Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 40 (3 milliseconds)
English
Persian
vice versa
برعکس
contrariwise
برعکس
on the contrary
برعکس
per contra
برعکس
vice versa
<adv.>
برعکس
Other Matches
to the contrary
برعکس ان
quotes
کامای برعکس
quoted
کامای برعکس
overhand
رویهم برعکس
quote
کامای برعکس
come full circle
<idiom>
کاملا برعکس
inverse
برعکس مقابل
unlike
غیر برعکس
unfavorable
برعکس زشت
moom dollyo bandea dollyo chagi
ضربه پا برعکس دورانی
instead of the other way around
بجای برعکس این
instead of vice versa
بجای برعکس این
combination grasp
گرفتن معمولی و برعکس
backwater
برعکس پارو زدن
backwaters
برعکس پارو زدن
quote
دوتای کامای برعکس
quoted
دوتای کامای برعکس
quotes
دوتای کامای برعکس
On the contrary , he is very honest.
برعکس خیلی هم درستکار است
quote
علامت نقل قول یا کامای برعکس
quotes
علامت نقل قول یا کامای برعکس
quoted
علامت نقل قول یا کامای برعکس
sex changer
وسیله مبدل اتصال نری به مادگی و برعکس
gender changer
وسیله تغییر اتصال مادگی به نری و برعکس
electronic
استفاده ازکامپیوتر برای انتقال پول از بانک و برعکس
inverter
وسیلهای که جریان متناوب را به مستقیم با برعکس تبدیل میکند
D type connector
اتصالی که شبیه حرف D است . که مانع از نصب برعکس میشود
polarized
اتصال لبه که یک سوراخ یا کلید دارد که مانع از نصب آن به صورت برعکس میشود
not stage
مدار یا جزئی در یک سیستم لاجیک که وجود یا عدم وجودخروجی برعکس حالت ورودی و یا نقیض ان میباشد
collimate
تنظیم کردن هرنوع تجهیزات اپتیکی برای داشتن پرتو نوری موازی از یک منبع نقطهای نور یا برعکس
quotation marks
کاماس برعکس , که در ابتدا و انتهای متن چاپ گرفتنی ایجاد میشود تا مشخس شود از منبع دیگر جدا شده است
reversion
برعکس کردن وارونه کردن
interface
مداری که داده موازی را در کامپیوتر به سریال تبدیل میکند و برعکس تا به داده سریال امکان ارسال یا دریافت از وسایل دیگر بدهد.
interfaces
مداری که داده موازی را در کامپیوتر به سریال تبدیل میکند و برعکس تا به داده سریال امکان ارسال یا دریافت از وسایل دیگر بدهد.
Soumak
بافت سوماک
[سوماخ]
[این روش بافت که نوعی از گلیم بافی است به سه صورت ساده، ضربیو برعکس بافته شده و در ابتدا و انتهای فرش استفاده می شود. این روش در بافت پارچه، کیسه، پتو و زیر انداز استفاده می شود.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com