Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (7 milliseconds)
English
Persian
founder
برپا کننده موسس
foundered
برپا کننده موسس
foundering
برپا کننده موسس
founders
برپا کننده موسس
Other Matches
institutor
موسس
instaurator
موسس
promoters
موسس
originator
موسس
founding father
موسس
founding fathers
موسس
organisers
موسس
promoter
موسس
organizers
موسس
organizer
موسس
afoot
برپا
fathered
موسس
father
موسس
fathers
موسس
fathering
موسس
founders
موسس
founder
موسس
foundering
موسس
originators
موسس
foundered
موسس
establisher
موسس
generators
دینام موسس
erect
برپا کردن
emplacement
برپا کردن
generator
دینام موسس
provine
موسس ورقه
builders
موسس سازنده
builder
موسس سازنده
erections
برپا کردن
rise and shine
فرمان برپا
erection
برپا کردن
strips
موسس خانواده
entrepreneur
موسس شرکت
set up
برپا کردن
rigs
برپا کردن
founders
موسس شرکت
raises
برپا داشتن
raise
برپا داشتن
foundering
موسس شرکت
foundered
موسس شرکت
author
نویسنده موسس
founder
موسس شرکت
entrepreneurs
موسس شرکت
erecting
برپا کردن
erected
برپا کردن
erects
برپا کردن
rig
برپا کردن
rigged
برپا کردن
wage
جنگ برپا کردن
juryrig
برپا کردن موقت
encamping
خیمه برپا کردن
encamps
خیمه برپا کردن
encamp
خیمه برپا کردن
encamped
خیمه برپا کردن
re establish
دوباره برپا کردن
waged
جنگ برپا کردن
wages
جنگ برپا کردن
waging
جنگ برپا کردن
to pull caps
هایهو برپا کردن
set up
برپا کردن برپایی
to raise a monument
برپا کردن بنای یادگاری
set up
<idiom>
راه انداختن ،برپا کردن چیزی
grounder
موسس ضربتی که کسی یا چیزی رابزمین می اندازد
an out match
مسابقهای که بیرون از زمین بازی خانگی برپا کنند
leet
دادگاهی که تیول داران سالی یا ششماه یکبار برپا می کردند
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
bakuninism
اصول عقایدباکونین نویسنده انارشیست روسی و همکار مارکس وانگلس که بعدها به علت داشتن عقاید نظامی از جانب ایشان طرد شد . او موسس مکتب نهیلیسم روسیه نیزهست
Tahmasb
شاه تهماسب
[پسر شاه اسماعیل موسس سلسله صفوی خدمات زیادی برای حفظ و اعتلا هنر فرشبافی ایران به جای گذاشت.]
ground
بنا کردن برپا کردن
altitude/height hold
متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
marshaller
هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
inhibitor
کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
propounder
ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
quick disconnect coupling
کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primer
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primers
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor
گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
homogeneous computer network
یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
del credere
وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
makgi boowi
نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
vasomotor
اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
steam fitter
نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
distractive
گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
detonator
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
interceptor
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
changer
دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
interceptors
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
detonators
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
search jammer
تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
trusted
تاسیس به خصوصی است در حقوق انگلوساکسون که در ان شخصی مالی را به شخص دیگری منتقل میکند واین شخص متعهد میشودامور خاصی را نسبت به شخص ثالث انجام دهد و یابه طور کلی اموری را که مورد نظر موسس بوده بجااورد
trust
تاسیس به خصوصی است در حقوق انگلوساکسون که در ان شخصی مالی را به شخص دیگری منتقل میکند واین شخص متعهد میشودامور خاصی را نسبت به شخص ثالث انجام دهد و یابه طور کلی اموری را که مورد نظر موسس بوده بجااورد
trusts
تاسیس به خصوصی است در حقوق انگلوساکسون که در ان شخصی مالی را به شخص دیگری منتقل میکند واین شخص متعهد میشودامور خاصی را نسبت به شخص ثالث انجام دهد و یابه طور کلی اموری را که مورد نظر موسس بوده بجااورد
padding
پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
expostulator
سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
suppressive
خنثی کننده اتش سرکوب کننده
prepossessing
مجذوب کننده جلب توجه کننده
sprining charge
خرج چال کننده یا گود کننده
claqueur
تشویق کننده
[یا هو کننده]
استخدام شده
astigmatizer
وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order
دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
discriminant
تفکیک کننده جدا کننده
toasters
سرخ کننده برشته کننده
prosecutors
پیگرد کننده تعقیب کننده
supplicant
درخواست کننده تضرع کننده
toaster
سرخ کننده برشته کننده
supplicants
درخواست کننده تضرع کننده
prosecutor
پیگرد کننده تعقیب کننده
coordinator
هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
hanger
اویزان کننده معلق کننده
designative
اشاره کننده تعیین کننده
practicer
تمرین کننده مشق کننده
sniffy
افهار تنفر کننده فن فن کننده
homager
تجلیل کننده کرنش کننده
transmitters
منتقل کننده مخابره کننده
transmitter
منتقل کننده مخابره کننده
hangers
اویزان کننده معلق کننده
venerator
تکریم کننده ستایش کننده
intermediary
وساطت کننده مداخله کننده
preventive
حفافت کننده جلوگیری کننده
oppressive
خورد کننده ناراحت کننده
intermediaries
وساطت کننده مداخله کننده
trimmer
دستکاری کننده صاف کننده
lifter
مرتفع کننده برطرف کننده
presenters
ارائه کننده معرفی کننده
presenter
ارائه کننده معرفی کننده
divider
جدا کننده تقسیم کننده
contractive
جمع کننده چوروک کننده
diverting
سرگرم کننده منحرف کننده
whetstone
تیز کننده تند کننده
spell binder
مسحور کننده مجذوب کننده
corrupter
فاسد کننده منحرف کننده
modulator demodulator
تلفیق کننده- تفکیک کننده
corruptor
فاسد کننده منحرف کننده
striking force
نیروی تک کننده یا کمین کننده
insulators
جدا کننده عایق کننده
insulator
جدا کننده عایق کننده
suberter
سرنگون کننده تضعیف کننده
vibrators
ارتعاش کننده نوسان کننده
thickeners
غلیظ کننده پرپشت کننده
thickener
غلیظ کننده پرپشت کننده
provisioner
تدارک کننده تهیه کننده
acknowledger
تصدیق کننده قبول کننده
presentor
ارائه کننده معرفی کننده
accaimer
هلهله کننده تحسین کننده
cogitator
اندیشه کننده مطالعه کننده
modifier
اصلاح کننده تعدیل کننده
desolator
ویران کننده متروک کننده
modifiers
اصلاح کننده تعدیل کننده
desolater
ویران کننده متروک کننده
thwarter
خنثی کننده مسدود کننده
the producer and the consumer
تولید کننده و مصرف کننده
favourer
یاری کننده مساعدت کننده
gesticulant
اشاره کننده وحرکت کننده
vibrator
ارتعاش کننده نوسان کننده
fuel cooled oil cooler
خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
skeletonizer
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
dragger
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
procuring activity
یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
plasticizer
ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
agent authentication
معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
parity bit
عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
component
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly
اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
voltage stabilizer
تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
dismantling shot
تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
families
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
family
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper
کج کننده واژگون کننده
army component
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
stabilisers
تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flares
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
requistioner
قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
flare
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
supporting arms
نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
stabilizer
تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
negative true logic
سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
desiccant
مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
delay release sinker
وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
analysis staff
ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
radar picket
ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
component command
قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
gyro repeater
تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
jumpers
شوت کننده با پرش پرش کننده
jumper
شوت کننده با پرش پرش کننده
out side
دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
deletive
حک کننده
squelcher
له کننده
squasher
له کننده
renunciant
کننده
solver
حل کننده
fluxing oil
اب کننده
filler
پر کننده
commulator
یک سو کننده
benders
خم کننده
fillers
پر کننده
bender
خم کننده
ear-splitting
کر کننده
skittish
رم کننده
deflective
کج کننده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com