English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 149 (8 milliseconds)
English Persian
hercules بر زانو نشسته راقص
herculis بر زانو نشسته راقص
Other Matches
alpha herculis الفا- زانو زده الفا- بر زانو نشسته
buckles زانو شدن خمیدگی زانو
buckled زانو شدن خمیدگی زانو
buckle زانو شدن خمیدگی زانو
poplitaeal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
popliteal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
sejant نشسته
sedent نشسته
soapless نشسته
aground به گل نشسته
sedentary نشسته
sedimentary ته نشسته
sitting نشسته
sittings نشسته
sitting position وضعیت نشسته
crouch start استارت نشسته
sprint start استارت نشسته
superannuated باز نشسته
fretty چرک نشسته
aground بگل نشسته
stranded بگل نشسته
vega کرکس نشسته
aground به خشکی نشسته
zazen پایان استراحت نشسته
He was sitting on my left (left side) طرف چپ من نشسته بود
Zen استراحت بحالت نشسته
Dust has accumulated [settled] on the chairs. روی صندلی ها خاک نشسته
valdez پرت بالانس از حالت نشسته
ambush سربازانی که درکمین نشسته اند
ambushed سربازانی که درکمین نشسته اند
ambushes سربازانی که درکمین نشسته اند
ambushing سربازانی که درکمین نشسته اند
saddlefast محکم روی زین نشسته
She was sitting in the corner of the room . گوشه اتاق نشسته بود
jackson haines spin چرخیدن روی یک پا در حالت نشسته
She was sitting on my right. سمت راست من نشسته بود
You are a back seat drive.You are on the sidelines. کنا رگود نشسته یی ومی گی لنگش کن
my neighbour at dinner کسیکه سر ناهار پهلوی من نشسته است
split lean پا باز نشسته و تماس سینه ژیمناست با زمین
kieselguhr سنگ چخماق ته نشسته درساختن دینامیت بکارمیرود
totake شخص بست نشسته یاپناهنده را دستگیر یا ازاد کردن
he stroked درعقب کرجی نشسته پارومیزدبدان سام که پاروزنان دیگر .....میزدند
kneeler زانو زن
knee high تا زانو
knapper زانو
geniculation زانو
goose neck زانو
pipe bend or knee زانو
gooseneck زانو
hiza زانو
mooreup زانو
elbow زانو
knee deep زانو رس
knee زانو
elbows زانو
elbowed زانو
trap زانو
marrow bone زانو
knee-deep زانو رس
knees زانو
marrow bones زانو
kneels زانو زدن
kneepan کاسه زانو
kneeled زانو زدن
scutum کاسه زانو
genuflects زانو خم کردن
genuflect زانو خم کردن
popliteus ماهیچه پس زانو
popliteal tendon پی زیر زانو
overknee از زانو گذرنده
popliteal artery شریان پس زانو
genuflected زانو خم کردن
kneel زانو زدن
marrow bone قاب زانو
weak kneed سست زانو
patella کشکک زانو
patella کاسه زانو
patellae کاسه زانو
knee-high بلند تا سر زانو
patellae کشکک زانو
hock ختمی پس زانو
kneecaps کاسه زانو
to bend the knee خم کردن زانو
marrow bones قاب زانو
the water was overknee اب از زانو میگذشت
tendinitis ورم زانو
tendimitis ورم زانو
kneeling position وضعیت به زانو
cross legged چهار زانو
knee joint مفصل زانو
genuflecting زانو خم کردن
knee hole جای زانو
knee cap گنده زانو
knee cap کاسه زانو
kneecap کاسه زانو
herculis زانو زده
hercules زانو زده
knee زانو دارکردن
genuflexion خم کردن زانو
genuflection خم کردن زانو
down on your knees زانو بزنید
knee joint زانو زانویی
knees زانو دارکردن
knee piece زانو بند
knee pan کاسه زانو
kneehole جای زانو
weak-kneed سست زانو
patellar مانند کاسه زانو
housemaid's knee اماس کاسه زانو
patellar tendon زردپی کشکک زانو
patellate مانند کاسه زانو
avalement حالت فنری زانو
knee jerk reflex بازتاب پرش زانو
patellar reflex بازتاب پرش زانو
popliteal tendon وتر پشت زانو پی
knee pain زانو درد [پزشکی]
knee-jerk حرکت غیر ارادی زانو
kneehole جای زانو ویادرزیر میزتحریر
to kneel پیش کسی زانو زدن
to bow one's knee or back زانو یا کمر کسی خم شدن
bermuda shorts شلوار کوتاه تا زیر زانو
hamstring زردپی طرفین حفره پشت زانو
hamstringing زردپی طرفین حفره پشت زانو
hamstrings زردپی طرفین حفره پشت زانو
hamstrung زردپی طرفین حفره پشت زانو
knuckle kneed دارای زانوهای برامده دچاربرامدگی زانو
kow-towed زانو زدن و پیشانی را بر زمین قرار دادن
kow-tows زانو زدن و پیشانی را بر زمین قرار دادن
kow-towing زانو زدن و پیشانی را بر زمین قرار دادن
kow-tow زانو زدن و پیشانی را بر زمین قرار دادن
knee paddling پاروزدن تخته موج با دست روی زانو
knock knee کجی زانو به درون دراثرمرض یا نرسیدن موادغذایی
tinga پشتک به جلو با نیم خم زانو وچرخ فلک
kill spring فرود با کاستن فشار بلندشدن و خم کردن زانو
time is the great healer <proverb> سعدی به روزگاران مهری نشسته بر دل بیرون نمی توان کرد الا به روزگاران
patelliform مانند کاسه زانو بشکل قاب یا دوری یا طشت
knickers شلوارگشاد کوتاهی که نزدیک زانو جمع شده باشد
mantelletta شنل بلند تا سر زانو مخصوص کاردینال کلیسای کاتولیک
if the knee is affected اگر زانو تحت تأثیر قرار گرفته است
goose step رژه روی بابدن راست و بدون خم کردن زانو
surfer's knot ورم یا برجستگی زیر زانو یابالای پای موج سوار
body stockings جامهی تنگ که به بدن میچسبد و بالاتنه و پاها را تا بالای زانو میپوشاند
body stocking جامهی تنگ که به بدن میچسبد و بالاتنه و پاها را تا بالای زانو میپوشاند
wool in the grease پشم نشسته پشم تازه چیده
The place was fully packed . گوش تا گوش آدم نشسته بود
goose step رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
knee drop فرود روی زانو و ساق پا وبرخاستن روی پا
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com