Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (22 milliseconds)
English
Persian
Plans for the dam have been rejected by environmentalists.
برنامه ریزیها برای سد از طرف محیط زیست شناسان رد شده است.
Other Matches
to tip something
[British E]
ذخیره کردن چیزی
[محیط زیست]
[بوم شناسی]
[حفاظت محیط زیست]
to tip something
[British E]
ته نشین شدن چیزی
[محیط زیست]
[بوم شناسی]
[حفاظت محیط زیست]
to tip something
[British E]
رسوب کردن چیزی
[محیط زیست]
[بوم شناسی]
[حفاظت محیط زیست]
test
محیط ی برای آزمایش برنامه ها
tested
محیط ی برای آزمایش برنامه ها
tests
محیط ی برای آزمایش برنامه ها
alternates
برنامه کاربردی برای استفاده در محیط چندکاربره
alternate
برنامه کاربردی برای استفاده در محیط چندکاربره
alternated
برنامه کاربردی برای استفاده در محیط چندکاربره
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code
زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
environment
محیط زیست
environments
محیط زیست
environmentalist
محیط زیست شناس
environmentalists
محیط زیست شناس
environmentalists
محیط زیست گرا
environmental conservation
حفافت محیط زیست
environmentalism
محیط زیست گرایی
environmentalism
محیط زیست شناسی
environmental protection
حفاظت محیط زیست
environmentalist
محیط زیست گرا
environmental test
ازمایش محیط زیست ازمایش محیط فیزیکی
environmental services
دوایر خدمات بهسازی محیط زیست
the Green Dot®
[recycling symbol]
علامت نقطه سبز
[بازچرخی در محیط زیست]
to greenwash
نشان دادن که انگاری نگران محیط زیست باشند
sere
تغییر وسیر تکاملی محیط زیست گیاهان وجانوران خشک
greenwash
نمایش سطحی یا ریاکارانه توسط یک سازمان که نگران محیط زیست است
preemptive multitasking
حالت چندکاره که سیستم عامل یک برنامه را برای مدت زمانی اجرا میکند و پس کنترل را به برنامه بعدی میدهد به طوری که برنامه بعدی وقت پردازنده را نخواهد گرفت
conversions
1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند
conversion
1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند
businesses
مجموعهای از برنامه ها که برای امور تجاری برنامه ریزی شده اند.
parameter
استفاده از برنامه برای بررسی پارامترها و تنظیم سیستم یا برنامه به درستی
business
مجموعهای از برنامه ها که برای امور تجاری برنامه ریزی شده اند.
parameters
استفاده از برنامه برای بررسی پارامترها و تنظیم سیستم یا برنامه به درستی
source computer
کامپیوتری که برای ترجمه یک برنامه منبع به برنامه مقصود بکار می رود
calling
مجموعهای از دستورات برنامه برای اجرای مستقیم از زیر برنامه
object oriented
زبان برنامه نویسی که برای برنامه نویس شی گرا مثل C++ به کار می رود
c
زبان برنامه نویسی سطح بالا برای برنامه نویس ساخت یافته
pl/m
زبان برنامه نویسی که برای برنامه ریزی کردن ریزکامپیوترها بکار می رود
applet
1-برنامههای کاربردی کوچک 2-برنامه کوچک برای بهبود کارایی برنامه کاربردی وب که توسط Activex یا برنامه جا وا تامین میشود3-
jump instruction
دستور برنامه نویسی برای خاتمه دادن به یک سری دستورات و هدایت پردازنده به بخش دیگر برنامه
cabin supercharger
کوپروسوری برای حفظ فشارکابین بالاتر از فشار محیط
procedural
زبان برنامه نویسی سطح بالا که برنامه نویس عملیات لازم را برای بدست آوردن نتیحه وارد میکند
privilege
ساخت پردازنده Intel که در حالت محافظت شده است و به برنامه امکان افزودن بخشهای حیاتی محیط عملیات را میدهد
cabin blower
در بعضی هواپیماهاکوپروسوری برای حفظ فشارکابین بالاتر از فشار محیط
hypercard
نوعی محیط برنامه نویسی که تمام شکلهای گوناگون اطلاعات را به صورت پشته هایی از کارت شاخص دارسازمان میدهد هایپرکارت
compiles
برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compile
برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compiled
برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compiling
برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
cat
استفاده از کامپیوتر برای بررسی یک ابزار یا برنامه برای یافتن خطاهای موجود
cats
استفاده از کامپیوتر برای بررسی یک ابزار یا برنامه برای یافتن خطاهای موجود
rezone
محیط چیزی را اصلاح کردن محیط را تغییر دادن
casework
مطالعه بسیط اجتماع و محیط فرد یا خانواده برای تشخیص مرض ودرمان
straight line coding
برنامه نوشته شده برای جلوگیری از استفاده حلقه و انشعاب برای اجرای سریع تر
VidCap
برنامه کاربردی در ویدیوی ماکروسافت برای سیستم ویندوز برای نگهداری یک رشته ویدیویی
turnaround time
زمان لازم برای فعال کردن برنامه برای تولید که کاربر خواسته است
pork barrel
برنامه دولتی دارای منافع مادی برای اشخاص تصویب کننده ان یا برای دولت
font da/mover
یک برنامه کمکی است که توسط شرکت اپل تهیه گردیده است و در محیط مکینتاش بکار می رود
compiler
اسمبلر یا کامپایلری که یک برنامه را برای یک کامپیوتر کامپایل و در همان زمان برای دیگری اجرا میکند
enhanced
عمل نرم افزار که از حالت محافظت شده CPU استفاده میکند تا به چندین برنامه DOS-MS اجازه اجرا در محیط چند منظوره بدهد
enhancing
عمل نرم افزار که از حالت محافظت شده CPU استفاده میکند تا به چندین برنامه DOS-MS اجازه اجرا در محیط چند منظوره بدهد
enhances
عمل نرم افزار که از حالت محافظت شده CPU استفاده میکند تا به چندین برنامه DOS-MS اجازه اجرا در محیط چند منظوره بدهد
enhance
عمل نرم افزار که از حالت محافظت شده CPU استفاده میکند تا به چندین برنامه DOS-MS اجازه اجرا در محیط چند منظوره بدهد
vasculum
کبریت قوطی ای که گیاه شناسان دران نمونه جمع میکنند
compacting
مدل حافظه در خانواده Index که فقط به چند کیلو بایت که برنامه اجازه ذخیره شدن میدهد ولی حجم مگابایت برای داده برنامه است
compact
مدل حافظه در خانواده Index که فقط به چند کیلو بایت که برنامه اجازه ذخیره شدن میدهد ولی حجم مگابایت برای داده برنامه است
compacted
مدل حافظه در خانواده Index که فقط به چند کیلو بایت که برنامه اجازه ذخیره شدن میدهد ولی حجم مگابایت برای داده برنامه است
compacts
مدل حافظه در خانواده Index که فقط به چند کیلو بایت که برنامه اجازه ذخیره شدن میدهد ولی حجم مگابایت برای داده برنامه است
bioecology
رشتهای از محیط شناسی که روابط گیاهان و حیوانات رابا محیط اطراف خود موردبحث قرار میدهد
literacy
اصط لاحات مربوطه و قادر بودن برای استفاده از کامپیوتر برای برنامه نویسی و برنامههای کاربردی
pascal
زبان برنامه نویسی ساخت یافته سطح بالا که برای میکروها و آموزش برنامه نویسی به کار می رود
languages
ابزارهای سخت افزاری و نرم افزاری برای کمک به نوشتن برنامه هایی به زبان خاص توسط برنامه نویس
apt
یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
language
ابزارهای سخت افزاری و نرم افزاری برای کمک به نوشتن برنامه هایی به زبان خاص توسط برنامه نویس
Windows GDI
مجموعه ابزارهای نرم افزاری از تبدیل تعریف ویندوز API که نوشتن برنامه برای برنامه نویس را ساده تر میکند که تحت سیستم عامل ویندوز کار خواهد کرد
elegant
یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
api
مجموعهای از توابع و دستورات برنامه استاندارد که به برنامه ساز امکان میدهد با برنامه از طریق برنامه کاربردی دیگر واسط شود
eco-branch
شعبه زیست بوم
[شاخه اقتصاد مناسب با زیست بوم]
variable area nozzle
نازل پیش برندهای که مساحت سطح مقطع ان برای سازگار شدن با تغییر سرعت و کارکرد سیستم پس سوز یاتغییر فشار اتمسفر یا محیط تغییر میکند
execution
1-زمان لازم برای اجرای یک برنامه یا مجموعه دستورات . 2-زمان لازم برای یک سیکل اجرا
sql
زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و معروف استاندارد که برای تولید پرسش هایی برای داده از پایگاه داده ها به کار می رود
structuring
زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود
structure
زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود
structures
زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود
iteration
تکرار یک برنامه برای حل مشکل
programming
نوشتن برنامه برای کمپیوترها
macpaint
یک برنامه ترسیم برای ریزکامپیوتر
simplex method
روش سیمپلکس در برنامه ریزی خطی روش سیستماتیک و منظم برای حل مسائل برنامه ریزی خطی
run duration
مجوز کاربر برای اجرای یک برنامه
cp/m
برنامه کنترل برای ریزپردازنده icrocomputers
automatic programming
روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
list
1-محاسبه مجموعهای از موضوعات داده مثل جمع و حذف و مرتب کردن و بهنگام سازی ورودی ها. 2LISP- یا زبان سطح بالا برای پردازش لیست دستورات یا داده و در یک محیط هوش مصنوعی
environmental preservation
نگهداشت زیست محیطی حفافت زیست محیطی
menus
لیست برنامه ها و انتخابهای فراهم برای کاربر
primitive
برای تولید اشکال پیچیده تر در برنامه گرافیکی
comment
نکات کمکی در برنامه برای راهنمایی کاربر
hunt meeting
برنامه مسابقات دو یا دو بامانع برای سوارکاران اماتور
commented
نکات کمکی در برنامه برای راهنمایی کاربر
cross assembler
ترجمه برنامه اسمبلر برای یک کامپیوتر دیگر
loads
برای انتقال برنامه به حافظه با گنجایش بالا
commenting
نکات کمکی در برنامه برای راهنمایی کاربر
planit
زبان برنامه نویسی برای اموزش محاورهای
targetting
حالت پردازش محاورهای برای اجرای برنامه
targetted
حالت پردازش محاورهای برای اجرای برنامه
targets
حالت پردازش محاورهای برای اجرای برنامه
air target material program
برنامه تهیه اماد برای تک به هدفهای هوایی
load
برای انتقال برنامه به حافظه با گنجایش بالا
targeted
حالت پردازش محاورهای برای اجرای برنامه
pc paint
برنامه مشهور نقاشی وترسیم برای ریزکامپیوترها
target
حالت پردازش محاورهای برای اجرای برنامه
prom
وسیله الکترونیکی برای برنامه نویسی PROM
object computer
OB بکار می رودکامپیوتری که برای اجرای یک برنامه ECT
proms
وسیله الکترونیکی برای برنامه نویسی PROM
menu
لیست برنامه ها و انتخابهای فراهم برای کاربر
targeting
حالت پردازش محاورهای برای اجرای برنامه
apl
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
source
برنامه پیش از ترجمه نوشته شده در زبان برنامه نویسی توسط برنامه نویس
statement
دستور برنامه برای کنترل صفر زبان به کامپایلر,....
statements
دستور برنامه برای کنترل صفر زبان به کامپایلر,....
processor
سیستم کامپیوتری با دو پردازندهه برای اجرای سریع تر برنامه
boundary
جلوگیری از هر برنامه برای نوشتن بر یک فضای مشخص از حافظه
overhead
کد اضافی که برای سازماندهی برنامه باید ذخیره شود
boundaries
جلوگیری از هر برنامه برای نوشتن بر یک فضای مشخص از حافظه
dual
سیستم کامپیوتری با دو پردازنده برای اجرای سریع تر برنامه
devices
لیستی از تقاضاهای کاربران یا برنامه ها برای استفاده از یک وسیله
device
لیستی از تقاضاهای کاربران یا برنامه ها برای استفاده از یک وسیله
pc write
IB و کامپیوتر سازگار با ان برنامه مشهور پردازش کلمه برای PC
compacted
کمترین تعداد دستورات برنامه لازم برای یک کار
compacting
کمترین تعداد دستورات برنامه لازم برای یک کار
compacts
کمترین تعداد دستورات برنامه لازم برای یک کار
dedicated
برنامه یا تابع یا سیستمی که برای استفاده خاصی است
transversal
اجرای هر جمله از یک برنامه برای اهداف اشکال زدایی
compact
کمترین تعداد دستورات برنامه لازم برای یک کار
breakpoint
حرف کاغذ برای ایجاد نقط ه توقف در برنامه
name
نام شناسایی برای فایل برنامه ذخیره شده
vdl
زبانی برای تعریف و معناشناسی زبانهای برنامه نویسی
names
نام شناسایی برای فایل برنامه ذخیره شده
object oriented
روش برنامه نویسی مثل ++C که هر قطعه برنامه به عنوان یک شی که در ارتباط با سایر اشیا است در برنامه به کار می رود
foreground
سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
new-
دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
newest
دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
newer
دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
new
دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
landing schedule
برنامه پیاده شدن به ساحل برنامه عملیات اب خاکی برنامه فرود
swaps
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swapped
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swap
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swopped
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swops
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swopping
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
job
دستورات کنترل کار یا برنامه کوتاه که پیش از اجرای برنامه باز میشود و سیستم را طبقه نیاز برنامه تنظیم میکند
jobs
دستورات کنترل کار یا برنامه کوتاه که پیش از اجرای برنامه باز میشود و سیستم را طبقه نیاز برنامه تنظیم میکند
diagnostic
تابعی در برنامه برای کمک به یافتن خطاها در سیستم کامپیوتری
compilations
ترجمه برنامه کد گذاری شده به کد قابل خواندن برای ماشین
plato
منطق برنامه ریزی شده برای عملیات خودکار اموزشی
compilation
ترجمه برنامه کد گذاری شده به کد قابل خواندن برای ماشین
authoring
زبان برنامه نویسی برای نوشتن برنامههای CAL و آموزشی
executed
دستور ابتدایی سیستم عامل برای شروع اجرای برنامه
execute
دستور ابتدایی سیستم عامل برای شروع اجرای برنامه
test
اجرای آزمایش یک وسیله یا برنامه برای اطمینان از صحت کار آن
tested
اجرای آزمایش یک وسیله یا برنامه برای اطمینان از صحت کار آن
tests
اجرای آزمایش یک وسیله یا برنامه برای اطمینان از صحت کار آن
operation
آزمایش هایی برای برنامه و آمادگی داده را بررسی می کنند
break
عمل یا کلید انتخاب شده برای توقف اجرای یک برنامه
breaks
عمل یا کلید انتخاب شده برای توقف اجرای یک برنامه
executes
دستور ابتدایی سیستم عامل برای شروع اجرای برنامه
multitasking
توانایی سیستم کامپیوتری برای اجرا دو یا چند برنامه همزمان
multi tasking
توانایی سیستم کامپیوتری برای اجرای دو یا چند برنامه همزمان
mp/m
برنامه کنترلی چند برنامهای برای ریزکامپیوترهاforicrocomputers Program ultiprogrammingControl
self-
برنامه کامپیوتری که حاوی دستورات اجرایی برای کاربر است
executing
دستور ابتدایی سیستم عامل برای شروع اجرای برنامه
tweak
تنظیمهای کوچک برنامه یا سخت افزار برای افزایش کارایی
generated
استفاده از سخت افزار یا وسیله برای تولید خودکار کد و برنامه
bridged
استفاده از پل برای انتقال برنامه ها فایلهای داده و... به سیستم دیگر
generate
استفاده از سخت افزار یا وسیله برای تولید خودکار کد و برنامه
presumptive address
آدرس اولیه در برنامه که به عنوان مرجعی برای تعبیه است
tweaks
تنظیمهای کوچک برنامه یا سخت افزار برای افزایش کارایی
tweaking
تنظیمهای کوچک برنامه یا سخت افزار برای افزایش کارایی
tweaked
تنظیمهای کوچک برنامه یا سخت افزار برای افزایش کارایی
bridges
استفاده از پل برای انتقال برنامه ها فایلهای داده و... به سیستم دیگر
bridge
استفاده از پل برای انتقال برنامه ها فایلهای داده و... به سیستم دیگر
balances
برنامه ریزی برای چیزی با اینکه دو بخش معادل باشند
verification
بررسی هرکلیدبرای اطمینان ازاعتبار آن برای یک برنامه کاربردی خاص
bucket
فضای ذخیره سازی حاوی داده برای یک برنامه کاربردی
balance
برنامه ریزی برای چیزی با اینکه دو بخش معادل باشند
generating
استفاده از سخت افزار یا وسیله برای تولید خودکار کد و برنامه
buckets
فضای ذخیره سازی حاوی داده برای یک برنامه کاربردی
generates
استفاده از سخت افزار یا وسیله برای تولید خودکار کد و برنامه
ActiveX
که برای بهبود کارایی صفحه وب یا یک برنامه کاربردی به کار می رود
fragment
[فرشی که در طول زمان بصورت تکه تکه درآمده باشد. باستان شناسان با مطالعه همین تکه ها عمر فرش، قدمت رنگرزی، نوع طرح و محل بافت را ارزیابی می کنند.]
references
آدرس تبدیل در برنامه که به عنوان مبدا یا پایه برای سایرین است
strudl
زبان برنامه نویسی که برای طراحی وتجزیه و تحلیل ساختارهابکار می رود
mode
وارد کردن دستور در حالت مستقیم برای شروع اجرای برنامه
hypertalk
زبان برنامه نویسی برای کنترل پایگاه داده Hyper Card
modes
وارد کردن دستور در حالت مستقیم برای شروع اجرای برنامه
dry run
اجرای برنامه با داده پیش فرض برای اطمینان از صحت کارها
reference
آدرس تبدیل در برنامه که به عنوان مبدا یا پایه برای سایرین است
externals
فایل حاوی داده برای برنامه که جداگانه از آن دخیره شده است
assembler
پیام برنامه اسمبلی برای اعلام اینکه خطا در کد اصلی یافت شد
micropro
یک شرکت نرم افزاری کالیفرنیایی که برای ریزکامپیوترها برنامه تهیه میکند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com