English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (12 milliseconds)
English Persian
traipse بزحمت راه رفتن
traipsed بزحمت راه رفتن
traipses بزحمت راه رفتن
traipsing بزحمت راه رفتن
Search result with all words
scramble بزحمت جلو رفتن تلاش
scrambled بزحمت جلو رفتن تلاش
scrambles بزحمت جلو رفتن تلاش
scrambling بزحمت جلو رفتن تلاش
Other Matches
just [enough] <adv.> بزحمت
barely <adv.> بزحمت
laboriously بزحمت
arduously بزحمت
to struggle through بزحمت رد شدن
tug بزحمت کشیدن
worry out بزحمت حل کردن
with d. بسختی بزحمت
tugged بزحمت کشیدن
to get oneself into trouble بزحمت افتادن
tugging بزحمت کشیدن
to get into trouble بزحمت افتادن
tugs بزحمت کشیدن
hardly مشکل بزحمت
to lead a person a d. کسیرا بزحمت انداختن
to tug at the oar بزحمت پارو زدن
elaborating بزحمت درست شده
elaborates بزحمت درست شده
elaborated بزحمت درست شده
to choke down بزحمت دردل نگهداشتن
elaborate بزحمت درست شده
He escaped by the skin of his teeth. بزحمت جانش رانجات داد
to scramble a victory بزحمت برنده [پیروز] شدن
to spell out بزحمت خواندن یا هجی کردن
to wriggle one's way بزحمت ازمیان گروهی بیرون امدن
to thrash out the truth حقیقت امری را بزحمت وباازمایشهای پی درپی دریافتن
pussyfoot دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
you have no option but to go چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
trachle تصادم کردن خسته کردن بزحمت انداختن
labourvt بزحمت درست کردن مفصلابحث کردن بدرازاکشیدن
mouch راه رفتن دولادولاراه رفتن
trotted یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trots یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trot یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotting یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
parades سان رفتن رژه رفتن محل سان
parading سان رفتن رژه رفتن محل سان
paraded سان رفتن رژه رفتن محل سان
parade سان رفتن رژه رفتن محل سان
to fall away رفتن
to fall away پس رفتن
to make ones getaway در رفتن
snipped کش رفتن
retracts تو رفتن
to fall short کم رفتن
snip کش رفتن
snipping کش رفتن
putter ور رفتن
abstract کش رفتن
shrink اب رفتن
puttered ور رفتن
to boil over سر رفتن
to pair off رفتن
shrinks اب رفتن
retires پس رفتن
retire پس رفتن
retracted تو رفتن
puttering ور رفتن
retracting تو رفتن
going رفتن
to do out of کش رفتن
to do a guy در رفتن
to d.deep in to فر رفتن در
abstracting کش رفتن
putters ور رفتن
abstracts کش رفتن
shrinking اب رفتن
retract تو رفتن
retrograde پس رفتن
to go to the bottom ته رفتن
to go back ward پس رفتن
to hang back پس رفتن
twiddling ور رفتن
twiddles ور رفتن
twiddled ور رفتن
twiddle ور رفتن
meddles ور رفتن
meddled ور رفتن
sink ته رفتن
to go backward پس رفتن
to go bang در رفتن
to go to mess رفتن
swipe کش رفتن
swiped کش رفتن
swiping کش رفتن
go رفتن
sinks ته رفتن
goes رفتن
to get over رفتن از
to get one's monkey up از جا در رفتن
admit رفتن
to flow over سر رفتن
gang رفتن
gangs رفتن
filch کش رفتن
filched کش رفتن
filches کش رفتن
filching کش رفتن
to fly off در رفتن
hang around ور رفتن
meddle ور رفتن
to get away رفتن
regresses پس رفتن
regressed پس رفتن
regress پس رفتن
admitting رفتن
admits رفتن
to foot it رفتن
regressing پس رفتن
departures رفتن
bleneh پس رفتن
betake رفتن
to whisk away or off رفتن
make off در رفتن
fall into a rage از جا در رفتن
pullback پس رفتن
pilfered کش رفتن
jauk ور رفتن
fribble ور رفتن
short-changed کش رفتن
to peter out پس رفتن
crawls رفتن
to sleep fast رفتن
to take to ones heels در رفتن
receding پس رفتن
pilfer کش رفتن
niggle ور رفتن
niggled ور رفتن
pilfering کش رفتن
pilfers کش رفتن
snitch کش رفتن
snitched کش رفتن
niggles ور رفتن
snitches کش رفتن
nim کش رفتن
snitching کش رفتن
recede پس رفتن
receded پس رفتن
mog رفتن
recedes پس رفتن
break loose در رفتن
crawled رفتن
to skirt along the coast رفتن
go over به ان سو رفتن
short-change کش رفتن
departure رفتن
go off در رفتن
snook کش رفتن
short-changing کش رفتن
to run off در رفتن
short-changes کش رفتن
hedged در رفتن
hedges در رفتن
to break loose در رفتن
hedge در رفتن
To go رفتن
glom on to کش رفتن
crawl رفتن
to walk fast تندراه رفتن
soared بالا رفتن
to walk off ناگهان رفتن
consume تحلیل رفتن
scrams فوری رفتن
scram فوری رفتن
soar بالا رفتن
atrophy تحلیل رفتن
wade بسختی رفتن
to go to school باموزشگاه رفتن
plunged شیرجه رفتن
to go to the devil بجهنم رفتن
atrophying تحلیل رفتن
plunges فرو رفتن
atrophied تحلیل رفتن
atrophies تحلیل رفتن
plunged فرو رفتن
waded بسختی رفتن
escalating از دست رفتن
nosedive شیرجه رفتن
play-acts تو بازی رفتن
to have the legs of تندتر رفتن از
nosedived شیرجه رفتن
plunge شیرجه رفتن
nosedives شیرجه رفتن
to go to the front بجبهه رفتن
nosediving شیرجه رفتن
play-act تو بازی رفتن
wading بسختی رفتن
escalates از دست رفتن
consumed تحلیل رفتن
consumes تحلیل رفتن
plunges شیرجه رفتن
wabble یله رفتن
plunge فرو رفتن
wade into the water راه رفتن در اب
play-acting تو بازی رفتن
escalate از دست رفتن
wades بسختی رفتن
escalated از دست رفتن
play-acted تو بازی رفتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com