English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 151 (2 milliseconds)
English Persian
immenseness بزرگی عظمت
Search result with all words
Majesties بزرگی عظمت وشان واقتدار
Majesty بزرگی عظمت وشان واقتدار
vastitude عظمت بزرگی
vastity عظمت بزرگی
vastness عظمت بزرگی
Other Matches
enormousness عظمت
bigger با عظمت
augustness عظمت
biggest با عظمت
grandeur عظمت
big با عظمت
greatness عظمت
height عظمت
heights عظمت
imperial با عظمت
grandly با عظمت
enormity عظمت
enormities عظمت
grandness عظمت
direness عظمت
prodigiousness عظمت
magnificence عظمت
magneficence عظمت
mightiness عظمت
magnitude عظمت حجم
expansive delusion هذیان عظمت
delusion of grandeur هذیان عظمت
monumental architecture معماری با عظمت
awful ترس عظمت
monumentality عظمت ساختمانی
grandeur delusion هذیان عظمت
hugeness عظمت جثه
giantship عظمت جثه
grandness بزرگی
hugeness بزرگی
grandeur بزرگی
enlargements بزرگی
enlargement بزرگی
supercilicusness بزرگی
magneficence بزرگی
gloriousness بزرگی
voluminosity بزرگی
augustness بزرگی
bigness بزرگی
bulkiness بزرگی
magnifcation بزرگی
massiveness بزرگی
masterdom بزرگی
voluminesity بزرگی
largeness بزرگی
sizes بزرگی
size بزرگی
gentility بزرگی
magnitude بزرگی
greatness بزرگی
dignity بزرگی
hauteur بزرگی
eminency برامدگی بزرگی
man and boy چه در کودکی چه در بزرگی
to a greatness بزرگی یافتن
to a greatness به بزرگی رسیدن
immeasurableness بزرگی بی اندازه
formidability استحکام بزرگی
he did me a great wrong خطای بزرگی .....
magnanimity بزرگی طبع
megacephaly بزرگی بیش از حد سر
eminence برامدگی بزرگی
sample size بزرگی نمونه
Lordship سیادت بزرگی
Lordships سیادت بزرگی
headships بزرگی برتری
headship بزرگی برتری
so large باین بزرگی
aggrandizement افزایش بزرگی
amplitude دامنه بزرگی
she was nipped in the bud به بزرگی نرسید
order of magnitude مرتبه بزرگی
monstrousness شگفت انگیزی بزرگی
that is no great work کار بزرگی نیست
come a long way <idiom> برنامه بزرگی ریختن
pyralidid خانواده بزرگی ازپروانه ها
the meridian of glory اوج بزرگی یا جلال
great dangers overhang us خطرهای بزرگی ماراتهدیدمیکند
he is a great help او کمک بزرگی است
he is a great person شخص بزرگی است
too big for one's breeches/boots <idiom> احساس بزرگی کردن
to be toast [American E] <idiom> در دردسر بزرگی بودن
breadth of mind بزرگی یا وسعت فکر
bulk حجم بزرگی از چیزی
steatopygia بزرگی وفربهی کفل زنان
(when the) chips are down <idiom> بامشکل بزرگی مواجه شدن
decks مجموعه بزرگی از کارت پانچ ها
decked مجموعه بزرگی از کارت پانچ ها
piece deresistance مثلا تیکه بزرگی از گوشت
deck مجموعه بزرگی از کارت پانچ ها
he did me a great wrong بیعدالتی بزرگی نسبت به من کرد
great dangers overhang us خطرهای بزرگی متوجه ما است
great dangers impend over us خطرهای بزرگی مارا تهدیدمیکند
great dangers impend over us خطرهای بزرگی متوجه ما هستند
bias error خطایی با علامت و بزرگی ثابت
nothing great is easy هیچ کاری بزرگی اسان نیست
to roll a huge snowball گلوله بزرگی از برف درست کردن
loving cup پیاله بزرگی که در مهمانی ها بدست میدهند
A big rock rolled down the mountain. سنگ بزرگی از کوه بپایین غلتید
treadmills چرخ افقی بزرگی که زندانیان ان را بحرکت دراورند
anagoge بزرگی معنوی ارتقاء فکر بعالم علوی
breakers موج بزرگی که بساحل خورده ودرهم می شکند
broadsheet کاغذ بزرگی که یک روی ان چاپ شده باشد
mastiffs سگ بزرگی که گوش ها ولبهایش اویخته است بولدوگ
Police are out in force. نیروی پلیس با قدرت بزرگی ظاهر است.
rocking stone سنگ بزرگی که باندک زوری میتوان انراغلتانید
breaker موج بزرگی که بساحل خورده ودرهم می شکند
multivolume file فایل بسیار بزرگی که نیازمندبیش از یک بسته دیسک
mastiff سگ بزرگی که گوش ها ولبهایش اویخته است بولدوگ
anagogy بزرگی معنوی ارتقاء فکر بعالم علوی
treadmill چرخ افقی بزرگی که زندانیان ان را بحرکت دراورند
miller thumb یکجور ماهی قنات که کله بزرگی دارد
broadsheets کاغذ بزرگی که یک روی ان چاپ شده باشد
the propylaea نام در بزرگی که از ان واردACROPOLLS دژنامی اتن میشدند
internally blown flap فلپ بزرگی که جریان اصلی گازها به ان برخورد میکند
emphysema اتساع و بزرگی عضوی در اثر گاز یا هوا باد
aquaria شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
aquariums شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
aquarium شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
bell gear چرخدنده ثابت بزرگی درسیستم کاهش دور سیارهای
bigben ساعت بزرگی که بر برج پارلمان لندن نصب شده است
estuary دهانه رودخانه بزرگی که شتکیل خلیج کوچکی دهد مدخل
estuaries دهانه رودخانه بزرگی که شتکیل خلیج کوچکی دهد مدخل
multiplan یک صفحه گسترده الکترونیکی که شبکه بزرگی برای ورودی ها میدهد
to kiss hands دست پادشاه بزرگی راهنگام رفتن به ماموریت بعنوان بدرود بوسیدن
I am a great believer in using natural things for cleaning. من هوادار بزرگی در استفاده از چیزهای طبیعی برای تمیز کردن هستم.
yule log کنده بزرگی که شب میلادبمناسبت اغاز مراسم عید دربخاری منزل گذارند
band shell جایگاه دستهء موزیک که عقب ان بشکل صدف مقعر بزرگی است
bulk رسانهای که قادر به ذخیره سازی حجم بزرگی از داده با اندازه ها و حالتهای مختلف است
We consider it a great honor to have you here with us tonight. این برای ما افتخار بزرگی حساب میشود که امشب شما را اینجا همراه با ما داشته باشیم.
backlog کنده بزرگی که پشت اتش بخاری گذارده میشود موجودی جنسی که بابت سفارشات درانبارموجوداست جمع شدن
backlogs کنده بزرگی که پشت اتش بخاری گذارده میشود موجودی جنسی که بابت سفارشات درانبارموجوداست جمع شدن
number cruncher یک برنامه یا کامپیوتر که برای انجام مقادیر بزرگی ازمحاسبه و سایر دستکاریهای عددی طراحی شده است محاسبه
afro نوعی مدل مو در میان آفریقایی آمریکایی های دهه هفتاد میلادی که مو در آن به شکل دایره بزرگی اصلاح می شود.
batch ارسال سریع حجم بزرگی از داده بدون نیاز به تصدیق گیرنده برای هر داده
campus environment محل بزرگی که چندین اتصال کاربر با چندین شبکه دارد مثل دانشگاه یا بیمارستان
batches ارسال سریع حجم بزرگی از داده بدون نیاز به تصدیق گیرنده برای هر داده
If these projections are anywhere close to accurate, it would be a great success. اگر این پیش بینی ها حتی کمی دقیق باشند، این موفقیت بزرگی می بود.
department stores فروشگاه بزرگی که انواع مختلف کالا در ان بفروش میرسد و هر کالا در بخش خاص خود عرضه میگردد
department store فروشگاه بزرگی که انواع مختلف کالا در ان بفروش میرسد و هر کالا در بخش خاص خود عرضه میگردد
rate ارزیابی میزان خوبی چیزی یا بزرگی چیزی
rates ارزیابی میزان خوبی چیزی یا بزرگی چیزی
databank 1-حجم بزرگی از داده که به صورت ساخت یافته ذخیره شده است . 2-رکوردهای شخصی که در کامپیوتر ذخیره شده اند
Kasim Ushag design طرح قسیم اوشاق [عشاق] [مربوط به فرش های کاراباغ در قرن نوزدهم میلادی می باشد که در آن ترنج بزرگی به شکل لوزی متن را در بر گرفته و اشکال قلاب مانند در جهات مختلف بافته می شوند.]
compass rose دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com