English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (6 milliseconds)
English Persian
have an angle بریدن مسیر مهاجم بصورت اریب
Other Matches
crosscut اریب بریدن
to out bias اریب بریدن
bevel اریب وار بریدن یاتراشیدن
cross buck حمله دو مهاجم بصورت متقاطع
submarine مانور مدافع بصورت گریز اززیر سد مهاجم
submarines مانور مدافع بصورت گریز اززیر سد مهاجم
a corduroy road جاده باتلاقی [که کنده های درختان را بصورت اریب در آن می چینند.]
cut to length بصورت طولی بریدن
biased fabric پارچه جندلایهای که بصورت اریب با تار و پود پارچه بریده شده است
linemate مهاجم هم ردیف در خط مهاجم دیگر
lofts ضربه زدن هوایی بصورت قوسی رها کردن گوی بولینگ در هوا که به شدت به مسیر بخورد
loft ضربه زدن هوایی بصورت قوسی رها کردن گوی بولینگ در هوا که به شدت به مسیر بخورد
To cut in slices . بصورت ورق ( ورق ورق ) بریدن
scarp بریدن عمودی بریدن
fasted سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fast سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fasts سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fastest سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
lanes مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
lane مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
grooves خط فرسوده میان طول مسیر بولینگ سریعترین مسیر پیست مسابقه اتومبیلرانی خان
groove خط فرسوده میان طول مسیر بولینگ سریعترین مسیر پیست مسابقه اتومبیلرانی خان
switched network backup انتخاب کاربر برای مسیر جانبی از شبکه وقتی که مسیر اول مشغول است
multithread طرح برنامه که از بیش یک مسیر منط قی استفاده میکند و هر مسیر همزمان اجرا میشود
landing approach مسیر نشستن هواپیما مسیر پیاده شدن به ساحل
ball cushion دیوار پشتی دار در انتهای مسیر گوی بولینگ که مانع برگرداندن میله به مسیر میشود
crane rail مسیر حرکت پاتیل جرثقیل مسیر بالابر
picker دلال و واسطه فرش [بصورت جزئی از خانه ها و حراجی ها فرش را خریداری کرده و بصورت عمده می فروشد.]
raiders مهاجم
invaders مهاجم
invader مهاجم
forwarded مهاجم
forward مهاجم
offensives مهاجم
offensive <adj.> مهاجم
attacking [style of play, player] <adj.> مهاجم
attackers مهاجم
infestant مهاجم
close attack سه مهاجم
postmen مهاجم
frontcourt man مهاجم
postman مهاجم
raider مهاجم
attacker مهاجم
aggressors مهاجم
aggressor مهاجم
strikers مهاجم
striker مهاجم
terrtorialize محدود بیک ناحیه کردن بصورت خطه در اوردن بنواحی متعدد تقسیم کردن بصورت قلمرو در اوردن
skew اریب
betwixt edge یخ اریب
bevel اریب
bias اریب
biases اریب
skewed اریب
biased اریب
diagonal اریب
oblique اریب
sidle اریب
skewing اریب
loxodrome خط اریب
transverse اریب
skews اریب
slanted کج اریب
slant کج اریب
slants کج اریب
sidled اریب
sidles اریب
unmarked مهاجم مهارنشده
dodgers مهاجم گریزنده
aggressive حمله ور مهاجم
trailer پشتیبان مهاجم
third home بازیگر مهاجم
flanker مهاجم جناح
breaking pass پاس به مهاجم
aggressive مهاجم پرپشتکار
dedger مهاجم گریزنده
dodger مهاجم گریزنده
trailers پشتیبان مهاجم
bevel :اریب کردن
skew اریب دار
to an overthwart بطور اریب
skews اریب گذاردن
skewing اریب دار
bevel سطح اریب
cant رویه اریب
plaiting اریب بافی
at an overthwart بطور اریب
betwixt edge اریب کردن
wryly اریب شدن
out of plumb اریب ناراست
wry اریب شدن
oblique section مقطع اریب
skew throat گلوی اریب
skew ailcron شهپر اریب
slap pass پاس اریب
slantingly از راه اریب
tent stitch کوک اریب
kitty corner مورب اریب
skew اریب گذاردن
thwartwise بطور اریب
askew چپ چپ اریب وار
skews اریب دار
slanting اریب سرازیر
skew weir سرریز اریب
skewing اریب گذاردن
slopewise اریب وار
off plmb اریب ناراست
sidelong بطور اریب
oblique section برش اریب
cough up لو رفتن توپ مهاجم
double up مراقبت از مهاجم با دو مدافع
invader مهاجم حمله کننده
invaders مهاجم حمله کننده
illegal procedure خطای تیم مهاجم
loose forward مهاجم تک رو پشت خط تجمع
flanker بازیگر مهاجم در جناح
saddle bag خورجین [اینگونه قالیچه ها بصورت قرینه بافته می شوند.گاه مجزا بوده و سپس به یکدیگر متصل می شوند و یا بصورت یک تکه که در وسط ساده است بافته می شوند.]
broadside لیزخوردن اریب در سر پیچ
broadsides لیزخوردن اریب در سر پیچ
slanted سطح اریب شیب
bevel sawing اره کاری اریب
thwartwise بطور متقاطع اریب
slants سطح اریب شیب
slant سطح اریب شیب
oblique cone مخروط اریب [ریاضی]
scissor junction چهارراه کج همبر اریب
cornerways بطور اریب مورب
clock skew اریب زمان سنجی
cornerwise بطور اریب مورب
biased آنچه اریب دارد
inclined barrel arch [طاق گهواره ای اریب]
drop-point slating سنگ شیروانی اریب
cross-springer [دنده اریب در طاق]
biteuro chagi ضربه پا بطرف اریب
deskew اریب زدایی کردن
variable stroke پمپ مایعی با پیستونهایی بصورت محوری یا خطی که بصورت محوری یا خطی نوسان میکند
transit route مسیر دریایی بین المللی مسیر ترانزیت راه ترانزیت
midcourse guidance هدایت موشک در مسیر میانه یا مسیر پرواز ازاد موشک
summits حداکثر ارتفاع قله مسیر بلندترین قله مسیر گلوله
summit حداکثر ارتفاع قله مسیر بلندترین قله مسیر گلوله
prop forward هرکدام ازدو مهاجم خط جلودرتجمع
horses بازیگران قوی تیم مهاجم
weak safety جلوگیری درزمین مهاجم درجبهه او
sacking حمله به مهاجم پشت خط تجمع
edges اریب وار پیش رفتن
obliquely بشکل اریب بطور مورب
edge اریب وار پیش رفتن
crosshatch بطور اریب سایه زدن
croddhatching بطور اریب سایه زدن
hagioscope [گشادگی اریب در دیوار کلیسا]
peach design نقش هلو [این نقش هم بصورت شکوفه درخت هلو به نشانه بهار و هم بصورت میوه به نشانه طول عمر در فرش های چین بکار می رود.]
cutoff block سد کردن راه مدافع به وسیله مهاجم
direct free kick مکث مهاجم برای فریفتن حریف
inner دو بازیگر مهاجم بین وسط وگوشها
base circle هر قسمت اریب از یک سیلندر دایره مبنا
vitrify بصورت شیشه در اوردن بصورت شیشه درامدن
pass cut روش گریختن مهاجم بی گوی از چند مدافع
stop hit ضد حمله شمشیربازضمن حرکات پیچیده حریف مهاجم
tight end مهاجم گوش مامور سد کردن و دریافت توپ
beat-up شیرجه واپیمای مهاجم ونزدیک شدن ان بهدف
false start حرکت غیرمجاز مهاجم پیش از رد کردن توپ
false starts حرکت غیرمجاز مهاجم پیش از رد کردن توپ
beat up شیرجه واپیمای مهاجم ونزدیک شدن ان بهدف
crossbars ضلع اریب مانع میله پرش با نیزه
crossbar ضلع اریب مانع میله پرش با نیزه
base of trajectory تصویر افقی مسیر گلوله پایه مسیر گلوله
fire lane مسیر تیراندازی دریایی مسیر پاک شده تیراندازی
node ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
nodes ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
monofilament الیاف تک رشته بلند [این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
submarines خزیدن یاشیرجه رفتن از زیر دست حریف مهاجم
foot sweep پرتاب مهاجم از طرف مدافع با گرفتن یقه و استفاده از پا
submarine خزیدن یاشیرجه رفتن از زیر دست حریف مهاجم
oblique section مقطعی که بوسیله صفحه اریب جسم رابرش بدهد
malthusian law of population نظریه جمعیتی مالتوس براساس این نظریه جمعیت بصورت تصاعد هندسی افزایش میابد در حالیکه وسایل معیشت و مواد غذائی بصورت تصاعد عددی افزایش میابد
star design طرح ستاره ای شکل [این طرح به گونه های مختلف در فرش های مناطق مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. گاه بصورت ترنج و گاه بصورت تزئین در متن.]
necessary line خط یاری که تیم مهاجم بایدبه فاصله چهار تماس به ان برسد
power block سد کرپدن راه مدافع بوسیله مهاجم با راندن او به عقب بابکنار
loose توپ سرگردان بی صاحب مهاجم مهارنشده رها کردن زه و کمان
stunt حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
stunting حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
stunts حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
assaults در CL معمولا "بعد از این کلمه قصد مهاجم ذکر میشود
assaulted در CL معمولا "بعد از این کلمه قصد مهاجم ذکر میشود
assault در CL معمولا "بعد از این کلمه قصد مهاجم ذکر میشود
looser توپ سرگردان بی صاحب مهاجم مهارنشده رها کردن زه و کمان
loosest توپ سرگردان بی صاحب مهاجم مهارنشده رها کردن زه و کمان
sacks حمله کردن به مهاجم پشت خط تجمع پیش از انکه بتواندپاس بدهد
sack حمله کردن به مهاجم پشت خط تجمع پیش از انکه بتواندپاس بدهد
sacked حمله کردن به مهاجم پشت خط تجمع پیش از انکه بتواندپاس بدهد
The striker's injury puts a question mark over his being fit in time for the tournament. آسیب مهاجم آمادگی سر موقع او [مرد] را برای مسابقات نامشخص می کند.
weaves حرکت قوسی بشکل 8 لاتین ازطرف سه مهاجم یا بیشترجلودروازه باپاس پی درپی
weave حرکت قوسی بشکل 8 لاتین ازطرف سه مهاجم یا بیشترجلودروازه باپاس پی درپی
boasted ضربه از گوشه که بطور اریب بدیوار کناره و بعد به دیوارمقابل بخورد
boast ضربه از گوشه که بطور اریب بدیوار کناره و بعد به دیوارمقابل بخورد
boasts ضربه از گوشه که بطور اریب بدیوار کناره و بعد به دیوارمقابل بخورد
steadies مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadying مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadied مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com