English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (21 milliseconds)
English Persian
french fry برش سیب زمینی سرخ کردن
Search result with all words
bread and point سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
french fry برشهای سیب زمینی رادرروغن سرخ کردن
ground landlord کسی که زمینی را برای ساختمان کردن اجاره میدهد
mark mark اعلام رها کردن بمب به هواپیمای بمب افکن از سوی دستگاه کنترل زمینی
potatoes and point سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
ricer رنده مخصوص رشته کردن سیب زمینی وخمیر
to mark out a ground حدود زمینی را تععین کردن یانشان دادن
Other Matches
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
ground liaison گروه رابط زمینی در فرودگاه شکاریهاربط زمینی
goldie lock فرمان پست رادار زمینی به هواپیما دایر بر اینکه رادارکنترل زمینی هدایت هواپیمارا بعهده گرفته است
army landing forces نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات اب خاکی نیروی زمینی پیاده شونده در ساحل
army commander فرمانده نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات فرمانده قسمت زمینی
ground signals سیستم علایم بصری زمینی سیستم مخابره علایم زمینی مستقر در فرودگاه
yam سیب زمینی هندی سیب زمینی شیرین
yams سیب زمینی هندی سیب زمینی شیرین
army aircraft هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
terraneous زمینی
earth-bound زمینی
terrestrial زمینی
sublunary زمینی
tumbling زمینی
landed a زمینی
sub astral زمینی
terrene زمینی
predial or prae زمینی
sublunar زمینی
subaerial رو زمینی
earthly زمینی
territorial زمینی
tellurian زمینی
agrarian زمینی
standard lamps [British] آباژورهای زمینی
standard lamp [British] آباژور زمینی
praties سیب زمینی
land force n نیروی زمینی
tater سیب زمینی
earthy زمینی دنیوی
ground fire تیر زمینی
armies نیرو زمینی
antenna ground انتن زمینی
ground force نیروی زمینی
land combat نبرد زمینی
army نیرو زمینی
terrestrial وضعیت زمینی
infernal regions دیارزیر زمینی
ground forces نیروی زمینی
floor lamps [American] آباژورهای زمینی
perigee حضیض زمینی
murphy سیب زمینی
bonus pass پاس زمینی
peanut بادام زمینی
potato سیب زمینی
ground control کنترل زمینی
potatoes سیب زمینی
gullies دالان زمینی
gulleys دالان زمینی
army forces نیروهای زمینی
army general staff ستادنیروی زمینی
hypogean زیر زمینی
groundnut بادام زمینی
groundnuts بادام زمینی
ground circuit مدار زمینی
monkey nut بادام زمینی
graze burst ترکش زمینی
peanut پسته زمینی
peanuts بادام زمینی
peanuts پسته زمینی
land forces نیروی زمینی
floor lamp [American] آباژور زمینی
land mine مین زمینی
earth antenna انتن زمینی
land tail بنه زمینی
ground antenna انتن زمینی
apogee اوج زمینی
landmines مین زمینی
landmine مین زمینی
floor lamp اباژور زمینی
army attache وابسته زمینی
gully دالان زمینی
mail gram پست زمینی
ground forces نیروهای زمینی
ground speed سرعت زمینی
ground position موقعیت زمینی
tellurian matter ماده زمینی
terraqueous زمینی ودریایی
earth nut بادام زمینی
ground position ایستگاه زمینی
subterraneous زیر زمینی
ground observer دیدبان زمینی
hypogeal زیر زمینی
suberranean زیر زمینی
terrain corridor دالان زمینی
ground waves امواج زمینی
ground surveillance مراقبت زمینی
ground return برگشت زمینی
ground return بازتاب زمینی
overland mail پست زمینی
ground wave موج زمینی
hypogeous زیر زمینی
terrestrial refraction شکست زمینی
ground nut بادام زمینی
ground surveillance تجسس زمینی
terrestrial radiation تابشهای زمینی
terrain return اکوی زمینی
ground liaison رابط زمینی
ground observation دیدبانی زمینی
groundling گیاه زمینی
ground track مسیر زمینی
secretary of the army وزیر نیروی زمینی
army aviator خلبان نیروی زمینی
ground survey نقشه برداری زمینی
field survey نقشه برداری زمینی
hotpots آبگوشت سیب زمینی
table water سفره اب زیر زمینی
surface mission ماموریت دفاع زمینی
army post office پستخانه نیروی زمینی
army artillery توپخانه نیروی زمینی
ground loom دار زمینی [قالی]
latitude band نوار عرضی زمینی
ground visibility میزان دید زمینی
gnome جنی زیر زمینی
gnomes جنی زیر زمینی
potato انواع سیب زمینی
landmark علامت مشخصه زمینی
landmarks علامت مشخصه زمینی
tellurous دارای تلوریوم زمینی
hotpot آبگوشت سیب زمینی
army reserve احتیاط نیروی زمینی
army staff ستاد نیروی زمینی
grounded primary مدار ورودی زمینی
department of the army وزارت نیروی زمینی
asphaltum قیر زمینی اسفالت
groundwater ابهای زیر زمینی
rhizmatous مانندساقه زیر زمینی
army base پایگاه نیروی زمینی
potatoes انواع سیب زمینی
army base پادگان نیروی زمینی
task group گروه ماموریت زمینی
army corps سپاههای نیروی زمینی
army depot امادگاه نیروی زمینی
extraterrestrial radiation تابشهای ماوراء زمینی
mashed potatoes پوره سیب زمینی
telluric دارای تلوریوم زمینی
peanut butter خمیر بادام زمینی
groundwave موجهای رادیویی زمینی
pignut یکنوع بادام زمینی
subterranean roots ریشههای زیر زمینی
subway ترن زیر زمینی
surveyed نقشه برداری زمینی
survey نقشه برداری زمینی
undercroft اتاق زیر زمینی
sweet potatoes سیب زمینی شیرین
crisps سیب زمینی برشته
rootstock ساقه زیر زمینی
geocentric latitude عرض جغرافیایی زمینی
ground power unit واحد قدرت زمینی
army ارتش نیروی زمینی
subways راه زیر زمینی
cadastral survey نقشه برداری زمینی
subways ترن زیر زمینی
sweet potato سیب زمینی شیرین
floor exercise حرکات زمینی ژیمناستیک
geomorphic شبیه بزمین زمینی
armies ارتش نیروی زمینی
potato salad سالاد سیب زمینی
terrestrial زمینی مربوط به زمین
crispest سیب زمینی برشته
tumblers ژیمناست زمینی کار
dower سوراخ زیر زمینی
tumbler ژیمناست زمینی کار
land tail باقیمانده زمینی یکان
jerusalem a سیب زمینی ترشی
crisp سیب زمینی برشته
land carriage بار کشی زمینی
subway راه زیر زمینی
kidney potato سیب زمینی سرخ
chipmunk موش خرمای زمینی
chipmunks موش خرمای زمینی
surveys نقشه برداری زمینی
crisper سیب زمینی برشته
army program memorandum لایحه برنامههای نیروی زمینی
army service area منطقه سرویس نیروی زمینی
ground alert اماده باش زمینی هواپیماها
chip سیب زمینی سرخ کرده
overland در روی زمین از راه زمینی
air ground liaison code کدهای ارتباطی زمینی وهوایی
chips سیب زمینی سرخ کرده
air ground operations عملیات مشترک زمینی وهوایی
army reserve قسمت احتیاط نیروی زمینی
underground راه اهن زیر زمینی
French fries سیب زمینی سرخ کرده
assistant secretary of the army معاون وزیر نیروی زمینی
potato planter الت سیب زمینی کاری
army training program برنامه اموزش نیروی زمینی
army post office شعبه پستی نیروی زمینی
army material command فرماندهی اماد نیروی زمینی
shepherd's pies بریانی گوشت و سیب زمینی
ground control دستگاه کنترل کننده زمینی
shepherd's pie بریانی گوشت و سیب زمینی
theater army نیروی زمینی صحنه عملیات
eyes دکمه یا گره سیب زمینی
army assault team تیم هجومی نیروی زمینی
land service خدمت نظام در نیروی زمینی
spud سیب زمینی بابیل کندن
surface line خط تلگراف یا تلفن روی زمینی
army aviation هواپیمای نیروی زمینی هوانیروز
spuds سیب زمینی بابیل کندن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com