Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 48 (6 milliseconds)
English
Persian
x cut
برش ایکس
Search result with all words
X-rays
اشعه ایکس
X-ray
اشعه ایکس
X-ray
پرتو ایکس
X-rayed
اشعه ایکس
X-rayed
پرتو ایکس
X-raying
اشعه ایکس
X-raying
پرتو ایکس
b.x. conductor
کابل ب ایکس
blank flange
قطعه- ایکس
bx cable
لوله ب ایکس
crookes tube
لامپ اشعه ایکس
hard x ray
پرتو ایکس سخت
nike x
موشک نایک ایکس
penetrometer
وسیلهای برای اندازه گیری قدرت نفود اشعه ایکس واشعههای نافد دیگر توسط مقایسه عبور و نفوذ انها درموارد مختلف
rem
مقدار دوزتشعشعی که اثرش برابر یک رونتگن اشعه ایکس باشد
rem
مقدار تابش یونیزه کننده که در صورت جذب توسط یک جسم همان تاثیرات فیزیولوژیکی را که یک رونتگن اشعه ایکس یاتابشهای گاما دارند خواهدداشت
roentgen diffractometry
بلورنگاری پرتو ایکس
x ray crystallography
بلورنگاری پرتو ایکس
roentgen ray
پرتو ایکس
roentgenography
پرتونگاری با اشعه ایکس
soft x rays
پرتو ایکس کم نفوذ
x axis
محور ایکس
x axis
محور ایکس ها
x axis amplifier
تقویت کننده محور ایکس
x axis defelection
انحراف- ایکس
x band
باند- ایکس
x engine
موتور پیستونی با چهار ردیف سیلندر که از نمای روبروبصورت ایکس قرار گرفته اند
x potentiometer
پتانسیومتر ایکس
x radiation
اشعه ایکس
x radiation
پرتو ایکس
x ray
اشعه ایکس
x ray
بااشعه ایکس امتحان کردن عکسبرداری با اشعه ایکس
x ray analysis
تحلیل پرتو ایکس
x ray apparatua
دستگاه پرتو ایکس
x ray diffraction
پراش پرتو ایکس
x ray microdiffraction
پراش پرتو ایکس
x ray tube
لامپ پرتو ایکس
x rays
اشعه ایکس
x rays
پرتو ایکس
x y presentation
نمایش ایکس- ایگرگ
x y recorder
دستگاه ثبات ایکس- ایگرگ
x y selector
سلکتور ایکس- ایگرگ
x y switch
کلید ایکس- ایگرگ
xrays
اشعه ایکس
X chromosome
فامتن ایکس
X chromosomes
فامتن ایکس
the integral from a to b of f-of-x with respect to x
انتگرال اف ایکس بین آ و ب
[ریاضی]
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com