English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 93 (6 milliseconds)
English Persian
arteriotomy برش یا گشایش شریان
Other Matches
arteries شریان
artery شریان
arteritis اماس شریان
coronary artery شریان اکلیلی
pumonary artery شریان ریه
popliteal artery شریان پس زانو
arteritis ورم شریان
arteriology شریان شناسی
arteriole شریان کوچک
atherosclerosis تصلب شریان
garrote شریان بند
carotidal artery شریان سبات
carotidal شریان سبات
carotid arteries شریان سبات
carotid artery شریان سبات
iliac artery شریان حرقفی
aneurism اتساع شریان
tourniquet شریان بند
tourniquets شریان بند
f.artery شریان صورت
tenaculum شریان گیر
femoral artery شریان ران
garotte شریان بند
carotid وابسته به شریان شاهرگی
aortas شریان بزرگ شاهرگ
coronaries شریان یاورید اکبلیلی
coronary شریان یاورید اکبلیلی
subclavian artery شریان زیر ترقوه
radial artery شریان زند اصلی
arterial مربوط به شریان یاسرخرگ
aorta شریان بزرگ شاهرگ
endo arterities اماس درونی شریان
ligature شریان بندی رشته
issuance credit گشایش
first nights گشایش شب
apertures گشایش
first night گشایش شب
polish opening گشایش
evolvement گشایش
volume گشایش
openings گشایش
inauguration گشایش
aperture گشایش
volumes گشایش
opening گشایش
coronary thrombosis انسداد شریان اکلیلی قلب
coronary thromboses انسداد شریان اکلیلی قلب
orang utan opening گشایش اورانگوتان
orang utan opening گشایش لهستانی
orang utan opening گشایش سوکولسکی
to unveil a statue ایین گشایش
saragossa opening گشایش ساراگوسا
ponziani's opening گشایش پونتسیانی
sokolsky opening گشایش لهستانی
sokolsky opening گشایش سوکولسکی
scotch opening گشایش اسکاتلندی
nimzovitch attack گشایش لارسن
opening افتتاح گشایش
bird's opening گشایش برد
openings افتتاح گشایش
benko opening گشایش بنکو
english opening گشایش انگلیسی
anderssen opening گشایش اندرسن
inverted opening گشایش معکوس
foot in the door <idiom> گشایش یا فرصت
joke opening گشایش مضحک
larsen's opening گشایش لارسن
alapin's opening گشایش الاپین
ruy lopez opening گشایش روی لوپس
reti opening گشایش رتی شطرنج
queen's fianchetto defence گشایش لارسن شطرنج
normal opening گشایش نرمال یا فرانسوی
paris opening گشایش پاریس شطرنج
bishops opening گشایش فیل شطرنج
credit application تقاضای گشایش اعتبار
easy money policy سیاست گشایش پول
breman system سیستم برمن در گشایش انگلیسی
queen's pawn opening گشایش پیاده وزیر شطرنج
from gambit وامبی فروم در گشایش برد
barcza system سیستم بارکزا در گشایش رتی
gambit قربانی پیاده شطرنج در گشایش
gambits قربانی پیاده شطرنج در گشایش
berlin defence دفاع برلین در گشایش فیل شطرنج
alfred wolf gambit گامبی الفرد وولف در گشایش رتی شطرنج
advising bank بانکی که گشایش اعتبار اسنادی رابه ذینفع
salvtatorian شاگردی که نطق گشایش یاتهنیت امیزرا اداکند
west coast computer faire یک نمایشگاه تجاری بزرگ ریزکامپیوتر که سالانه درسان فرانسیسکو گشایش می یابد
saltation جهش ناگهانی جهش خون شریان
sicilian attack حمله سیسیلی شطرنج گشایش انگلیسی شطرنج
reti gambit گامبی رتی در گشایش رتی شطرنج
ligature زخم بند شریان بند
expansion joint درز گسترش درز گشایش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com