English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (7 milliseconds)
English Persian
structured programming برنامه نویسی ساخت یافته
structures coding برنامه نویسی ساخت یافته
Search result with all words
c زبان برنامه نویسی سطح بالا برای برنامه نویس ساخت یافته
pascal زبان برنامه نویسی ساخت یافته سطح بالا که برای میکروها و آموزش برنامه نویسی به کار می رود
structured programming برنامه نویسی ساختار یافته برنامه نویسی ساختاری برنامه نویسی ساخت یافته
Other Matches
Visual Basic ابزار برنامه نویسی ساخت ماکروسافت که باعث ساخت برنامههای کاربردی ویندوز به آسانی میشود
basic plus نوعی زبان برنامه نویسی گسترش یافته BASIC
elegant programming نوشتن برنامه ساخت یافته با استفاده از کمترین تعداد دستور است
COMAL زبان برنامه نویسی ساخت نیافته مشابه با BASIC
applesoft basic نوع توسعه یافته زبان برنامه نویسی BASIC که باریزکامپیوتر قابلیت پردازش اعداد اعشاری را هم دارد
automatic programming روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
procedure زبان برنامه نویسی سطح بالا که امکان برنامه نویسی تابعی را فراهم میکند
modula زمان برنامه نویسی سطح بالا مشتق شده از پاسکال که از روشهای برنامه نویسی تابعی و انتزاع داده استفاده میکند
forth نوعی برنامه نویسی جهت استفاده در برنامه نویسی وفیفهای
modular programming برنامه نویسی پیمانهای برنامه نویسی واحدی
structured ساخت یافته
source برنامه پیش از ترجمه نوشته شده در زبان برنامه نویسی توسط برنامه نویس
modular بخشهای کوچک نوشته شده در برنامه از کد کامپیوتر که مناسب برنامه سافت یافته است و از برنامه اصلی قابل فراخوانی است
object oriented روش برنامه نویسی مثل ++C که هر قطعه برنامه به عنوان یک شی که در ارتباط با سایر اشیا است در برنامه به کار می رود
structured english انگلیسی ساخت یافته
structured walkthroughs بررسیهای ساخت یافته
structured flowchart نمودار گردش کار ساخت یافته
apl یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
array ساختار مرتب که اعضایشان در یک جدول ساخت یافته اند.
arrays ساختار مرتب که اعضایشان در یک جدول ساخت یافته اند.
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
goto دستور برنامه نویسی که جهش به نقط ه یا تابعی دیگر در برنامه دارد
synthetic address زبان برنامه نویسی که برنامه اصلی به آن نوشته شده است
stop دستور برنامه نویسی کامپیوتر که اجرای برنامه را متوقف میکند
stopped دستور برنامه نویسی کامپیوتر که اجرای برنامه را متوقف میکند
stops دستور برنامه نویسی کامپیوتر که اجرای برنامه را متوقف میکند
stopping دستور برنامه نویسی کامپیوتر که اجرای برنامه را متوقف میکند
pl/m زبان برنامه نویسی که برای برنامه ریزی کردن ریزکامپیوترها بکار می رود
object oriented زبان برنامه نویسی که برای برنامه نویس شی گرا مثل C++ به کار می رود
transferring دستور برنامه نویسی که حاوی جهش به بخشی از برنامه است در صورتی که وضعی رخ دهد
macro زبان برنامه نویسی که به برنامه نویس امکان تعریف و استفاده از دستورات ماکرو میدهد
transfer دستور برنامه نویسی که حاوی جهش به بخشی از برنامه است در صورتی که وضعی رخ دهد
transfers دستور برنامه نویسی که حاوی جهش به بخشی از برنامه است در صورتی که وضعی رخ دهد
thread زبان برنامه نویسی که به بخشهای زیادی از کد امکان نوشتن و پس استفاده توسط برنامه اصلی میدهد
syntactic error خطای برنامه نویسی به علت اینکه عبارت برنامه دستور زبان را رعایت نکرده است
threads زبان برنامه نویسی که به بخشهای زیادی از کد امکان نوشتن و پس استفاده توسط برنامه اصلی میدهد
jump instruction دستور برنامه نویسی برای خاتمه دادن به یک سری دستورات و هدایت پردازنده به بخش دیگر برنامه
calloc در برنامه نویسی C دستور اختصاصی حافظه به برنامه
visual روش برنامه نویسی کامپیوتر با کشیدن نشانه ها در یک فلوچارت که عملیات برنامه را شرح میدهد به جای نوشتن یک سری دستورات
procedural زبان برنامه نویسی سطح بالا که برنامه نویس عملیات لازم را برای بدست آوردن نتیحه وارد میکند
visuals روش برنامه نویسی کامپیوتر با کشیدن نشانه ها در یک فلوچارت که عملیات برنامه را شرح میدهد به جای نوشتن یک سری دستورات
visually روش برنامه نویسی کامپیوتر با کشیدن نشانه ها در یک فلوچارت که عملیات برنامه را شرح میدهد به جای نوشتن یک سری دستورات
automatic coding برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه نویسی خودکار
compiling برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compiles برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compiled برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compile برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
development support library امکانات خودکار که با ان یک منشی برنامه نویسی فایلهای توسعه برنامه را که شامل نسخههای اصلی مجموعههای تست داده واسناد گزارش میباشدنگهداری میکند
generalized planning برنامه ریزی تعمیم یافته
c رقمی در سیستم عدد نویسی مبنای شانزده که متنافر باعدد 21 در سیستم دهدهی است نام یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که مناسب برای حل مسائل است
do nothing instruction دستور برنامه نویسی که عملی انجام نمیدهد فقط شمارنده برنامه را به آدرس دستور بعدی افزایش میدهد
apt یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
Windows API مجموعه توابع و دستورات استاندارد که توسط ماکروسافت معرفی شده اند و به برنامه نویس امکان کنترل سیستم عامل ویندوز را از طریق زبان برنامه نویسی میدهد
extend قوانین دستیابی برنامه به حافظه گسترش یافته در pc
extends قوانین دستیابی برنامه به حافظه گسترش یافته در pc
extending قوانین دستیابی برنامه به حافظه گسترش یافته در pc
ego loss programming تنظیم کارهای برنامه نویسی بطوریکه اعتبار موفقیت یاگناه شکست باید بجای یک برنامه نویس میان چندبرنامه نویس تقسیم گردد
database مجموعه پیچیده از فایل ها یا دادههای ذخیره شده به صورت ساخت یافته در یک حافظه بزرگ که توسط یک یا چند کاربر در ترمینالهای مختلف قابل دستیابی است
databases مجموعه پیچیده از فایل ها یا دادههای ذخیره شده به صورت ساخت یافته در یک حافظه بزرگ که توسط یک یا چند کاربر در ترمینالهای مختلف قابل دستیابی است
program structure ساخت برنامه
coding برنامه نویسی
programming برنامه نویسی
devising برنامه ریزی یا ساخت یک سیستم
devised برنامه ریزی یا ساخت یک سیستم
devise برنامه ریزی یا ساخت یک سیستم
devises برنامه ریزی یا ساخت یک سیستم
programming librarian بایگان برنامه نویسی
programming statement حکم برنامه نویسی
coding form ورقه برنامه نویسی
programming aids کمک برنامه نویسی
absolute code برنامه نویسی مطلق
absolute coding برنامه نویسی مطلق
script assistant معاون برنامه نویسی
programming language زبان برنامه نویسی
coding form فرم برنامه نویسی
symbolic programing برنامه نویسی نمادی
system programming برنامه نویسی سیستم
defensive programming برنامه نویسی تدافعی
reprogramming برنامه نویسی مجدد
systems programming برنامه نویسی سیستم
relative coding برنامه نویسی نسبی
application programming برنامه نویسی کاربردی
conventional programming برنامه نویسی قراردادی
concurrent programming برنامه نویسی همزمان
computer programming برنامه نویسی کامپیوتری
programming برنامه نویسی کامپیوتر
programming team تیم برنامه نویسی
symbolic programming برنامه نویسی سمبلیک
symbolic coding برنامه نویسی نمادی
programming aids ادوات برنامه نویسی
chief programmer سازمان برنامه نویسی
functional programming برنامه نویسی تابعی
automatic coing برنامه نویسی خودکار
microprograming ریز برنامه نویسی
modular programming برنامه نویسی پیمانهای
numeric coding برنامه نویسی عددی
automatic programming برنامه نویسی اتوماتیک
optimm programming برنامه نویسی بهینه
optimum coding برنامه نویسی بهینه
modular coding برنامه نویسی پیمانهای
optimum programming برنامه نویسی بهینه
mathematical programming برنامه نویسی ریاضی
one for one زبان برنامه نویسی
logic programming برنامه نویسی منطقی
macroprogramming درشت برنامه نویسی
linear programming برنامه نویسی خطی
dynamic programming برنامه نویسی پویا
program language زبان برنامه نویسی
reverse روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reverses روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reversed روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reversing روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
databank 1-حجم بزرگی از داده که به صورت ساخت یافته ذخیره شده است . 2-رکوردهای شخصی که در کامپیوتر ذخیره شده اند
special purpose programming language زبان برنامه نویسی تک منظوره
algol زبان برنامه نویسی الگول
pl/c نسخهای از زبان برنامه نویسی I/PL
chief programmer team سرپرست یک تیم برنامه نویسی
object oriented programming language زبان برنامه نویسی موضوعی
macroprogramming برنامه نویسی با درشت دستورالعمل ها
burns برنامه نویسی PROM با داده
burn برنامه نویسی PROM با داده
practical extraction and report language زبان برنامه نویسی مفسر
script زبان برنامه نویسی ساده
turning programming language زبان برنامه نویسی تورینگ
Perl زبان برنامه نویسی مفسر
programming linguistics زبان شناسی برنامه نویسی
object oriented programming برنامه نویسی مقصود گرا
transferring ارسال داده بین دو وسیله جانبی یا برنامه که در لایههای مختلف سیستم ساخته یافته هستند.
transfers ارسال داده بین دو وسیله جانبی یا برنامه که در لایههای مختلف سیستم ساخته یافته هستند.
transfer ارسال داده بین دو وسیله جانبی یا برنامه که در لایههای مختلف سیستم ساخته یافته هستند.
smalltalk زبان برنامه نویس گرا ساخت Xerox
asterisk که در برنامه نویسی علامت ضرب است
asterisks که در برنامه نویسی علامت ضرب است
programmer برنامه نویسی که برنامههای کاربردی می نویسد
programmers برنامه نویسی که برنامههای کاربردی می نویسد
low level programming language زبان برنامه نویسی سطح پایین
programmable calculator ماشین حساب قابل برنامه نویسی
pla ارایه منطقی قابل برنامه نویسی
ucsd pascal یک زبان برنامه نویسی سطح بالا
plans زبان برنامه نویسی سطح پایین
high level programming language زبان برنامه نویسی سطح بالا
operand فضای یک عملوند در دستور برنامه نویسی
plan زبان برنامه نویسی سطح پایین
interactive ابزار توسعه یافته نرم افزاری که به کاربر امکان میدهد برنامه را تحت کنترل اجرا کند
designs برنامه ریزی یا رسم چیزی پیش از ساخت یا تولید
design برنامه ریزی یا رسم چیزی پیش از ساخت یا تولید
proms وسیله الکترونیکی برای برنامه نویسی PROM
microcontroller RAM و زبان برنامه نویسی مقدماتی است
coral زبان برنامه نویسی کامپیوتری در سیستم بلارنگ
ml یک زبان برنامه نویسی شرکت Language anipulator
user programmable terminal ترمینال قابل برنامه نویسی استفاده کننده
programming specification مستند مفصل قدمهای دقیق برنامه نویسی
metalanguage زبانی که یک زبان برنامه نویسی را شرح میدهد
pilot Teaching or InquiryLearning Programming یک زبان برنامه نویسی
piloted Teaching or InquiryLearning Programming یک زبان برنامه نویسی
prom وسیله الکترونیکی برای برنامه نویسی PROM
planit زبان برنامه نویسی برای اموزش محاورهای
no operation instruction دستور برنامه نویسی که کاری انجام نمیدهد
no op دستور برنامه نویسی که کاری انجام نمیدهد
pilots Teaching or InquiryLearning Programming یک زبان برنامه نویسی
cogo یک زبان برنامه نویسی مسئله گرابرای حل مسائل هندسی
basic fortran استاندارد امریکایی و تاییدشده از زبان برنامه نویسی فرترن
syntax قوانین گرامری اعمال شده به یک زبان برنامه نویسی
grammatical error استفاده نادرست از قواعد زمان برنامه نویسی کامپیوتر
zero پاک کردن محتوای وسیله قابل برنامه نویسی
zeroes پاک کردن محتوای وسیله قابل برنامه نویسی
turbo pascal یک پیاده سازی عمومی از زبان برنامه نویسی پاسکال
zeros پاک کردن محتوای وسیله قابل برنامه نویسی
vdl زبانی برای تعریف و معناشناسی زبانهای برنامه نویسی
ccp Programming inComputer Certificate گواهی برنامه نویسی کامپیوتر
LP Programming Linear برنامه نویسی خطی Printer Line
robotics مط العه هوش مصنوعی , برنامه ریزی و سافت مربوط به ساخت رباتها
authoring زبان برنامه نویسی برای نوشتن برنامههای CAL و آموزشی
multidimensional زبان برنامه نویسی که به روشهای مختلف نمایش داده میشود
hol Language Order High زبان برنامه نویسی رویه گرا
mvt چند برنامه نویسی با تعداد متغیری ازکارهاNumber Wariable a ultiprogrammingwith
apple pascal یک زبان برنامه نویسی سطح بالا مخصوص استفاده درخانواده
object language programming برنامه نویسی به یک زبان ماشین قابل اجرا در یک کامپیوتر بخصوص
fortran زبان برنامه نویسی که مقام اول را در استفادههای علمی دارد
mft چند برنامه نویسی با تعداد ثابتی از کارهاof Number Fixed a ultiprogrammingWith
VBScript مجموعه دستورات برنامه نویسی که در یکک صفحه وب معمولی فاهر می شوند,
subroutine دستور برنامه نویسی کامپیوتری که کنترل زیر تابع را هدایت میکند
strudl زبان برنامه نویسی که برای طراحی وتجزیه و تحلیل ساختارهابکار می رود
hypertalk زبان برنامه نویسی برای کنترل پایگاه داده Hyper Card
cbasic یک کامپایلر مشهور زبان برنامه نویسی که بسیارسریعتر از مترجم BASIC میباشد
VBA زبان ماکرو پیچیده ساخت ماکروسافت با کمک ابزار برنامه سازی Visual Basic
infix notation روش قواعد برنامه نویسی کامپیوتر که عملگرها درون عملوندها هستند مثل D-C یا x+y
apl زبان برنامه نویسی سطح بالا قابل استفاده در کارهای علمی و ریاضی
microsoft basic مدل مشهوری از زبان برنامه نویسی BASIC که روی ریزکامپیوترها بکاربرده میشود
i/o دستور برنامه نویسی کامپیوتری که امکان ورود یا خروج داده از پردازنده را میدهد
string زبان برنامه نویسی سطح بالا که از روشهای پردازش رشته استفاده میکند
pl/m زبان برنامه نویسی سطح بالا مشتق شده از pl/1 برای استفاده در ریزپردازنده ها
brute force method روش رفع مشکل که بستگی به قدرت کامپیوتر داردو نه به برنامه نویسی مناسب
snobol زبان برنامه نویسی سطح بالا که از روشهای پردازش رشته استفاده میکند
cases دستور برنامه نویسی که به نقاط مختلف جهش میکند بر حسب مقدار داده
case دستور برنامه نویسی که به نقاط مختلف جهش میکند بر حسب مقدار داده
wordstar برنامه کاربردی کلمه پرداز معروف ساخت Micropro International برای کامپیوترهای CPLM و IBMPC
language زبان برنامه نویسی کامپیوتر با دستورات تو کار که برای نمایش گرافیک مفید هستند
pl/ زبان برنامه نویسی سطح بالا در کارهای ارتباطی و علمی روی کامپیوترهای بزرگ
languages زبان برنامه نویسی کامپیوتر با دستورات تو کار که برای نمایش گرافیک مفید هستند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com