English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 131 (9 milliseconds)
English Persian
outhaul line برون کش
Search result with all words
purge برون ریزی
purged برون ریزی
purges برون ریزی
emigration برون کوچی
objective برون ذات
objectives برون ذات
outside برون
outsides برون
discharge برون ریزی
discharges برون ریزی
off line برون خطی
eccentricities برون مرکزی
eccentricity برون مرکزی
extrapolate برون یابی کردن
extrapolated برون یابی کردن
extrapolates برون یابی کردن
extrapolating برون یابی کردن
extrovert برون گرای
extroverts برون گرای
without برون
outcrop برون زد
outcrops برون زد
overseas ماموریت برون مرزی یا خارج از کشور
evacuation برون بری
evacuation برون ریزی
suburban برون شهری
suburb برون شهر
output برون داد
output برون ده
output برون گذاشت برونگذار
outputs برون داد
outputs برون ده
outputs برون گذاشت برونگذار
effusion برون ریزی
effusion برون تراوی
effusions برون ریزی
effusions برون تراوی
extrapolation برون یابی
extrapolations برون یابی
immigration برون کوچی
physiognomies برون چهر
physiognomy برون چهر
accommodation برون سازی
accommodations برون سازی
acting out برون ریزی
basset نوعی سگ شکاری پا کوتاه برون زد
copper extraction برون کشیدن مس
differentiating cicuit مداری که ولتاژ برون گذاشت ان تقریبا با میزان تغییرولتاژ متناسب است
differentiator وسیلهای که برون گذاشت ان با مشتق سیگنال درون گذاشت متناسب است
discharge of affect برون ریزی هیجانی
ectoparasite انگل برون زی
ectoplasm طبقه خارجی سیتوپلاسم که بدون دانه و نسبتا سفت است برون مایه
ectoplasm اکتوپلاسم برون مایه
ectorderm برون پوست
effuent برون ریز
out flow برون ریز
egest برون کردن
epicarp پوست میوه برون بر
epithelium برون پوش
evertor عضله برون گرداننده عضله راجعه
exocathection برون پردازی
exocrine برون تراو
exocrine gland غده برون ریز
exogamous وابسته به برون همسری یابرون پیوندی
exogamy برون پیوندی
exogamy برون همسری
exogamy برون زاد اوری
exogen گیاه برون رو
exogenous برون روینده
exogenous برون زاد
exogenous برون زا
exogenous variable متغیر برون زا
exopsychic برون روانی
exosomatic method روش برون تنی
external rectus عضله مستقیم برون چشمی
externality برون بودگی
exteroceptive برون تنی
exterritorial برون مرزی
exterritoriality حقوق برون مرزی
extracyclic برون حلقهای
extrados برون سو
extrafusal برون دوکی
extragalactic برون کهکشانی
extragalactic nebula ابری برون کهکشانی
extragalactic nebula سحابی برون کهکشانی
extrajection برون اندازی
extrapyramidal motor system دستگاه حرکتی برون هرمی
extrapyramidal system دستگاه برون هرمی
extraspectral hue فام برون طیفی
extratensive برون نگر
extraterritorial برون مرزی
extraterritoriality برون مرزی
extraterritoriality حقوق برون مرزی
extrinsic eye muscles عضلات برون چرخشی چشم
extroversion برون گرایی
exudate ترشح التهابی برون نشست
exudation برون نشست
exvia برون زیست
high seas ابهای برون مرزی
objectivism برون گرایی
Other Matches
drive! برون! [با ماشین]
the out ward eye چشم برون
superficial degradation برون تباهی
offline برون خطی
out group برون گروه
outer directed برون وابسته
outlier برون هشته
outsight برون بینی
oversea برون مرزی
pericardium برون شامه دل
self contained برون بی نیاز
pericardiac وابسته به برون شامه دل
outward looking policy سیاست برون نگر
to reveal itself از پرده برون افتادن
pericardial وابسته به برون شامه دل
State Department وزارت برون مرز
supinator muscle عضله برون گردان
peritoneum برون شامه روده ها
outbreeding برون زاد اوری
out of line coding کدگذاری برون خطی
off line storage حافظه برون خطی
offset distance فاصله برون محوری
offline storage انباره برون خطی
offline operation عمل برون خطی
off line operation عملکرد برون خطی
off page connector اتصال دهنده برون صفحهای
with out book برون سند کتابی ازبر
pericarditis اماس برون شامه قلب
to let out اجازه برون امدن دادن اشکارساختن
oversea command یکان خارج از کشور فرماندهی برون مرزی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com