English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (29 milliseconds)
English Persian
demobilization بر طرف کردن حالت بسیج عمومی
Other Matches
general mobilization بسیج عمومی
demobilization رفع بسیج عمومی
m day روز اعلام بسیج عمومی
presidential call فرمان بسیج اعلام شده به وسیله رئیس جمهور بسیج اضطراری
mobilization base حداقل منابع لازم برای بسیج نیروهاپایگاه بسیج
mobilization reserves ذخیرههای مربوط به بسیج نیروها امادهای بسیج
browse mode حالت بررسی عمومی
introducing بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduces بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduce بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduced بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
mobilised بسیج کردن
mobilized بسیج کردن
mobilizes بسیج کردن
mobilises بسیج کردن
immobilizes بی بسیج کردن
immobilizing بی بسیج کردن
immobilised بی بسیج کردن
immobilises بی بسیج کردن
immobilising بی بسیج کردن
immobilize بی بسیج کردن
mobilization بسیج کردن
immobilized بی بسیج کردن
mobilising بسیج کردن
mobilize بسیج کردن
mobilizing بسیج کردن
recall بسیج کردن قوا
recalled بسیج کردن قوا
recalls بسیج کردن قوا
mobilization بسیج کردن تحرک دادن
the i [حالت من) اگاهی :این کلمه در حالت مفعولیت me ودر حالت فاعلیت I است
demobilize ازحالت بسیج بیرون اوردن بحالت صلح دراوردن دموبیلیزه کردن
modes قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
mode قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
general quarters اماده باش عمومی دریایی محلهای سکونت عمومی
common hardware ابزار و الات عمومی سخت ابزارهای عمومی
foreground سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
general orders دستورات عمومی دستورالعملهای عمومی
general porpose کارهای عمومی مصارف عمومی
mobilisation بسیج
mobilization بسیج
m day روز بسیج
mobilization base مبنای بسیج
partial mobilization بسیج جزیی
mobilization exercise تمرین بسیج
civilian preparedness for war بسیج غیرنظامیان
reserve mobilization بسیج احتیاطها
mobilization of savings بسیج پس انداز
full mobilization بسیج کامل
economic mobilization بسیج اقتصادی
generalize عمومی کردن
secularised عمومی کردن
generalised عمومی کردن
secularises عمومی کردن
secularize عمومی کردن
generalises عمومی کردن
generalizing عمومی کردن
secularizing عمومی کردن
generalizes عمومی کردن
secularising عمومی کردن
generalising عمومی کردن
secularizes عمومی کردن
secularized عمومی کردن
mobilization exercise تمرین بسیج نیروها
reserve mobilization بسیج نیروهای احتیاط
total mobilization بسیج کامل نیروها
analogue ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
squaring تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
square تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squares تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analog سیگنالهای ذخیره سازی در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
vitrifying تغییر شکل سرامیک از حالت کریستالی به حالت شیشهای یا غیر متبلور
squared تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analogues ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
oblique case حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی
convertor وسیله یا برنامهای که داده را از یک حالت به حالت دیگر تبدیل میکند
force development برنامه تامین یا بسیج یکانها
assembly محل بسیج افراد احتیاط
economic mobilization بسیج منابع اقتصادی باصرفه
emergency leave سطح امادلازم برای بسیج
ostracizing با اراء عمومی تبعید کردن
ostracising با اراء عمومی تبعید کردن
ostracizes با اراء عمومی تبعید کردن
ostracises با اراء عمومی تبعید کردن
ostracized با اراء عمومی تبعید کردن
ostracize با اراء عمومی تبعید کردن
to resort to referendum بافکار عمومی مراجعه کردن
ostracised با اراء عمومی تبعید کردن
print کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
printed کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
prints کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
devitrify از حالت شیشهای در اوردن حالت بلوری دادن
state of rest حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن
plebeianism حالت عوام یا مردم پست حالت توده
alternate تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternates تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternated تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
m day force نیروهای تشکیل شونده درهنگام بسیج
battalia بسیج دستههای نظامی ونیروهای مسلح
publicizing اگهی کردن باطلاع عمومی رساندن
publicises اگهی کردن باطلاع عمومی رساندن
publicised اگهی کردن باطلاع عمومی رساندن
to browse بررسی عمومی کردن [علوم کامپیوتر]
publicize اگهی کردن باطلاع عمومی رساندن
offending public decency جریحه دار کردن عفت عمومی
publicized اگهی کردن باطلاع عمومی رساندن
publicizes اگهی کردن باطلاع عمومی رساندن
publicising اگهی کردن باطلاع عمومی رساندن
mobilization به حرکت دراوردن تحرک بخشیدن بسیج احتیاط ها
damp دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
dampers دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
dampest دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
genitive حالت مالکیت حالت مضاف الیه
plasticity حالت خمیری پلاستیسیته حالت نرمی
uart قطعهای که رشتههای بیت سریال آسنکردن را به حالت موازی یا داده را به حالت رشته بیت سری تبدیل میکند
cold forming حالت دهی در حالت سرد
transitoriness حالت ناپایداری حالت بی بقایی
spectrality حالت طیفی حالت شبحی
spectralness حالت طیفی حالت شبحی
marginal case حالت نهائی حالت حدی
serviced منفعه توجه و حفظ کردن خدمات دولتی و عمومی وفیفه مامور دولت
service منفعه توجه و حفظ کردن خدمات دولتی و عمومی وفیفه مامور دولت
consolidated dining facility تاسیسات غذاخوری عمومی مجتمع غذاخوری عمومی
dive bombing بمباران کردن در حالت شیرجه
cold roll نورد کردن در حالت سرد
to declare a state of emergency اعلان کردن حالت اضطراری
cold reduce نورد کردن در حالت سرد
uncouple از حالت زوجی خارج کردن
cold galvanize گالوانیزه کردن در حالت سرد
deconcentrate از حالت تغلیظ خارج کردن
cold swage اهنگری کردن در حالت سرد
three-day retreat گردهمایی سه روزه دور از مردم عمومی [برای دعا کردن، درس دینی و عبادت]
breaks از حالت رمز خارج کردن یک کد مشکل
to defend aggressively در حالت تدافع بازی کردن [ورزش]
break از حالت رمز خارج کردن یک کد مشکل
to stonewall در حالت تدافع بازی کردن [ورزش]
demilitarising از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
demilitarised از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
demilitarises از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
demilitarize از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
done for <idiom> ویران کردن ،به حالت نزار درآمدن
demilitarized از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
demilitarizes از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
demilitarizing از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
safing از حالت مسلح بودن خارج کردن
crude حالت طبیعی رنگ [حالت ملایم و اصیل رنگ]
mode وارد کردن دستور در حالت مستقیم برای شروع اجرای برنامه
modes وارد کردن دستور در حالت مستقیم برای شروع اجرای برنامه
denationalization تبدیل مجدد مالکیت عمومی به مالکیت خصوصی بازگشت به وضع قبل از ملی کردن
dedication اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
dedications اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
real mode حالت پردازش پیش فرض برای IBM PC وتنها حالتی که در DOS عمل میکند. این حالت به معنای این است که یک سیستم عملیات تک کاره است که نرم افزار میتواند هر حافظه یا وسیله ورودی و خروجی را استفاده کند
cold strength استحکام در حالت سرد مقاومت در حالت سرد
ready reserve ذخیره اماده ذخایر اماده احتیاط اماده برای بسیج یااستفاده
readers یکی از دو حالت که به کاربر امکان کار کردن با یک برنامه چند رسانهای میدهد ولی آنرا تغییر نمیدهد
reader یکی از دو حالت که به کاربر امکان کار کردن با یک برنامه چند رسانهای میدهد ولی آنرا تغییر نمیدهد
common carrier موسسه حمل و نقل عمومی شرکت حمل و نقل عمومی متصدی حمل و نقل
universal قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
levy in mess نام نویسی از مردمان سالم برای جنگ بسیج مردمان سالم به طور اجباری
escape character کلیدی روی صفحه کلید که به کاربر امکان وارد کردن کد espace را میدهد برای کنترل حالت ابتدایی یا عملیات کامپیوتر
master clear کلیدی روی بعضی ازکنسولهای کامپیوتری که ثباتهای عملیاتی را پاک کردن و انها را برای حالت جدید عملیات اماده میکند
decollate جدا کردن موضوعات مختلف به ورقههای مجزا. جدا کردن دو یا سه موضوع مختلف به حالت مجزا و برداشتن کاغذ کاربنی
preparation تبدیل داده به حالت قابل خواندن ماشین بیش از وارد کردن داده
preparations تبدیل داده به حالت قابل خواندن ماشین بیش از وارد کردن داده
housekeeping در آغاز برنامه جدید برای انجام امور سیستم مثل پاک کردن حافظه تشخیص کلیدهای تابع یا تغییر حالت صفحه تصویر
balanced mobilization بسیج متعادل اماد ذخیره تهیه اماد ذخیره به طورمتعادل
innocent passage مثل حالتی که دولتی قوای خود را جهت سوار کردن به کشتی از خاک کشور دیگری با رضایت ان کشور بدون حالت تهاجمی عبور دهد
common control کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
popular عمومی
common user عمومی
overt عمومی
outlining خط عمومی
general porpose عمومی
common :عمومی
common عمومی
outline خط عمومی
ecumenic عمومی
outlined خط عمومی
rife عمومی
hackneyed عمومی
outlines خط عمومی
oecumenical عمومی
universal عمومی
commoners عمومی
general عمومی
commoners :عمومی
commonest عمومی
the public voice عمومی
commonest :عمومی
public عمومی
wide عمومی
generic عمومی
generals عمومی
wider عمومی
widest عمومی
public order نظم عمومی
rule of thumb قانون عمومی
quasi public نیمه عمومی
public debt قرضه عمومی
public nuisance مزاحمت عمومی
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com