English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
English Persian
french fry برشهای سیب زمینی رادرروغن سرخ کردن
Other Matches
scissors and paste تالیف کتابی با برشهای کتابهای دیگر
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
nibbler ابزاری برای بریدن ورقههای فلزی توسط برشهای متعدد و پیاپی موضعی قائم بکمک مته
ground liaison گروه رابط زمینی در فرودگاه شکاریهاربط زمینی
goldie lock فرمان پست رادار زمینی به هواپیما دایر بر اینکه رادارکنترل زمینی هدایت هواپیمارا بعهده گرفته است
army landing forces نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات اب خاکی نیروی زمینی پیاده شونده در ساحل
army commander فرمانده نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات فرمانده قسمت زمینی
french fry برش سیب زمینی سرخ کردن
to mark out a ground حدود زمینی را تععین کردن یانشان دادن
ground landlord کسی که زمینی را برای ساختمان کردن اجاره میدهد
ricer رنده مخصوص رشته کردن سیب زمینی وخمیر
ground signals سیستم علایم بصری زمینی سیستم مخابره علایم زمینی مستقر در فرودگاه
army aircraft هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
yams سیب زمینی هندی سیب زمینی شیرین
yam سیب زمینی هندی سیب زمینی شیرین
bread and point سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
potatoes and point سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
mark mark اعلام رها کردن بمب به هواپیمای بمب افکن از سوی دستگاه کنترل زمینی
agrarian زمینی
landed a زمینی
tumbling زمینی
territorial زمینی
terraneous زمینی
earthly زمینی
terrene زمینی
tellurian زمینی
sub astral زمینی
subaerial رو زمینی
earth-bound زمینی
terrestrial زمینی
sublunar زمینی
predial or prae زمینی
sublunary زمینی
earthy زمینی دنیوی
terrestrial refraction شکست زمینی
bonus pass پاس زمینی
murphy سیب زمینی
peanut بادام زمینی
peanut پسته زمینی
subterraneous زیر زمینی
floor lamps [American] آباژورهای زمینی
standard lamp [British] آباژور زمینی
floor lamp [American] آباژور زمینی
peanuts پسته زمینی
peanuts بادام زمینی
suberranean زیر زمینی
terrain corridor دالان زمینی
praties سیب زمینی
tater سیب زمینی
army attache وابسته زمینی
apogee اوج زمینی
armies نیرو زمینی
landmines مین زمینی
army نیرو زمینی
tellurian matter ماده زمینی
landmine مین زمینی
earth antenna انتن زمینی
perigee حضیض زمینی
overland mail پست زمینی
terrestrial radiation تابشهای زمینی
ground antenna انتن زمینی
army general staff ستادنیروی زمینی
earth nut بادام زمینی
gullies دالان زمینی
terraqueous زمینی ودریایی
army forces نیروهای زمینی
terrain return اکوی زمینی
antenna ground انتن زمینی
standard lamps [British] آباژورهای زمینی
hypogeal زیر زمینی
ground nut بادام زمینی
ground liaison رابط زمینی
ground forces نیروهای زمینی
ground forces نیروی زمینی
ground force نیروی زمینی
ground fire تیر زمینی
ground control کنترل زمینی
ground circuit مدار زمینی
ground return برگشت زمینی
graze burst ترکش زمینی
ground observation دیدبانی زمینی
ground observer دیدبان زمینی
ground position ایستگاه زمینی
hypogeous زیر زمینی
hypogean زیر زمینی
infernal regions دیارزیر زمینی
groundling گیاه زمینی
ground waves امواج زمینی
ground wave موج زمینی
ground track مسیر زمینی
ground surveillance تجسس زمینی
ground surveillance مراقبت زمینی
ground speed سرعت زمینی
ground return بازتاب زمینی
ground position موقعیت زمینی
terrestrial وضعیت زمینی
gully دالان زمینی
groundnut بادام زمینی
gulleys دالان زمینی
potatoes سیب زمینی
groundnuts بادام زمینی
land tail بنه زمینی
monkey nut بادام زمینی
floor lamp اباژور زمینی
mail gram پست زمینی
potato سیب زمینی
land mine مین زمینی
land forces نیروی زمینی
land force n نیروی زمینی
land combat نبرد زمینی
army staff ستاد نیروی زمینی
army reserve احتیاط نیروی زمینی
subways راه زیر زمینی
landmarks علامت مشخصه زمینی
landmark علامت مشخصه زمینی
sweet potatoes سیب زمینی شیرین
subterranean roots ریشههای زیر زمینی
undercroft اتاق زیر زمینی
sweet potato سیب زمینی شیرین
surface mission ماموریت دفاع زمینی
table water سفره اب زیر زمینی
asphaltum قیر زمینی اسفالت
army post office پستخانه نیروی زمینی
task group گروه ماموریت زمینی
chipmunk موش خرمای زمینی
chipmunks موش خرمای زمینی
peanut butter خمیر بادام زمینی
potatoes انواع سیب زمینی
potato انواع سیب زمینی
subway ترن زیر زمینی
subway راه زیر زمینی
telluric دارای تلوریوم زمینی
army artillery توپخانه نیروی زمینی
survey نقشه برداری زمینی
subways ترن زیر زمینی
army depot امادگاه نیروی زمینی
army corps سپاههای نیروی زمینی
surveys نقشه برداری زمینی
army base پادگان نیروی زمینی
army base پایگاه نیروی زمینی
tellurous دارای تلوریوم زمینی
surveyed نقشه برداری زمینی
army aviator خلبان نیروی زمینی
terrestrial زمینی مربوط به زمین
gnomes جنی زیر زمینی
pignut یکنوع بادام زمینی
dower سوراخ زیر زمینی
secretary of the army وزیر نیروی زمینی
gnome جنی زیر زمینی
mashed potatoes پوره سیب زمینی
extraterrestrial radiation تابشهای ماوراء زمینی
field survey نقشه برداری زمینی
ground survey نقشه برداری زمینی
land carriage بار کشی زمینی
ground loom دار زمینی [قالی]
armies ارتش نیروی زمینی
army ارتش نیروی زمینی
crisper سیب زمینی برشته
crispest سیب زمینی برشته
hotpot آبگوشت سیب زمینی
crisps سیب زمینی برشته
department of the army وزارت نیروی زمینی
rhizmatous مانندساقه زیر زمینی
hotpots آبگوشت سیب زمینی
rootstock ساقه زیر زمینی
crisp سیب زمینی برشته
potato salad سالاد سیب زمینی
tumblers ژیمناست زمینی کار
kidney potato سیب زمینی سرخ
groundwater ابهای زیر زمینی
land tail باقیمانده زمینی یکان
jerusalem a سیب زمینی ترشی
ground power unit واحد قدرت زمینی
ground visibility میزان دید زمینی
grounded primary مدار ورودی زمینی
tumbler ژیمناست زمینی کار
groundwave موجهای رادیویی زمینی
geomorphic شبیه بزمین زمینی
geocentric latitude عرض جغرافیایی زمینی
latitude band نوار عرضی زمینی
cadastral survey نقشه برداری زمینی
floor exercise حرکات زمینی ژیمناستیک
air ground operations عملیات مشترک زمینی وهوایی
chip سیب زمینی سرخ کرده
shepherd's pie بریانی گوشت و سیب زمینی
to grub the ground ریشه های زمینی را کندن
spuds سیب زمینی بابیل کندن
geocentric دارای مرکزی در زمین زمینی
underground راه اهن زیر زمینی
heavy fire team تیم اتشهای زمینی سنگین
theater army نیروی زمینی صحنه عملیات
overland در روی زمین از راه زمینی
vivarium جای نگاهداری جانوران زمینی
air ground liaison code کدهای ارتباطی زمینی وهوایی
chips سیب زمینی سرخ کرده
master sergeant استوار ارشد نیروی زمینی
ground control دستگاه کنترل کننده زمینی
land service خدمت نظام در نیروی زمینی
shepherd's pies بریانی گوشت و سیب زمینی
uplink خط ارسال از ایستگاه زمینی به ماهواره
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com