English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 144 (8 milliseconds)
English Persian
exogenous برون روینده
Other Matches
growing روینده
submersed زیر اب روینده
uliginose در باتلاق روینده
vegetive گیاهی روینده
epiphyllous روی برگ روینده
vegetative روینده رویش کننده
epigeal روینده برروی زمین روخاکی
heteronomous روینده تحت چندین قانون
ruderal روینده درمیان مواد پوسیده وفاسد
ingrowing رشد کننده در درون زیر گوشت روینده
ingrown روینده و رشد کننده در درون چیز دیگری
axillar مربوط به زیر بغل از بغل روینده
underbrush درخت کوچک روینده درزیر درخت
outputs برون ده
outhaul line برون کش
output برون ده
extrados برون سو
exogenous برون زا
outcrops برون زد
outcrop برون زد
without برون
outside برون
outsides برون
externality برون بودگی
exopsychic برون روانی
exogenous برون زاد
exteroceptive برون تنی
exterritorial برون مرزی
extracyclic برون حلقهای
exogenous variable متغیر برون زا
exocathection برون پردازی
exocrine برون تراو
exogamy برون پیوندی
exogamy برون همسری
exogen گیاه برون رو
extratensive برون نگر
self contained برون بی نیاز
extrafusal برون دوکی
outer directed برون وابسته
outlier برون هشته
outsight برون بینی
oversea برون مرزی
pericardium برون شامه دل
the out ward eye چشم برون
superficial degradation برون تباهی
out group برون گروه
offline برون خطی
extragalactic برون کهکشانی
extrajection برون اندازی
extraterritorial برون مرزی
extraterritoriality برون مرزی
extroversion برون گرایی
exudation برون نشست
exvia برون زیست
drive! برون! [با ماشین]
objectivism برون گرایی
epithelium برون پوش
output برون داد
extrapolation برون یابی
extrapolations برون یابی
eccentricity برون مرکزی
effusions برون تراوی
effusions برون ریزی
outputs برون داد
suburban برون شهری
effusion برون ریزی
suburb برون شهر
evacuation برون ریزی
effusion برون تراوی
evacuation برون بری
extroverts برون گرای
extrovert برون گرای
physiognomies برون چهر
physiognomy برون چهر
objectives برون ذات
out flow برون ریز
discharges برون ریزی
copper extraction برون کشیدن مس
discharge برون ریزی
effuent برون ریز
ectorderm برون پوست
ectoparasite انگل برون زی
objective برون ذات
purges برون ریزی
off line برون خطی
eccentricities برون مرکزی
immigration برون کوچی
accommodation برون سازی
purge برون ریزی
accommodations برون سازی
acting out برون ریزی
egest برون کردن
purged برون ریزی
emigration برون کوچی
peritoneum برون شامه روده ها
outward looking policy سیاست برون نگر
pericardiac وابسته به برون شامه دل
supinator muscle عضله برون گردان
extrapolated برون یابی کردن
extrapolates برون یابی کردن
extrapolating برون یابی کردن
to reveal itself از پرده برون افتادن
State Department وزارت برون مرز
extrapolate برون یابی کردن
pericardial وابسته به برون شامه دل
output برون گذاشت برونگذار
high seas ابهای برون مرزی
out of line coding کدگذاری برون خطی
extraterritoriality حقوق برون مرزی
discharge of affect برون ریزی هیجانی
extraspectral hue فام برون طیفی
extrapyramidal system دستگاه برون هرمی
exosomatic method روش برون تنی
extragalactic nebula سحابی برون کهکشانی
extragalactic nebula ابری برون کهکشانی
off line operation عملکرد برون خطی
off line storage حافظه برون خطی
outbreeding برون زاد اوری
epicarp پوست میوه برون بر
outputs برون گذاشت برونگذار
offset distance فاصله برون محوری
exocrine gland غده برون ریز
offline storage انباره برون خطی
offline operation عمل برون خطی
exogamy برون زاد اوری
ectoplasm اکتوپلاسم برون مایه
exterritoriality حقوق برون مرزی
basset نوعی سگ شکاری پا کوتاه برون زد
external rectus عضله مستقیم برون چشمی
off page connector اتصال دهنده برون صفحهای
extrapyramidal motor system دستگاه حرکتی برون هرمی
with out book برون سند کتابی ازبر
extrinsic eye muscles عضلات برون چرخشی چشم
exudate ترشح التهابی برون نشست
pericarditis اماس برون شامه قلب
to let out اجازه برون امدن دادن اشکارساختن
overseas ماموریت برون مرزی یا خارج از کشور
exogamous وابسته به برون همسری یابرون پیوندی
oversea command یکان خارج از کشور فرماندهی برون مرزی
differentiating cicuit مداری که ولتاژ برون گذاشت ان تقریبا با میزان تغییرولتاژ متناسب است
ectoplasm طبقه خارجی سیتوپلاسم که بدون دانه و نسبتا سفت است برون مایه
differentiator وسیلهای که برون گذاشت ان با مشتق سیگنال درون گذاشت متناسب است
evertor عضله برون گرداننده عضله راجعه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com