English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 67 (8 milliseconds)
English Persian
transverse section برش متقاطع
Search result with all words
transverse متقاطع
crossbones تصویر دو استخوان متقاطع درزیر جمجمه که نشان پرچم دزدان دریایی است
cross-section سطح متقاطع
cross-sections سطح متقاطع
cross متقاطع
cross قطع کردن متقاطع کردن
crosser متقاطع
crosser قطع کردن متقاطع کردن
crosses متقاطع
crosses قطع کردن متقاطع کردن
crossest متقاطع
crossest قطع کردن متقاطع کردن
diagonal سیم بر متقاطع
charade جدول کلمات متقاطع
traverse خط متقاطع
traverse متقاطع
traversed خط متقاطع
traversed متقاطع
traverses خط متقاطع
traverses متقاطع
traversing خط متقاطع
traversing متقاطع
intersecting متقاطع
at an overthwart بطور متقاطع ازاین سو بان سو
to an overthwart بطور متقاطع ازاین سو بان سو
autotomic متقاطع بطور خودبخود وابسته به تقسیم خودبخود
autotomous متقاطع بطور خودبخود وابسته به تقسیم خودبخود
built up crossing قطعه ریل متقاطع
closed traverse خطوط متقاطع
coefficient of cross elasticity ضریب کشش متقاطع
crisscross متقاطع
cross bearings سمتهای متقاطع
cross buck حمله دو مهاجم بصورت متقاطع
cross elasticity of demand کشش متقاطع تقاضا
cross elasticity of demand درصدتغییر تقاضای یک کالا نسبت به درصد تغییر قیمت کالای دیگر فرمول کشش متقاطع عبارت است از :
cross fire اتشبار متقاطع
cross fire اتش متقاطع
cross hairs دو خط متقاطع روی یک دستگاه ورودی که محل تقاطع انها مکان فعال مکان نمای یک سیستم گرافیکی رامشخص میکند
cross hatch هاشور متقاطع
cross section برش متقاطع نمونه یا حد وسط
cross wires سیمهای متقاطع
crosscurrent جریان متقاطع
crosshatching هاشورزنی متقاطع
crossover متقاطع
crossover متقاطع کردن برای ازدیادفشار و سرعت
crossrail ریل متقاطع
crossword puzzle جدول کلمات متقاطع
groined vault طاق متقاطع
intercepter متقاطع
interconversion تبدیل متقاطع
interlacing arches طاقهای متقاطع
interlacing arches طاقهایی که نقشه ساختمانی انهابه پرگارهای متقاطع میماند
inweave درهم متقاطع کردن
secant خط قاطع متقاطع
thwartwise بطور متقاطع اریب
thwartwise متقاطع
transversely بطوراریب یا متقاطع
word square جدول کلمات متقاطع
criss-cross بهطور متقاطع حرکت کردن
criss-crossed بهطور متقاطع حرکت کردن
criss-crosses بهطور متقاطع حرکت کردن
criss-crossing بهطور متقاطع حرکت کردن
unresolved corners حاشیه متقاطع
interlacing arch طاق های متقاطع
intersecting قوسی متقاطع
secant line خط متقاطع [ریاضی]
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com