Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (15 milliseconds)
English
Persian
score sheet
برگ امتیاز
Search result with all words
score
امتیاز
score
امتیاز گرفتن حساب امتیازات
scored
امتیاز
scored
امتیاز گرفتن حساب امتیازات
scores
امتیاز
scores
امتیاز گرفتن حساب امتیازات
tallied
کسب یا ثبت امتیاز
tallies
کسب یا ثبت امتیاز
tally
کسب یا ثبت امتیاز
tallying
کسب یا ثبت امتیاز
card
امتیاز معین را درهربخش ازبازی بدست اوردن
cards
امتیاز معین را درهربخش ازبازی بدست اوردن
overtime
وقت نامحدودپس از تساوی در امتیاز 41برای کسب دو امتیاز
patent
دارای حق امتیاز امتیازی
patent
امتیاز نامه
patent
دارای امتیاز یا حق ثبت شده
patented
دارای حق امتیاز امتیازی
patented
امتیاز نامه
patented
دارای امتیاز یا حق ثبت شده
patenting
دارای حق امتیاز امتیازی
patenting
امتیاز نامه
patenting
دارای امتیاز یا حق ثبت شده
patents
دارای حق امتیاز امتیازی
patents
امتیاز نامه
patents
دارای امتیاز یا حق ثبت شده
series
4 تماس پی در پی با زمین که باعث گرفتن امتیاز 01 یاردپیشروی میشود
hand
تغییروضع و فرصت برای کسب امتیاز
handing
تغییروضع و فرصت برای کسب امتیاز
down
عقب افتادن در امتیاز
credit
امتیاز
credited
امتیاز
crediting
امتیاز
credits
امتیاز
blank
ممانعت از امتیاز گیری حریف
blankest
ممانعت از امتیاز گیری حریف
penalties
پرتاب خطای بدون امتیاز
penalty
پرتاب خطای بدون امتیاز
plus
امتیاز
centuries
001 امتیاز یا بیشتر در یک بازی کریکت
century
001 امتیاز یا بیشتر در یک بازی کریکت
nurse
حفظ یک گوی یا بیشتر در یک نقطه برای کسب امتیاز پی درپی
nursed
حفظ یک گوی یا بیشتر در یک نقطه برای کسب امتیاز پی درپی
nurses
حفظ یک گوی یا بیشتر در یک نقطه برای کسب امتیاز پی درپی
graveyard
مسیری که کسب امتیاز خوب روی ان مشکل است
graveyards
مسیری که کسب امتیاز خوب روی ان مشکل است
concession
امتیاز
concessions
امتیاز
pace
شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
paced
شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
paces
شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
handicap
امتیاز به طرف ضعیف دربازی
handicap
امتیاز دادن اشکال
handicap
امتیاز برای ایجاد تعادل امتیاز تعادلی
handicap
مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
handicaps
امتیاز به طرف ضعیف دربازی
handicaps
امتیاز دادن اشکال
handicaps
امتیاز برای ایجاد تعادل امتیاز تعادلی
handicaps
مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
carried
گرفتن توپ ودویدن برای کسب امتیاز
carries
گرفتن توپ ودویدن برای کسب امتیاز
carry
گرفتن توپ ودویدن برای کسب امتیاز
carrying
گرفتن توپ ودویدن برای کسب امتیاز
deuce
مساوی در امتیاز 41 که به 61 ختم میشود
bogey
گرفتن امتیاز یک ضربه بیشتراز استاندارد
bogeys
گرفتن امتیاز یک ضربه بیشتراز استاندارد
bogies
گرفتن امتیاز یک ضربه بیشتراز استاندارد
boundaries
6 یا 4 امتیاز برای عبور توپ از خط مرزی
boundary
6 یا 4 امتیاز برای عبور توپ از خط مرزی
extra
کسب امتیاز در هر فرصت بادویدن
extra-
کسب امتیاز در هر فرصت بادویدن
extras
کسب امتیاز در هر فرصت بادویدن
convert
امتیاز گرفتن
converted
امتیاز گرفتن
converting
امتیاز گرفتن
converts
امتیاز گرفتن
honourable mention
امتیاز یانشان شایستگی که بکسانی داده میشود که شایسته جایزنبوده اند
honourable mentions
امتیاز یانشان شایستگی که بکسانی داده میشود که شایسته جایزنبوده اند
odd
امتیاز دادن
odder
امتیاز دادن
oddest
امتیاز دادن
ice
امتیاز سرنوشت ساز
preferential
امتیاز دهنده
stonewall
توپ زدن تدافعی بدون کسب امتیاز
stonewalled
توپ زدن تدافعی بدون کسب امتیاز
stonewalling
توپ زدن تدافعی بدون کسب امتیاز
advantage
امتیاز
pre-eminence
امتیاز
scoreline
خط امتیاز
scorelines
خط امتیاز
match point
اخرین امتیاز برای بردن مسابقه
match point
اخرین امتیاز
match points
اخرین امتیاز برای بردن مسابقه
match points
اخرین امتیاز
duck
اخراج توپزن بی امتیاز
ducked
اخراج توپزن بی امتیاز
duckings
اخراج توپزن بی امتیاز
ducks
اخراج توپزن بی امتیاز
ad
امتیاز
ads
امتیاز
licensee
صاحب جواز یا امتیاز
Other Matches
point after touchdown
[یک امتیاز با گذراندن توپ بر فراز دروازه با ضربه پا پس از کسب شش امتیاز با رسیدن به پشت خط پایان]
rugby point
امتیاز 3 یا 4 برای رساندن توپ به پشت خط پایان امتیاز 2 برای ضربه با پاوفرستان توپ از روی دروازه
badminton
بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
franchises
امتیاز
licenses
امتیاز
royalties
حق امتیاز
prominency
امتیاز
pre eminence
امتیاز
priviege
امتیاز
franchise
امتیاز
privilege
امتیاز
game bird
یک امتیاز
distinctions
امتیاز
distinction
امتیاز
act of grace
امتیاز
rectum
امتیاز
charter
امتیاز
exclusiveness
امتیاز
pas
امتیاز
licences
امتیاز
licence
امتیاز
rectums
امتیاز
chartered
امتیاز
prerogative
امتیاز
point
امتیاز
runs
یک امتیاز
run
یک امتیاز
charters
امتیاز
chartering
امتیاز
upper hand
امتیاز
franc
امتیاز
francs
امتیاز
prominence
امتیاز
scoreless
بی امتیاز
leases
امتیاز
royalty
حق امتیاز
lease
امتیاز
prerogatives
امتیاز
concession deed
امتیاز نامه
aces
امتیاز سرویس
ace
امتیاز سرویس
concessionaire
صاحب امتیاز
concessionary agreement
امتیاز نامه
prerogative
حق یا امتیاز ویژه
chalk up
کسب امتیاز
awarding of points
امتیاز دادن
decisions
برنده با امتیاز
prerogatives
حق یا امتیاز ویژه
decision
برنده با امتیاز
worst-
امتیاز اوردن
worst
امتیاز اوردن
loves
امتیاز صفر
insurance
امتیاز مطمئن
loved
امتیاز صفر
love
امتیاز صفر
precedence
امتیاز سابقه
go-ahead
امتیاز برتر
privileged
امتیاز دار
privileged
دارای امتیاز
concessionary
صاحب امتیاز
concessioner
صاحب امتیاز
foot score line
خط امتیاز انتهایی
loss on points
باخت با امتیاز
licence owner
صاحب امتیاز
law of advantage
قانون امتیاز
perfect score
امتیاز کامل
maritime lien
امتیاز دریایی
headstart
امتیاز در شروع
outpoint
برنده با امتیاز
precedency
امتیاز سابقه
win on points
پیروزی با امتیاز
set point
اخرین امتیاز
scoreless
بدون امتیاز
magna cum laude
با امتیاز زیاد
double figures
امتیاز دو رقمی
differentia
وجه امتیاز
grantee
صاحب امتیاز
game point
امتیاز پایانی
field privilege
امتیاز فیلد
To keep the score.
حساب امتیاز رانگاهداشتن
privileged
دارای امتیاز یا حق ویژه
prerogatives
امتیاز مخصوص حق ارثی
scoring key
[کلید امتیاز دهی]
in the hole
<idiom>
امتیاز پایین صفر
high run
حداکثر امتیاز در یک دوربیلیارد
point
درجه امتیاز بازی
count
تعداد امتیاز توپزن
counted
تعداد امتیاز توپزن
counting
تعداد امتیاز توپزن
counts
تعداد امتیاز توپزن
prerogative
امتیاز مخصوص حق ارثی
To gain an advantage.
کسب امتیاز کردن
deciding
امتیاز سرنوشت ساز
To score points.
امتیاز آوردن ( ورزش )
home whistle
امتیاز واقعی یا فرضی
home court advantage
امتیاز بازی در خانه
bowled for a duck
باختن بازیگر بی امتیاز
bowling average
معدل امتیاز بازیگربولینگ
brassage
حق امتیاز سکه زدن
break one's duck
کسب نخستین امتیاز
draw first blood
کسب نخستین امتیاز
circuit clout
یک امتیاز با دویدن به پایگاه
equaliser
امتیاز مساوی کننده
franchises
ازادی حق انتخاب امتیاز
oddsmaker
تعیین کننده امتیاز
wining by deukjoom
برد تکواندو با امتیاز
set point
اخرین امتیاز بازی
service ace
امتیاز سرویس تنیس
royal prerogative
حق امتیاز ویژه پادشاه
read write privilege
امتیاز خواندن- نوشتن
franchise
ازادی حق انتخاب امتیاز
point spread
امتیاز قابل انتظار
indult
اجازه نامه امتیاز
perfect game
باحداکثر 003 امتیاز
double bogey
دوبار کسب امتیاز
software license
امتیاز نرم افزار
privilege
امتیاز مخصوصی اعطاکردن
fifteen
نخستین امتیاز گیم
thirties
دومین امتیاز گیم
thirty
دومین امتیاز گیم
decision
برنده کشتی با امتیاز
ahead
دارای امتیاز بیشتر
licensees
صاحب جواز یا امتیاز
burn
امتیاز گرفتن از حریف
burns
امتیاز گرفتن از حریف
monopolizing
امتیاز انحصاری گرفتن
monopolizes
امتیاز انحصاری گرفتن
monopolized
امتیاز انحصاری گرفتن
monopolize
امتیاز انحصاری گرفتن
monopolised
امتیاز انحصاری گرفتن
monopolises
امتیاز انحصاری گرفتن
monopolising
امتیاز انحصاری گرفتن
decisions
برنده کشتی با امتیاز
magic number
امتیاز لازم برای قهرمانی
One point for you.
یک درجه امتیاز
[ بازی]
برای تو.
lincense
اجازه یا پروانه یا امتیاز دادن به
major suit
دست عالی وپر امتیاز
dehind
شمارش امتیاز منفی بازیگر
flagman
داور مخصوص تشخیص امتیاز
equites
سواره نظام صاحب امتیاز
earned run average
میانگین امتیاز کسب شده
monopolization
گرفتن امتیاز انحصاری چیزی
morning line
امتیاز شرطبندی پیش ازمسابقه
try for point
تلاش برای کسب امتیاز
To win on points.
با امتیاز برنده شدن ( در مسابقات )
point system
شرط بندی براساس امتیاز
forty
سومین امتیاز در یک گیم تنیس
investiture
سرمایه گذاری دادن امتیاز
collar
کسب اسان امتیاز ضربه
collars
کسب اسان امتیاز ضربه
turkey
3 امتیاز کامل استرایک پی درپی
grant
امتیاز اجازه واگذاری رسمی
turkeys
3 امتیاز کامل استرایک پی درپی
forties
سومین امتیاز در یک گیم تنیس
granted
امتیاز اجازه واگذاری رسمی
bring in
امتیاز بدست اوردن در پایگاه
composite average
معدل امتیاز بازیگر بولینگ
grants
امتیاز اجازه واگذاری رسمی
investitures
سرمایه گذاری دادن امتیاز
edges
پیروزی با فاصله امتیاز کم لبه اسکیت
base on halls
گرفتن امتیاز با رسیدن به پایگاه نخست
maiden over
بخشی از بازی کریکت بدون امتیاز
edge
پیروزی با فاصله امتیاز کم لبه اسکیت
wipe out
شکست دادن حریف با امتیاز زیاد
free handicap
مسابقه با امتیاز تعادلی برای اسبها
What is the score?
چند به چندیم ؟ ( امتیاز شما ری در بازی )
To make a distinction between two things.
بین دوچیز امتیاز قایل شدن
half century
05 امتیاز یا بیشتر توپزن درمسابقه کریکت
A concession
امتیاز بهره برداری ( از معادن وغیره )
split the uprights
امتیاز ضربه با پا را پس ازامتیاز تماس بدست اوردن
single
ضربهای بایک امتیاز با تعویض محل دوتوپزن
rugby point
3 امتیاز برای ضربه ازاد یاضربه پنالتی
rugby point
3 امتیاز برای رد کردن توپ از فراز دروازبا پا
earned run
کسب امتیاز پیش از سوزاندن سومین نفر
he went out in the poll
امتحان دانشگاه را گذراندولی امتیاز ویژهای نگرفت
lodd of down
از دست دادن امتیاز فرود به علت پنالتی
bisque
امتیاز تعادلی که زمان استفاده از ان به عهده بازیگراست
off break
کسب امتیاز معینی در ضربه به سمت راست
blocked
یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
steal
از فرصت استفاده کردن توپزن برای کسب امتیاز
block
یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
honor
امتیاز اولین نفر بودن درشروع بازی گلف
blocks
یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
novices
جزء برندگان قرارگرفتن شمشیربازی که امتیاز منفی ندارد
shut out
<idiom>
مانع از گرفتن امتیاز برای تیم مقابل شدن
novice
جزء برندگان قرارگرفتن شمشیربازی که امتیاز منفی ندارد
steals
از فرصت استفاده کردن توپزن برای کسب امتیاز
par
حساب امتیاز استاندارد برای هر بخش از بازی گلف
try
کسب 3 امتیاز با تماس دادن توپ با زمین در خط دروازه حریف
burn
کسب امتیاز برداشتن غیرمجاز سنگ یا مانع دیگر از مسیر
burns
کسب امتیاز برداشتن غیرمجاز سنگ یا مانع دیگر از مسیر
tries
کسب 3 امتیاز با تماس دادن توپ با زمین در خط دروازه حریف
I give the programme zero
[nought]
out of ten for reality.
من به این برنامه در رابطه با حقیقی بودنش از ده امتیاز صفر را می دهم.
mauls
روش قدیمی جلوگیری از کسب امتیاز با دفاع فردی یاگروهی
winter book
تعیین امتیاز شرطبندی درزمستان برای مسابقه فصل بعد
maul
روش قدیمی جلوگیری از کسب امتیاز با دفاع فردی یاگروهی
mauling
روش قدیمی جلوگیری از کسب امتیاز با دفاع فردی یاگروهی
best ball
بازی یک نفر درمقابل 2 یا 3نفر برای کسب بهترین امتیاز
mauled
روش قدیمی جلوگیری از کسب امتیاز با دفاع فردی یاگروهی
big gun
سرسخت در کسب امتیاز تخته سنگین و بزرگ موج سواری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com