English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
lloyd's بزرگترین شرکت بیمه انگیسی
Other Matches
c & f قیمت کالا وهزینه حمل ان بدون بیمه دریایی و تولید کننده پس ازتسلیم کالا به شرکت کشتیرانی و پرداخت هزینه حمل از خودسلب مسئولیت میکند و حق بیمه تا مقصد به عهده خریدار است
IBM بزرگترین شرکت کامپیوتری در جهان که اولین سیستم بر پایه PC را روی پردازنده PC ایجاد کرد
insurance company شرکت بیمه
employer's liability insurance company شرکت بیمه
What's your insurance company? شرکت بیمه شما کدام است؟
underwriter صادر کننده سند بیمه دریایی خریدار سهام خریداری نشده شرکت
underwriters صادر کننده سند بیمه دریایی خریدار سهام خریداری نشده شرکت
He is giving her French lessons in exchange for English lessons به اودرس فرانسه می دهد ودرعوض انگیسی می گیرد
lutine bell زنگ که ازکشتی قدیمی لوتین برداشته شده و در دفتر شرکت بیمه لویدز نصب گردیده و برای اعلام خبرهای مهم انرا به صدا در می اورند
valued policy بیمه نامه دریایی که در ان مبلغ بیمه دقیقا" تعیین و ذکر میشود
self insurance بیمه شدگی توسط خویشتن بیمه شدن پیش خود
continuation clause مادهای که درقرارداد بیمه ذکر گردیده وبراساس ان قراداد بیمه تمدیدمی گردد
exclusion clause مادهای از قرارداد بیمه که در ان مواردی که مشمول بیمه نمیگردد ذکر شده است
excess loss cover بیمه مجدد ان قسمت از زیان که بیش از مقدار بیمه شده قبلی است
accomodation line قبول یک نوع خطر به وسیله بیمه گزار وقتی با بیمه نامه های دیگری همراه است
open policy بیمه نامهای که در ان قیمت کالای بیمه شده معین نشده ودر وقت تلف شدن تعیین میشود
reassurances بیمه اتکایی بیمه ثانوی
reassurance بیمه اتکایی بیمه ثانوی
policy بیمه نامه ورقه بیمه
policies بیمه نامه ورقه بیمه
letterhead مشخصات شرکت که برروی نامههای ان شرکت چاپ شده است
letterheads مشخصات شرکت که برروی نامههای ان شرکت چاپ شده است
compaq computer corporation شرکت کامپیوتری کامپک شرکت سازنده انواع گوناگون ریزکامپیوتر سازگار باریزکامپیوتر
supreme بزرگترین
best بزرگترین
maximus بزرگترین
eldest بزرگترین
limited company شرکت با مسئولیت محدود شرکت سهامی
constituent company شرکت وابسته به شرکت یاشرکتهای دیگر
lion's share بزرگترین سهم
line of most gradient خط بزرگترین شیب
one's biggest worry [problem number one] بزرگترین نگرانی
fall line بزرگترین خط شیب کوه
maximum بزرگترین وبالاترین رقم
He is my eldest son. او بزرگترین پسر من هست.
maximum منتهی درجه بزرگترین
lion share بزرگترین یا بهترین بخش
high رقمی با بزرگترین وزن در یک عدد
princessroyal بزرگترین دختر پادشاه انگلیس
highest رقمی با بزرگترین وزن در یک عدد
highs رقمی با بزرگترین وزن در یک عدد
infimum بزرگترین کران بالا [ریاضی]
greatest lower bound [glb, GLB] بزرگترین کران بالا [ریاضی]
great circle بزرگترین دایره محیط یک کره
gorilla بزرگترین میمون شبیه انسان
gorillas بزرگترین میمون شبیه انسان
greatest common measure بزرگترین بخش یاب مشترک
london in size پس از لندن نیویورک بزرگترین شهراست
eagle owl شاه جغد:بزرگترین جغداروپایی
petticoats قسمت خارج از بزرگترین دایره هدف
He is the greatest scientist on earth. بزرگترین دانشمند روی زمین است
petticoat قسمت خارج از بزرگترین دایره هدف
longboat بزرگترین قایق داخل کشتی بازرگانی
international finance corporation شرکت مالی بین المللی شرکت تاسیس شده به وسیله بانک جهانی که هدفش تشویق و ترویج موسسات تولیدی بخش خصوصی درکشورهای توسعه نیافته است
parent company شرکت مادر شرکت مرکزی
private رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
privates رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
outsource به کار گرفتن شرکت دیگر برای مدیریت و تامین شبکه برای شرکت شی
maximum بزرگترین حجم داده که هر لحظه ارسال میشود
America Online بزرگترین تامین کننده سرویس اینترنت در جهان
msb بیت در کلمه که بزرگترین مقدار یا وزن را نشان می ده .
long boat بزرگترین کرجی که وابسته بکشتی بازرگانی است
maximum بزرگترین عددی استفاده میشود یا مجاز است
maximum بزرگترین عدد کاربران که سیستم در هر لحظه می پذیر
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
accross the slope system شبکهای زیرزمینی که در ان زهکش ها خط بزرگترین شیب را قطع می کنند
keyth rope system شبکه زیرزمینی که زهکشهاخط بزرگترین شیب را قطع نماید
most significant bit بیتی در کلمه که نشان دهنده بزرگترین مقدار یا وزن است .
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
paperless شرکت الکترونیکی یا شرکتی که از کامپیوتر و سایر قط عات الکترونیکی برای کارهای شرکت استفاده میکند و از کاغذ استفاده نمیکند
addressing بزرگترین محلی که یک برنامه مشخص یا CPU میتواند مستقیما به آن دستیابی داشته باشد
first fit تابع یا الگوریتمی که اولین و بزرگترین بخش از حافظه خالی را انتخاب میکند تا یک صفحه
houses 1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
housed 1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
house 1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
business group شرکت سهامی [شرکت]
body corporate شرکت شرکت سهامی
association for computing machinery بزرگترین جامعه جهانی اموزشی و علمی جهت توسعه مهارتهای فنی وصلاحیتهای حرفهای متخصصان کامپیوتر
lord chancellor بزرگترین لرد انگلیس که بامورقضایی رسیدگی کرده ومهردارسلطنتی ومشاورمخصوص پادشاه ورئیس مجلس اعیان میباشد
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
microprocessors بزرگترین آدرس در ح CPU که مستقیما قابل آدرس دهی است بدون روشهای خاص
microprocessor بزرگترین آدرس در ح CPU که مستقیما قابل آدرس دهی است بدون روشهای خاص
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
aids to trade بیمه
underwriters بیمه گر
insurer بیمه گر
insurance حق بیمه
insurance بیمه
assurer بیمه گر
insurer, underwriter بیمه گر
insurance premium حق بیمه
insurance permium حق بیمه
premiums حق بیمه
underwriter بیمه گر
level premium حق بیمه
insurers بیمه گر
cost,insurance,freight and exchange(cif& بیمه
assurance بیمه
assurances بیمه
premium حق بیمه
accident insurance بیمه تصادفات
accident insurance بیمه حوادث
actuaries متخصص بیمه
to u. a policy of insurance سند بیمه
unemployment insurance بیمه بیکاری
actuary کارشناس بیمه
assurable بیمه کردنی
life insurance بیمه عمر
insure بیمه کردن
assurances بیمه عمر
term insurance بیمه موقت
insurance policies سند بیمه
life insurance بیمه زندگی
national insurance بیمه اجتماعی
life assurance بیمه جان
insurance policy قرارداد بیمه
assures بیمه کردن
assuring بیمه کردن
insurance پول بیمه
insurance policy بیمه نامه
actuaries کارشناس بیمه
insurance policy سند بیمه
wagering policy بیمه قماری
assured بیمه گزار
insurance policies بیمه نامه
national insurance بیمه ملی
actuary متخصص بیمه
insurance policies قرارداد بیمه
assurances گستاخی بیمه
assurance بیمه عمر
assured بیمه شده
assurance گستاخی بیمه
life assurance بیمه عمر
assure بیمه کردن
coinsurance بیمه اتکایی
policy holder دارنده بیمه
credit insurance بیمه اعتبار
deductible فرانشیز بیمه
fire insurance بیمه حریق
pension insurance بیمه بازنشستگی
old age insurance بیمه بازنشستگی
health insurance بیمه بهداشت
health insurance بیمه تندرستی
contingency insurance بیمه احتیاطی
comprehensive insurance بیمه کامل
comprehensive insurance بیمه جامع
coinsurance بیمه مشترک
insured بیمه گذار
insured بیمه شده
insured بیمه شونده
property insurance بیمه دارائی
reinsurance بیمه مجدد
health insurance بیمه بهداشتی
insurance broker دلال بیمه
insurance broker واسطه بیمه
insurance certificate بیمه مشترک
insurance certificate بیمه اتکایی
insurance certificate گواهی بیمه
insurance cover پوشش بیمه
insurant بیمه گذار
insured, policy holder بیمه شده
joint insurance بیمه اشتراکی
insurance agent نماینده بیمه
insurance agent عامل بیمه
insurable قابل بیمه
hull insurance بیمه بدنه
marine insurance بیمه بحری
marine insurance بیمه دریایی
industrial insurance بیمه صنعتی
insurability بیمه برداری
insurable بیمه شدنی
insurable بیمه کردنی
leading insurer بیمه گر اصلی
co insurance بیمه مشترک
reinsurer بیمه گر اتکائی
blanket insurance بیمه کلی
liability insurance بیمه تعهدی
cargo insurance بیمه محمولات
cargo insurance بیمه بار
liability insurance بیمه بدهی
cargo insurance بیمه محموله
reinsurance بیمه اتکایی
reinsurance بیمه اتکائی
social insurance بیمه اجتماعی
assurer بیمه کننده
premium وثیقه حق بیمه
policy بیمه نامه
policies بیمه نامه
class d allotment کسورات بیمه
premium مبلغ بیمه
premiums مبلغ بیمه
premiums وثیقه حق بیمه
reinsure دوباره بیمه کردن
marine insurance بیمه حمل دریایی
indemnify غرامت بیمه زیان
insure بیمه بدست اوردن
socialized medicine بیمه پزشکی همگانی
public liability insurance بیمه تعهدات عمومی
all risk insurance بیمه تمام حوادث
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com