی که برای رنگ امیزی پشم وابریشم وچرم بکا رمیرود |
x scale |
در عکس هوایی مایل مقیاس خطی است که موازی با خط افق حقیقی عکس کشیده میشودc |
fuchsin |
رنگ قرمز مایل به ابی که برای رنگ امیزی پشم وابریشم وچرم بکا رمیرود |
straw yellow |
رنگ زرد براق مایل به قرمز رنگ زرد کهربایی |