English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 49 (4 milliseconds)
English Persian
amaranthine برنگ تاج خروسی
Other Matches
silhouette نیمرخ هر چیزی برنگ سیاه یا برنگ یکدست
silhouettes نیمرخ هر چیزی برنگ سیاه یا برنگ یکدست
amaranthine تاج خروسی
litmus ماده ابی رنگی که ازبعضی گلسنگ ها بدست میایدودر اثر اسید زیاد برنگ قرمزتبدیل میشود وهرگاه قلیا بدان بزنند باز برنگ ابی در میاید
bloodred برنگ خون
strawy برنگ کاه
lightsome برنگ روشن
pinto رنگ برنگ
rosily برنگ قرمز
sanguinity برنگ خون
sepal oid برنگ کاسبرگ
violaceous برنگ بنفشه
wheaten برنگ گندم
brassy برنگ برنج
bloodiest برنگ خون
bronze برنگ برنز
bronzes برنگ برنز
bloodier برنگ خون
bloody برنگ خون
indigo برنگ نیلی
brassiest برنگ برنج
brassier برنگ برنج
crimson برنگ خون
opalline برنگ عین الشمس
rubiginous برنگ قرمز اجری
chromatographic وابسته برنگ نگاری
iridescence رنگ برنگ شونده
sanguine قرمز برنگ خون
cerulean برنگ ابی نیلگون
versicolour رنگ برنگ شده
encrimson برنگ لاکی دراوردن
to change colour رنگ برنگ شدن
rubrication نشان گذاری برنگ قرمز
color blind فاقد حساسیت نسبت برنگ
incarnate برنگ گوشتی مجسم کردن
It tends to be blue . It is bluish. بیشتر برنگ آبی می زند
tan برنگ قهوهای وسبزه دراوردن
marble cake کیک کره دار برنگ روشن
gummite ئیدرات اورانیم برنگ زردمایل بقرمز
pyrope هر نوع گوهر برنگ قرمز روشن
grisaille نقاشی برجسته نماروی شیشه برنگ خاکستری
gahnite ماده معدنی برنگ سبزتیره بفرمول 4O 2Al Zn
euclase بریلیوم و الومینیوم برنگ سبز روشن یا ابی
manila paper یک نوع کاغذ محکم برنگ زرد مایل به قهوهای
white heat درجه حرارت زیادی که ازسرخی گذشته و برنگ سفید دراید
odontolite دندانی که تبدیل به سنگ شده و برنگ فیروزه در امده است
scarlet letter حرف A برنگ سرخ که روی سینه زناکاران نصب میشده
platina پلاتین یا طلای سفید طبیعی برنگ طلای سفید
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com