Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (16 milliseconds)
English
Persian
work request
برگ درخواست انجام کار برگ کار
Search result with all words
work order
درخواست انجام کار حکم کار
Other Matches
request modify
درخواست تصحیح دارم درخواست تغییر میکنم
call-up
درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
call-ups
درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
call up
درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
requisitioned
درخواست کردن درخواست وسایل
requisition
درخواست کردن درخواست وسایل
requisitioning
درخواست کردن درخواست وسایل
requisitions
درخواست کردن درخواست وسایل
excess demand
درخواست بیش از حد درخواست اضافی
call mission
درخواست پشتیبانی فوری هوایی ماموریت هوایی طبق درخواست
requistioner
قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
fails
انجام ندادن کاری که باید انجام شود درست کار نکردن
failed
انجام ندادن کاری که باید انجام شود درست کار نکردن
fail
انجام ندادن کاری که باید انجام شود درست کار نکردن
like a duck takes the water
[Idiom]
کاری را تند یاد بگیرند انجام بدهند و از انجام دادن آن لذت ببرند
qui facit per alium facit perse
کسی که کاری را بوسیله دیگری انجام بدهد خودش ان را انجام داده است
automate
نصب ماشین هایی که کار نهایی را که قبلاگ افراد انجام می دادند انجام دهند
automated
نصب ماشین هایی که کار نهایی را که قبلاگ افراد انجام می دادند انجام دهند
automating
نصب ماشین هایی که کار نهایی را که قبلاگ افراد انجام می دادند انجام دهند
automates
نصب ماشین هایی که کار نهایی را که قبلاگ افراد انجام می دادند انجام دهند
failure
انجام ندادن کاری که باید انجام شود
failures
انجام ندادن کاری که باید انجام شود
requesting
درخواست اماد کردن درخواست کردن
request
درخواست اماد کردن درخواست کردن
requested
درخواست اماد کردن درخواست کردن
fire call
درخواست اتش توپخانه درخواست اتش
requests
درخواست اماد کردن درخواست کردن
robots
وسیلهای که برای انجام یک سری امور تولیدی که مشابه کارهای انجام شده توسط افراد است برنامه ریزی میشود
gurantee
عبارت از ان است که دولت یا دولتهایی طی معاهدهای متعهد شوند که انچه را قادر باشند جهت انجام امر معینی انجام دهند
robot
وسیلهای که برای انجام یک سری امور تولیدی که مشابه کارهای انجام شده توسط افراد است برنامه ریزی میشود
scratch one's back
<idiom>
کاری را برای کسی انجام دادن به امید اینکه اوهم برای تو انجام دهد
upward compatible
اصلاحی به این معنی که یک سیستم کامپیوتری یا غستگاه جانبی قادر است هر کاری راکه مدل قبلی انجام می داده انجام داده و علاوه بر ان عملکردهای بیشتری هم داشته باشد سازگاری رو به پیشرفت
requisitioning
درخواست
solicitation
درخواست
requisitioned
درخواست
requisition
درخواست
enquiry
درخواست
claim
درخواست
demand
درخواست
requested
درخواست
request
درخواست
appeals
درخواست
on request of which
[at his request]
به درخواست او
indents
درخواست
indenting
درخواست
requisitions
درخواست
appeal
درخواست
requests
درخواست
requistion for money
درخواست
appealed
درخواست
requesting
درخواست
imploration
درخواست
indent
درخواست
postulating
درخواست
claims
درخواست
claiming
درخواست
claimed
درخواست
suited
درخواست
suits
درخواست
tender
درخواست
applications
درخواست
tendered
درخواست
postulated
درخواست
tenderest
درخواست
d. of a request
در درخواست
supplication
درخواست
demanded
درخواست
postulates
درخواست
demands
درخواست
postulate
درخواست
suit
درخواست
application
درخواست
tendering
درخواست
retention money
مقدار پولی که کارفرما جهت حسن انجام کار پیمانکار نگه میدارد واین مقدار درصدی ازکل قرارداد است که حسن انجام کار نامیده میشود
queries
1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
queried
1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
query
1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
querying
1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
applies
درخواست کردن
implored
درخواست کردن از
solicits
درخواست کردن
pray
درخواست کردن
praying
درخواست کردن
prays
درخواست کردن
prayed
درخواست کردن
purchase requisition
درخواست خرید
imploring
درخواست کردن از
implores
درخواست کردن از
implore
درخواست کردن از
request signal
علامت درخواست
soliciting
درخواست کردن
applying
درخواست کردن
apply
درخواست دادن
supervisor request
درخواست نافر
stock requisition
درخواست کالا
applying
درخواست دادن
writ of subpoena
برگ درخواست
apply
درخواست کردن
solicit
درخواست کردن
supplicate
درخواست کردن
requisition line
خط درخواست اماد
to g. any one's request
درخواست کسیراپذیرفتن
requisition number
شماره درخواست
toa for a job or position
درخواست کارکردن
round robin
درخواست کتبی
rrayer
درخواست التماس
applies
درخواست دادن
solicited
درخواست کردن
speak for
<idiom>
درخواست کردن
basic requisition number
درخواست ابتدایی
demandant
درخواست کننده
basic requisition number
درخواست اولیه
inquiries
اسستسفار درخواست
document number
شماره درخواست
asking and ordering
درخواست و سفارش
to make an application
[to apply]
درخواست کردن
call for fire
درخواست اتش
demanded
<adj.>
<past-p.>
درخواست شده
claimed
<adj.>
<past-p.>
درخواست شده
asked
<adj.>
<past-p.>
درخواست شده
demand code
رمز درخواست
put in for something
<idiom>
درخواست چیزی
entreat
درخواست کردن
entreated
درخواست کردن
inquiry
اسستسفار درخواست
entreating
درخواست کردن
d. note
درخواست پرداخت
entreats
درخواست کردن
declaration of intention
درخواست تابعیت
applicator
درخواست کننده
application form
برگ درخواست
appeal for tenders
درخواست مزایده
requesting
درخواست می کنم
applicant
درخواست دهنده
demanded
درخواست مطالبه
request
درخواست می کنم
materials requisition
درخواست مواد
demand
درخواست کردن
on call
بنا به درخواست
at the request of
به خواهش
[به درخواست]
demand
درخواست مطالبه
plead with
درخواست کردن
pleader
درخواست دادن
applicant
درخواست کننده
applicants
درخواست دهنده
fire message
درخواست اتش
demands
درخواست کردن
requests
درخواست می کنم
demands
درخواست مطالبه
excess demand
درخواست مازاد
requested
درخواست می کنم
applicants
درخواست کننده
demanded
درخواست کردن
boned
خواستن درخواست کردن
bones
خواستن درخواست کردن
bone
خواستن درخواست کردن
boning
خواستن درخواست کردن
requisitions
درخواست رسمی کردن
to apply for leave
درخواست مرخصی کردن
solicited
درخواست یا تقاضا کردن از
requisitioning
درخواست رسمی کردن
by popular
[demand]
request
درخواست توده پسند
soliciting
درخواست یا تقاضا کردن از
solicits
درخواست یا تقاضا کردن از
on application
در زمان
[حالت]
درخواست
requisitioned
درخواست رسمی کردن
to reject
[refuse]
an application
درخواست نامه ای را رد کردن
solicit
درخواست یا تقاضا کردن از
to solicit an office
درخواست ازیک شرکت
to ask too much
بیش از حد درخواست کردن
on request
وقتی که درخواست بشود
requisition
درخواست رسمی کردن
to grant an application
درخواست نامه ای را پذیرفتن
reclama
درخواست تجدید نظر
on call
اتشهای طبق درخواست
to a oneself for help
درخواست کمک کردن
pleadable
قابل درخواست دادن
requesting unit
یکان درخواست کننده
modification work order
برگ درخواست نوسازی
demand code
شماره رمزبرگ درخواست
repleader
درخواست تجدیدنظر استیناف
proposal form
فرم درخواست بیمه
initial fire request
درخواست ابتدایی اتش
requisition line
مسیر درخواست اماد
request for price quotation
درخواست مظنه قیمت
recind
لغو کامل درخواست
indents
سفارش درخواست کردن
indenting
سفارش درخواست کردن
at call
به محض درخواست عندالمطالبه
to deny somebody a wish
درخواست کسی را رد کردن
indent
سفارش درخواست کردن
debt enforcement
درخواست طلب وصول
call for fire
درخواست اتش کردن
applications
درخواست نامه پشت کار
application
درخواست نامه پشت کار
to ask somebody for
[about]
something
از کسی چیزی درخواست کردن
demand
[of]
درخواست
[خواست]
[طلب]
[تقاضا]
[از]
an a for a position
درخواست دهنده برای کار
application
[for something]
درخواست نامه
[برای چیزی]
appeal
[to]
or
[for]
درخواست
[برای]
[استیناف در دادگاه]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com