Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
enlarged tonsils
بزرگ شدگی لوزه ها
[پزشکی]
Other Matches
bronchocele
بزرگ شدگی
gelation
بسته شدگی سفت شدگی
imminution
کم شدگی باریک شدگی
amygdala
لوزه
tonsil
لوزه
tonsils
لوزه
tonsil
لوزه
[کالبدشناسی]
tonsillitis
اماس لوزه
tonsillectomy
عمل لوزه
enlarged tonsils
تورم لوزه ها
[پزشکی]
tonsillotomy
برش وقطع لوزه
trend
الودگی لوزه وحلق وگلوباسیل
trends
الودگی لوزه وحلق وگلوباسیل
tonsillitis
ورم لوزه زهر باد
pharyngeal tonsil
لوزه سوم
[کالبدشناسی]
[زیست شناسی]
adenoid
لوزه سوم
[کالبدشناسی]
[زیست شناسی]
nasopharyngeal tonsil
لوزه سوم
[کالبدشناسی]
[زیست شناسی]
adenoidectomy
عمل برداشتن لوزه سوم
[پزشکی]
pharyngeal tonsil
لوزه سوم
[پزشکی]
[کالبد شناسی بدن انسان]
adenoid
لوزه سوم
[پزشکی]
[کالبد شناسی بدن انسان]
nasopharyngeal tonsil
لوزه سوم
[پزشکی]
[کالبد شناسی بدن انسان]
My grandparents are six feet under.
<idiom>
پدر بزرگ و مادر بزرگ من فوت و به خاک سپرده شده اند.
megalomania
مرض بزرگ پنداری خویش جنون انجام کارهای بزرگ
macropterous
دارای بالهای دراز یا بزرگ بزرگ بال
big game
صید ماهیهای بزرگ حیوانات بزرگ شکاری
museum piece
آدم پیر
[پدر بزرگ ]
[مادر بزرگ]
fossil
آدم پیر
[پدر بزرگ ]
[مادر بزرگ]
grandparent
پدر بزرگ یا مادر بزرگ
grandam
مادر بزرگ ننه بزرگ
grandparents
پدر بزرگ یا مادر بزرگ
so large
چندان بزرگ بقدری بزرگ
cray
نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
depressions
کم شدگی
depression
کم شدگی
neck
نخ شدگی
necks
نخ شدگی
erection
شق شدگی
erections
شق شدگی
geniculation
خم شدگی
the mast has raked
کج شدگی
bottling
نخ شدگی
dostortion
کج شدگی
embeddeness
حک شدگی
turn over
واژگون شدگی
carburization
پودر شدگی
concretion
سفت شدگی
petrifaction
سنگ شدگی
comminution
خرد شدگی
tight coupling
جفت شدگی
detruncation
کوتاه شدگی
polarization
قطبی شدگی
crookedness
انحناء و کج شدگی
dispersion
پخش شدگی
coagulation
دلمه شدگی
scleriasis
سفت شدگی
strobilation
باریک شدگی
congestion
جمع شدگی
recvrvature
دولا شدگی
pulverization
خرد شدگی
puchery
جمع شدگی
translocation
جابجا شدگی
invagination
غلاف شدگی
flocculence
قلنبه شدگی
flagginess
ول شدگی اویختگی
fixedness
تثبیت شدگی
expurgation
پاک شدگی
expunction
پاک شدگی
eviration
هذیان زن شدگی
erasure
پاک شدگی
expulsions
بیرون شدگی
leakage
فاش شدگی
leakages
فاش شدگی
gasification
تبخیر شدگی
intensification
افزون شدگی
lateral yield
له شدگی جانبی
liquescence
مایع شدگی
incalescence
گرم شدگی
contractions
جمع شدگی
contraction
جمع شدگی
homogenization
هم جنس شدگی
gelidity
بسته شدگی
necking
باریک شدگی
distotion factor
ضریب کج شدگی
scarlet
سرخ شدگی
dilution
رقیق شدگی
diminution
کم شدگی تحقیر
sprains
رگ برگ شدگی
spraining
رگ برگ شدگی
sprained
رگ برگ شدگی
sprain
رگ برگ شدگی
desuetude
موقوف شدگی
acceptability
قبول شدگی
paralysation
فلج شدگی
nigrescence
سیاه شدگی
occlusion
بسته شدگی
occlusion
جفت شدگی
coupling
جفت شدگی
depressions
گود شدگی
depression
گود شدگی
pairing
جفت شدگی
expulsion
بیرون شدگی
diffusion
پخش شدگی
offsetting
دوخم شدگی
offset
دوخم شدگی
conglomerations
گلوه شدگی
conglomeration
گلوه شدگی
damnation
لعنت شدگی
hardening
سفت شدگی
narrowing
تنگ شدگی
blots
پاک شدگی
smelting
ذوب شدگی
puckers
جمع شدگی
puckering
جمع شدگی
locking
قفل شدگی
puckered
جمع شدگی
pucker
جمع شدگی
elongation
دراز شدگی
shrinkage
چروک شدگی
shortening
کوتاه شدگی
sclerosis
سخت شدگی
hybridization
هیبرید شدگی
blotted
پاک شدگی
encrustations
دلمه شدگی
encrustation
دلمه شدگی
acetification
ترش شدگی
petrification
سنگ شدگی
blotting
پاک شدگی
removal
جدا شدگی
purler
پرت شدگی از سر
choking
اب بند شدگی
fading
محو شدگی
blot
پاک شدگی
diffraction broadening
پهن شدگی پراشی
edge triggered
با رها شدگی لبهای
constriction
فشار تنگ شدگی
breaking
پاره گی قطع شدگی
shrinking
انقباض چوروک شدگی
constrictions
فشار تنگ شدگی
shrinkage
وابست جمع شدگی
depressions
گود شدگی فرودافت
depression
گود شدگی فرودافت
shrinks
انقباض چوروک شدگی
shrink
انقباض چوروک شدگی
disseisin
محروم شدگی ازتصرف
condensation
جمع شدگی تکاثف
degree of shrinkage
ضریب جمع شدگی
sclerosis
سفت شدگی بافتها
gerontomorphosis
پیر شدگی نژاد
supersession
جانشینی لغو شدگی
hepatization
سفت شدگی بافته
accru
اجتماع فراهم شدگی
maladies
فاسد شدگی بیماری
malady
فاسد شدگی بیماری
shrinkage stress
خستگی جمع شدگی
shrinkage coefficient
ضریب جمع شدگی
digression
پرت شدگی ازموضوع
encephalomalacia
نرم شدگی مغز
delusion of control
هذیان کنترل شدگی
erasure
حک جای پاک شدگی
hyperostosis
کلفت شدگی استخوان
yielding
تسلیم شدگی فلز
malposition
جابجا شدگی جنین
scleroma
سفت شدگی بافتها
scloroderma
سفت شدگی پوست
erethism
تحریک شدگی زیاد
varicosity
گشاد شدگی سیاهرگ
incarcerated hernia
جمع شدگی کیسه فتق
dipole dipole coupling
جفت شدگی دو قطبی- دوقطبی
strobilization
تشکیل رشته باریک شدگی
dc coupling
جفت شدگی جریان مستقیم
shrinkage prevention
وسیله جلوگیری از جمع شدگی
fixations
خیره شدگی تعلق خاطر
scrappiness
اوراق شدگی ستیزه جویی
fixation
خیره شدگی تعلق خاطر
scoliosis
کج شدگی تیره پشت ازپهلو
depigmentation
بیرنگ شدگی رنگ رفتگی
domesticity
زندگانی خانگی رام شدگی
coupling
جفت شدگی اتصال درگیری
senile keratosis
کلفت شدگی پوست درنتیجه پیری
individuation
تک شدگی تشخیص فرد در جمع شخصیت
hydrargyia or rism
مسموم شدگی از جیوه ناخوشی سیمابی
budding
تولید مثل غیرجنسی از طریق ایجاد قلمبه شدگی در بخشی از بدن جاندار
self insurance
بیمه شدگی توسط خویشتن بیمه شدن پیش خود
lobation
قطعه قطعه شدگی مقطع زائده اویخته
couplement
عمل امتزاج و جفت کردن جفت شدگی
acceptance test
آزمایش کوچک شدگی آزمایش برداشت
hyprostosis
رویش غیر طبیعی استخوان کلفت شدگی استخوان برامدگی استخوان
hugeous
بزرگ
highest
بزرگ
considerably large
بس بزرگ
small
بزرگ نه
great-
بزرگ
bandog
سگ بزرگ
canis major
سگ بزرگ
canis majoris
سگ بزرگ
large sized
بزرگ
large sized a
بزرگ
of a large size
بزرگ
immane
بزرگ
king size
بزرگ
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com