English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (21 milliseconds)
English Persian
reverberation برگشت دادن امواج
reverberations برگشت دادن امواج
Other Matches
reverberations برگشت امواج
reverberation برگشت امواج
echoing برگشت امواج رادار
echo برگشت امواج رادار
echoes برگشت امواج رادار
echoed برگشت امواج رادار
doppler effect اثر برگشت امواج روی فرستنده
emission تشعشع امواج پس دادن ساطع کردن
emissions تشعشع امواج پس دادن ساطع کردن
confusion reflector وسیله پخش امواج فریبنده سیستم انعکاس امواج گیج کننده
modulation سوار کردن امواج انرژی روی امواج الکترومغناطیسی برای ارسال
re- برگشت دادن
re برگشت دادن
modulating مدوله کردن امواج الکترونیکی روی امواج مغناطیسی
modulates مدوله کردن امواج الکترونیکی روی امواج مغناطیسی
modulate مدوله کردن امواج الکترونیکی روی امواج مغناطیسی
check side پیچ دادن به گوی برای برگشت به عقب
radiation scattering انحراف تشعشع اتمی یاالکترومغناطیسی یا حرارتی پخش امواج بصورت کروی پخش همه جانبه امواج
emission control کنترل تشعشع امواج مغناطیسی یا صوتی دستگاه کم کننده تشعشع امواج
trapping اختلاف در امواج رادار ممانعت از پخش امواج رادار
radiological monitoring ارسال امواج تشعشعی یا رله امواج تشعشعی هستهای
back to battery برگشت لوله به حالت اول عمل برگشت لوله توپ
monitors رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
monitor رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
monitored رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
ground swell امواج
spoondrift ترشح امواج
interference تداخل امواج
sky wave امواج اسمانی
emission انتشار امواج
wander wave امواج سیار
transient wave امواج سیار
brain waves امواج مغزی
emissions انتشار امواج
the waves of the sea امواج دریا
thermal waves امواج گرمایی
oscilloscope اشکارسازی امواج
tosser دستخوش امواج
incoherent waves امواج همدوس
tidal waves امواج جزرومدی
electromagnetic waves امواج الکترومغناطیسی
crashing waves امواج خروشان
gravity waves امواج ثقلی
pulsing ضربان امواج
electromagnetic waves امواج الکترومگنتیک
gravitational waves امواج جاذبه
gravitational waves امواج گرانشی
ground waves امواج زمینی
hertzian waves امواج هرتز
pulsed امواج ضربانی
pulse امواج ضربانی
radio waves امواج رادیویی
the wares beat the shore خوردن امواج به ساحل
propagation پخش امواج یا اعلامیه
wave front جبهه امواج رادیویی
the waves beats or the shore امواج به ساحل می کوبد
wave band دسته امواج رادیو
pulsing پرتاب امواج انرژی
interference zone ناحیه ی تداخل امواج
high freqyency aerial آنتن امواج بلند
conical scanning ردیابی امواج به طورمخروطی
hertzian wave امواج هرتز hertz
conical scanning انتشار مخروطی امواج
interference area ناحیه ی تداخل امواج
bleeding باند تداخل امواج
attenuation افت قدرت امواج
diathermy interference تداخل امواج دیاترمی
tidal wave امواج جذر و مدی
airwave امواج رادیو و تلویزیون
radio sextant گیرنده امواج کیهانی
oscillation تفکیک امواج اشکار سازی
oscillations تفکیک امواج اشکار سازی
altitude delay افت ارتفاع امواج رادار
emitter منتشر کننده پس دهنده امواج
radio navigation ناوبری بااستفاده از امواج بی سیم
radar imagery عکاسی به وسیله امواج رادار
numbered wave امواج پشت سر هم عملیات اب خاکی
back scattering پخش معکوس امواج رادیویی
assault waves امواج هجومی نفرات و وسایل
awash سرگردان بر روی امواج دریا
oscilloscope دستگاه نشان دهنده امواج
oscillograph دستگاه ثبت نوسان امواج
oscillator تفکیک کننده امواج اشکارساز
beam width عرض ستون امواج رادار
inductive interference voltage ولتاژ تداخل امواج القائی
beach foam کف دریا [کف حاصل از برخورد امواج آب]
sweep jamming امواج سیار پارازیت رادیویی
ocean foam کف دریا [کف حاصل از برخورد امواج آب]
sea foam کف دریا [کف حاصل از برخورد امواج آب]
cynometer دستگاه اندازه گیری امواج
spume کف دریا [کف حاصل از برخورد امواج آب]
coastal refraction انعکاس ساحلی امواج رادیویی
convergence zone منطقه تقارب امواج سونارزیردریایی
wave period زمان تناوب امواج دریا
back scattering توزیع معکوس امواج رادیویی
surface reverbration امواج برگشتی سطحی رادار
homing mine مین حساس به انعکاس امواج
carrier frequency فرکانس حامل امواج بی سیم یا رادار
balloon reflector بالن منعکس کننده امواج الکترونیکی منعکس کننده امواج الکترونیکی بالن
junk surf امواج نامناسب برای موج سواری
omnidirectional گیرنده یا فرستنده امواج درجهت مناسب
operating signal چانل موجوددر دستگاه امواج ارسالی
sound box جعبه تبدیل امواج صوتی به صدا
influence mine مین حساس به تاثیر امواج رادیویی
beacons امواج رادیویی برای هدایت هواپیما
angstrom واحد اندازه گیری طول امواج
beacon امواج رادیویی برای هدایت هواپیما
carrier wave موج حامل امواج رادار یا بی سیم
sea return امواج بازگشتی از دریا به صفحه رادار
oscilloscope دستگاه نشان دهنده نوسان امواج
repeater jammer دستگاه پخش پارازیت وفرستنده امواج
reverberation index دستگاه نشان دهنده میزان امواج برگشتی
high frequency interference تداخل امواج فرکانس بالا سیگنال مزاحم
equisignal zone منطقهای که دارای امواج مغناطیسی یکسان است
radar mile زمان لازم برای رسیدن امواج به هدف
scend در اثر حرکت امواج بالا وپایین رفتن
ground waves امواج سطحی رسیده به رادار یادستگاههای مخابراتی
coastal refraction تغییر جهت امواج رادیویی در برخورد به ساحل
warbled وسیله تعیین اختلاف امواج صوتی دریافتی
warbles وسیله تعیین اختلاف امواج صوتی دریافتی
warbling وسیله تعیین اختلاف امواج صوتی دریافتی
warble وسیله تعیین اختلاف امواج صوتی دریافتی
lotic زیست کننده بر روی امواج سریع السیر
active mine مین منفجر شونده از طریق انعکاس امواج
retrogression برگشت
turnrounds برگشت
turnarounds برگشت
d.c. reinsertion برگشت سی دی
regression برگشت
reversal برگشت
reversals برگشت
regurgitation برگشت
reflux برگشت
retrocession برگشت
d.c. restoration برگشت دی سی
recrvdescence برگشت
recurrenge برگشت
recoveries برگشت
tergiversation برگشت
capsizal برگشت
return line خط برگشت
regression line خط برگشت
right of reversion برگشت
reoccur برگشت
retrocedence برگشت
refluence برگشت
recrudescence برگشت
veer برگشت
reverts برگشت
reverting برگشت
veers برگشت
reverted برگشت
revert برگشت
returns برگشت
returning برگشت
recoil برگشت
recoiled برگشت
recoiling برگشت
veered برگشت
turnabouts برگشت
recovery برگشت
turnabout برگشت
upturn برگشت
recoils برگشت
relapsing برگشت
relapsed برگشت
relapse برگشت
returned برگشت
back water برگشت اب
return برگشت
drawbacks برگشت
turnaround برگشت
turnover برگشت
relapses برگشت
drawback برگشت
banged صدای ناشی از عبور ناپیوسته امواج فشاری در اتمسفر
banging صدای ناشی از عبور ناپیوسته امواج فشاری در اتمسفر
bangs صدای ناشی از عبور ناپیوسته امواج فشاری در اتمسفر
influence sweep پاکسازی میدان مین بااستفاده از امواج رادار یارادیویی
CB رادیوی موج کوتاه که میتواند این امواج را بگیرد
sonar دستگاه کاشف زیر دریایی بوسیله امواج صوتی
microphone وسیلهای که امواج صوتی را به سیگنالهای الکتریکی تبدیل میکند
bang صدای ناشی از عبور ناپیوسته امواج فشاری در اتمسفر
hypersonic دارای سرعتی پنج یا شش برابر امواج صوتی در فضا
microphones وسیلهای که امواج صوتی را به سیگنالهای الکتریکی تبدیل میکند
low frequency امواج رادیویی دارای تناوب اندک دون بسامد
electroencephalograph دستگاه ثبت امواج الکتریکی مغز بوسیله برق
terrain return انعکاس تشعشع امواج زمینی روی صفحه رادار
vor وسیله تعیین جهت ارسال امواج فرستنده دشمن
turnaround form شکل برگشت
turnaround documents مستندات برگشت
track return مدار برگشت
retrograde برگشت دهنده
retrogressive برگشت کننده
turn around time زمان برگشت
reflectors برگشت دهنده
retrocedent برگشت کننده
nonlinear regression برگشت غیرخطی
revocable قابل برگشت
reflector برگشت دهنده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com