English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 63 (5 milliseconds)
English Persian
bronze برنگ برنز
bronzes برنگ برنز
Other Matches
silhouette نیمرخ هر چیزی برنگ سیاه یا برنگ یکدست
silhouettes نیمرخ هر چیزی برنگ سیاه یا برنگ یکدست
litmus ماده ابی رنگی که ازبعضی گلسنگ ها بدست میایدودر اثر اسید زیاد برنگ قرمزتبدیل میشود وهرگاه قلیا بدان بزنند باز برنگ ابی در میاید
bronzes برنز
bronze برنز
bronz برنز
bronze welding جوشن برنز
brass and bronze برنج و برنز
art bronze برنز صنعتی
phosphor bronze فسفر برنز
bronze رنگ برنز
bronze medal مدال برنز
bronze medals مدال برنز
gun bronz برنز توپ ریزی
bronze star medal مدال ستاره برنز
brass and bronze foundry ریخته گری برنج و برنز
Brownian [طراحی مناظر به سبک برنز]
oilite bushing بوش مخصوصی از جنس برنز اشباع شده با روغن
sanguinity برنگ خون
lightsome برنگ روشن
wheaten برنگ گندم
violaceous برنگ بنفشه
strawy برنگ کاه
sepal oid برنگ کاسبرگ
pinto رنگ برنگ
rosily برنگ قرمز
crimson برنگ خون
brassier برنگ برنج
brassiest برنگ برنج
brassy برنگ برنج
bloody برنگ خون
bloodred برنگ خون
bloodiest برنگ خون
bloodier برنگ خون
indigo برنگ نیلی
iridescence رنگ برنگ شونده
rubiginous برنگ قرمز اجری
sanguine قرمز برنگ خون
encrimson برنگ لاکی دراوردن
to change colour رنگ برنگ شدن
chromatographic وابسته برنگ نگاری
opalline برنگ عین الشمس
amaranthine برنگ تاج خروسی
cerulean برنگ ابی نیلگون
versicolour رنگ برنگ شده
incarnate برنگ گوشتی مجسم کردن
It tends to be blue . It is bluish. بیشتر برنگ آبی می زند
rubrication نشان گذاری برنگ قرمز
tan برنگ قهوهای وسبزه دراوردن
color blind فاقد حساسیت نسبت برنگ
gummite ئیدرات اورانیم برنگ زردمایل بقرمز
marble cake کیک کره دار برنگ روشن
pyrope هر نوع گوهر برنگ قرمز روشن
euclase بریلیوم و الومینیوم برنگ سبز روشن یا ابی
grisaille نقاشی برجسته نماروی شیشه برنگ خاکستری
gahnite ماده معدنی برنگ سبزتیره بفرمول 4O 2Al Zn
manila paper یک نوع کاغذ محکم برنگ زرد مایل به قهوهای
odontolite دندانی که تبدیل به سنگ شده و برنگ فیروزه در امده است
white heat درجه حرارت زیادی که ازسرخی گذشته و برنگ سفید دراید
scarlet letter حرف A برنگ سرخ که روی سینه زناکاران نصب میشده
platina پلاتین یا طلای سفید طبیعی برنگ طلای سفید
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com