English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 138 (9 milliseconds)
English Persian
building line بر ساختمانی
Search result with all words
component جزء ساختمانی
components جزء ساختمانی
pier پایه نصب ستونهای ساختمانی
piers پایه نصب ستونهای ساختمانی
factories ساختمانی که در آنجا محصولات تولید می شوند
factory ساختمانی که در آنجا محصولات تولید می شوند
organic ساختمانی
refractory ماده ساختمانی نسوز
site کارگاه ساختمانی
site زمین ساختمانی
sited کارگاه ساختمانی
sited زمین ساختمانی
sites کارگاه ساختمانی
sites زمین ساختمانی
member جزء ساختمانی
members جزء ساختمانی
polymer جسمی که از ترکیب ذرات متشابه الترکیب وازتکرار واحدهای ساختمانی یکنوخت ایجاد شده باشد بسپار
polymers جسمی که از ترکیب ذرات متشابه الترکیب وازتکرار واحدهای ساختمانی یکنوخت ایجاد شده باشد بسپار
timber چوب ساختمانی
haul فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hauled فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hauling فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hauls فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
constructive مفید ساختمانی
module مدلهای نمونه ساختمانی
modules مدلهای نمونه ساختمانی
building site کارگاه ساختمانی
building sites کارگاه ساختمانی
office اتاق یا ساختمانی که شرکتی کار میکند یا کار تجاری انجام میشود
offices اتاق یا ساختمانی که شرکتی کار میکند یا کار تجاری انجام میشود
public works کارهای ساختمانی همگانی
structural ساختمانی
structurally ساختمانی
physiological وابسته به علم وفایف اعضاء ساختمانی
anti drag wire اجزاء بست کاری ساختمانی
anti tear strips باریکه یا نوارهایی از جنس هواپیما که روی قطعات ساختمانی بال و زیرنوارهای تقویت کننده قرارمیگیرند
artificial stone سنگ ساختمانی
ashlar سنگ ساختمانی
ashlar سنگ ساختمانی تراشیده
ashler سنگ ساختمانی
basic construction unit واحد ساختمانی
contractors yard واحد ساختمانی
basic unit assembly group گروه ساختمانی
bed drop or bod fall اختلاف سطح کف نهر دردوطرف ساختمانی که روی نهر ساخته میشود
beef up افزایش استحکام اجزاء ساختمانی با طراحی مجدد یااصلاح مواد انها
bombproof ساختمانی که پناه بمب باشد
building craftsman کارگر ماهر ساختمانی
building limes اهک ساختمانی
building machinery ماشین الات ساختمانی
building material مصالح ساختمانی
building operations عملیات ساختمانی
building unit واحد ساختمانی
building unit جزء ساختمانی بخشی از یک ساختمان
building work کار ساختمانی
bulb angle جزء ساختمانی که معمولابعنوان ستون یا پایه بکارمیرود و به شکل دایرهای یاچند وجهی میباشد
cellulose nitrate ترموپلاستیکی متشکل ازسلولز و اسیداستیک که درمواد منفجره دوپها وپلاستیکهای ساختمانی بکارمیرود
civil works امور ساختمانی و تاسیسات امور شهرسازی و تاسیساتی
constitutive تشکیل دهنده ساختمانی
construction cost index شاخص هزینه ساختمانی
construction joint درز ساختمانی
construction joints درزهای ساختمانی
constructional ساختمانی
contractors plant ماشینهای ساختمانی
corbeling پیش امدگی ساختمانی
corbelling پیش امدگی ساختمانی
cross member عضو ساختمانی برای اتصال دو ستون طولی هواپیما یاقطعات طولی دیگر
dimension stone سنگ ساختمانی که به ابعاد معین بریده شده است
dolmen ساختمانی که دارای چندستون یک پارچه سنگی است
earthquake factor مقدار درصد شتاب ثقلی که درطرح محاسبات ساختمانی منظور میگردد
embryonic membrane ساختمانی که ازتخم رسیده مشتق میشود
erection crane جراثقال برای کارهای ساختمانی
free haul در حمل مصالح ساختمانی به کارگاه حداکثر مسافتی را که کرایه اضافی بدان تعلق نگیردگویند
grillage شبکه ساختمانی
gurantee period مدت زمانیکه قبل از تحویل نهائی پیمانکار ساختمانی موفف است خسارات ساختمان رارفع نماید
haul road راه مخصوص حمل مصالح ساختمانی به کارگاه
heterology عدم تجانس بین اعضای مختلف ناهمگنی اعضاء ازلحاظ ساختمانی
home wiring سیم کشی ساختمانی
homomorphy شباهت ساختمانی واساسی بین دو چیز
homoplasy تشابه ساختمانی تشابه اکتسابی
interlacing arches طاقهایی که نقشه ساختمانی انهابه پرگارهای متقاطع میماند
light weight unit واحد ساختمانی سبک
masonary مصالح ساختمانی مانند اجر سیمان و غیره
masonery مصالح ساختمانی سنگتراشی
masonry lining پوشش با مصالح ساختمانی
material storage area انبار مصالح ساختمانی
material testing laboratory ازمایشگاه مصالح ساختمانی
modular design مدل ساختمانی پیش ساخته
monocoque ساختمان سه بعدی مثل بدنه هواپیما که فاقد سازه داخلی بوده و همه تنش بر پوسته و اجزاء ساختمانی که بلافاصله زیر ان قرار دارندوارد میگردد
monumentality عظمت ساختمانی
nut structure ساختمانی که در ان خاکدانه ها کوچک و مکعبی هستند
operating bridge پلی که جهت عبور و انتقال وسایل کار در کارگاه ساختمانی ساخته میشود پل بهره برداری
pattern construction drawing الگوی نقشههای ساختمانی
physiologic وابسته به علم وفایف اعضاء ساختمانی
pier mount پایه نصب ستونهای ساختمانی
pin joint اتصال بین اعضای ساختمانی بصورت لولا یا پاشنه
resident engineer مهندس مقیم در کارگاه ساختمانی یا نماینده مهندس مشاور در کارگاه
sheer plan نقشه ساختمانی ناو
sidewalk superintendent نافر عملیات ساختمانی
site building زمین ساختمانی
site office دفتر ساختمانی
Other Matches
structural timber الوار ساختمانی
structrual steelwork فولاد ساختمانی
structual engineering مهندس ساختمانی
structural crack ترک ساختمانی
structrual stability استحکام ساختمانی
structrual stability ثبات ساختمانی
structural concrete بتن ساختمانی
structural draftsman نقشه کش ساختمانی
structural drawing نقشه ساختمانی
structural factor ضریب ساختمانی
structural joints درزهای ساختمانی
structural member عضو ساختمانی
structural steel فولاد ساختمانی
to found a building ساختمانی بینادکردن
Construction works . عملیات ساختمانی
fabrique [ساختمانی در محوطه باغ]
structural analysis محاسبات طرح ساختمانی
structural design طرح و محاسبات ساختمانی
structural steel sheet ورق فولاد ساختمانی
structural transformation تغییر شکل ساختمانی
intelligent building [ساختمانی با سرویس هوشمند]
to demolish a building متلاشی کردن ساختمانی
to pull down a building متلاشی کردن ساختمانی
to tear down a building متلاشی کردن ساختمانی
to pull down a building خراب کردن ساختمانی
to tear down a building خراب کردن ساختمانی
to demolish a building خراب کردن ساختمانی
steel fabric بافت فولاد ساختمانی
studding مصالح ساختمانی از قبیل تیروغیره
structural steel تیر فولاد یا اهن ساختمانی
structual constituent جزء تشکیل دهنده ساختمانی
To make a forcible entry into a building. بزور وارد ساختمانی شدن
to plan a building نقشه ساختمانی را کشیدن یاطرح کردن
to burgle [British E] / burglarize [American E] a building. با زور [و غیر قانونی] وارد ساختمانی شدن
to break into a building با زور [و غیر قانونی] وارد ساختمانی شدن
ashlering [مجموعه ای از سنگ های ساختمانی کوتاه و ایستاده]
Open-plan <adj.> سالن باز، محوطه وسیع، ساختمانی که هرطبقه آن فقط دارای یک محوطه وسیع است و اتاق ندارد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com