English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
goitre بزرگ شدن غده تیروئید
goiter بزرگ شدن غده تیروئید
Other Matches
hypothyroidism کم کاری تیروئید
hyperthyroidism پرکاری تیروئید
thyroid gland غده تیروئید
goiterogenic ایادکننده تورم غده تیروئید
thyroid stimulating hormone هورمون محرک غده تیروئید
thyrotropic hormone هورمون محرک غده تیروئید
tsh هورمون محرک غده تیروئید
goitrogenic ایجاد کننده تورم غده تیروئید
My grandparents are six feet under. <idiom> پدر بزرگ و مادر بزرگ من فوت و به خاک سپرده شده اند.
megalomania مرض بزرگ پنداری خویش جنون انجام کارهای بزرگ
macropterous دارای بالهای دراز یا بزرگ بزرگ بال
big game صید ماهیهای بزرگ حیوانات بزرگ شکاری
fossil آدم پیر [پدر بزرگ ] [مادر بزرگ]
museum piece آدم پیر [پدر بزرگ ] [مادر بزرگ]
grandam مادر بزرگ ننه بزرگ
grandparents پدر بزرگ یا مادر بزرگ
so large چندان بزرگ بقدری بزرگ
grandparent پدر بزرگ یا مادر بزرگ
cray نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
smaller بزرگ نه
bandog سگ بزرگ
paternal grandmother نه نه بزرگ
big بزرگ
magacephalic بزرگ سر
majuscular بزرگ
extras بزرگ
gates در بزرگ
majuscule بزرگ
extra- بزرگ
extra بزرگ
smallest بزرگ نه
gross بزرگ
grosses بزرگ
grossest بزرگ
grossing بزرگ
nonus بزرگ
grossed بزرگ
biggest بزرگ
grosser بزرگ
megapod بزرگ پا
bigger بزرگ
vast بزرگ
gate در بزرگ
macrocephalic بزرگ سر
mightiest بزرگ
bulkier بزرگ
bulkiest بزرگ
bulky بزرگ
dignified بزرگ
adult بزرگ
adults بزرگ
full bottomed بزرگ
canis major سگ بزرگ
egregious بزرگ
decuman بزرگ
canis majoris سگ بزرگ
considerably large بس بزرگ
headmen بزرگ
headman بزرگ
macro بزرگ
long ton تن بزرگ
mighty بزرگ
great بزرگ
great- بزرگ
greatest بزرگ
majestic بزرگ
of a large size بزرگ
large sized a بزرگ
large sized بزرگ
king size بزرگ
immane بزرگ
hugeous بزرگ
massive بزرگ
massively بزرگ
mightier بزرگ
grave بزرگ
jumbos بزرگ
highest بزرگ
doyenne زن بزرگ
highs بزرگ
jumbo بزرگ
major بزرگ
majored بزرگ
majoring بزرگ
high بزرگ
graves بزرگ
gravest بزرگ
doyennes زن بزرگ
spankings بزرگ
spanking بزرگ
extensive بزرگ
vasty بزرگ
eminent بزرگ
swith بزرگ
enormous بزرگ
largest بزرگ
stour بزرگ
larger بزرگ
large بزرگ
propylon در بزرگ
voluminous بزرگ
small بزرگ نه
walloping بزرگ
wallopings بزرگ
swingeing بزرگ
mausoleum ارامگاه بزرگ
archpriest کشیش بزرگ
swell بزرگ شدن
argosy کشتی بزرگ
mausoleums ارامگاه بزرگ
swelled بزرگ شدن
maximizing بزرگ کردن
maximizes بزرگ کردن
maximized بزرگ کردن
maximize بزرگ کردن
archenemy دشمن بزرگ
archduke دوک بزرگ
archduchess دوشس بزرگ
aggrandise بزرگ کردن
aggrandise بزرگ شدن
aggrandize بزرگ کردن
antrum غار بزرگ
arch fiend دیو بزرگ
archfiend دیو بزرگ
archbshop اسقف بزرگ
zoomed بزرگ کردن
arch enemy دشمن بزرگ
lives of great men مردمان بزرگ
maximising بزرگ کردن
the wain خرس بزرگ
magnifying بزرگ کردن
bonefire اتش بزرگ
bronchocele بزرگ شدگی
caldron کتری بزرگ
magnify بزرگ کردن
magnifies بزرگ کردن
charles's wain خرس بزرگ
case knife چاقوی بزرگ
magnified بزرگ کردن
grandmother مادر بزرگ
big league لیگ بزرگ
grandmothers مادر بزرگ
maximises بزرگ کردن
avous پدر بزرگ
grand father پدر بزرگ
bollards موت بزرگ
bass drum طبل بزرگ
bass fiddle ویلن سل بزرگ
big bang انفجار بزرگ
maximised بزرگ کردن
dilating بزرگ کردن
dilates بزرگ کردن
dilate بزرگ کردن
capital letter حرف بزرگ
magnum opus کار بزرگ
longbow کمان بزرگ
longbows کمان بزرگ
enlarging بزرگ کردن
emporia بازار بزرگ
emporium بازار بزرگ
tankards ابخوری بزرگ
tankard ابخوری بزرگ
emporiums بازار بزرگ
heaved بزرگ کردن
heave بزرگ کردن
lumps بزرگ شدن
viola ویولن بزرگ
bollard موت بزرگ
lofty بلند بزرگ
bonfires اتش بزرگ
bonfire اتش بزرگ
grandest بزرگ مهم
grander بزرگ مهم
grand بزرگ مهم
hunk تکه بزرگ
lump بزرگ شدن
lumped بزرگ شدن
cataclysm سیل بزرگ
cataclysms سیل بزرگ
billowing موج بزرگ اب
billowed موج بزرگ اب
billow موج بزرگ اب
distends بزرگ کردن
distending بزرگ کردن
distend بزرگ کردن
magnification بزرگ نمایی
magnifications بزرگ نمایی
zoom بزرگ کردن
zooms بزرگ کردن
billows موج بزرگ اب
paterfamilias بزرگ خانواده
bulldog نوعی سگ بزرگ
blunder اشتباه بزرگ
blundered اشتباه بزرگ
blundering اشتباه بزرگ
blunders اشتباه بزرگ
storing مغازه بزرگ
store مغازه بزرگ
whackings خیلی بزرگ
whacking خیلی بزرگ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com