Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (20 milliseconds)
English
Persian
magnifier
بزرگ کننده
Search result with all words
micro
کم بزرگ کننده
micros
کم بزرگ کننده
Other Matches
My grandparents are six feet under.
<idiom>
پدر بزرگ و مادر بزرگ من فوت و به خاک سپرده شده اند.
megalomania
مرض بزرگ پنداری خویش جنون انجام کارهای بزرگ
big game
صید ماهیهای بزرگ حیوانات بزرگ شکاری
fossil
آدم پیر
[پدر بزرگ ]
[مادر بزرگ]
museum piece
آدم پیر
[پدر بزرگ ]
[مادر بزرگ]
macropterous
دارای بالهای دراز یا بزرگ بزرگ بال
grandparents
پدر بزرگ یا مادر بزرگ
so large
چندان بزرگ بقدری بزرگ
grandparent
پدر بزرگ یا مادر بزرگ
grandam
مادر بزرگ ننه بزرگ
cray
نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
altitude/height hold
متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
inhibitor
کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
marshaller
هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
propounder
ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
quick disconnect coupling
کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primers
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor
گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primer
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network
یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
steam fitter
نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
del credere
وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
distractive
گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
interceptors
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
makgi boowi
نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
vasomotor
اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
interceptor
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
detonators
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
changer
دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
detonator
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
search jammer
تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
prepossessing
مجذوب کننده جلب توجه کننده
claqueur
تشویق کننده
[یا هو کننده]
استخدام شده
padding
پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
expostulator
سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
suppressive
خنثی کننده اتش سرکوب کننده
sprining charge
خرج چال کننده یا گود کننده
astigmatizer
وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order
دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
supplicants
درخواست کننده تضرع کننده
coordinator
هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
contractive
جمع کننده چوروک کننده
transmitters
منتقل کننده مخابره کننده
transmitter
منتقل کننده مخابره کننده
thickener
غلیظ کننده پرپشت کننده
thickeners
غلیظ کننده پرپشت کننده
oppressive
خورد کننده ناراحت کننده
whetstone
تیز کننده تند کننده
modulator demodulator
تلفیق کننده- تفکیک کننده
preventive
حفافت کننده جلوگیری کننده
vibrator
ارتعاش کننده نوسان کننده
vibrators
ارتعاش کننده نوسان کننده
presentor
ارائه کننده معرفی کننده
modifier
اصلاح کننده تعدیل کننده
modifiers
اصلاح کننده تعدیل کننده
corrupter
فاسد کننده منحرف کننده
supplicant
درخواست کننده تضرع کننده
corruptor
فاسد کننده منحرف کننده
provisioner
تدارک کننده تهیه کننده
hanger
اویزان کننده معلق کننده
practicer
تمرین کننده مشق کننده
cogitator
اندیشه کننده مطالعه کننده
trimmer
دستکاری کننده صاف کننده
homager
تجلیل کننده کرنش کننده
hangers
اویزان کننده معلق کننده
gesticulant
اشاره کننده وحرکت کننده
lifter
مرتفع کننده برطرف کننده
acknowledger
تصدیق کننده قبول کننده
insulators
جدا کننده عایق کننده
suberter
سرنگون کننده تضعیف کننده
toasters
سرخ کننده برشته کننده
sniffy
افهار تنفر کننده فن فن کننده
desolater
ویران کننده متروک کننده
desolator
ویران کننده متروک کننده
discriminant
تفکیک کننده جدا کننده
toaster
سرخ کننده برشته کننده
favourer
یاری کننده مساعدت کننده
the producer and the consumer
تولید کننده و مصرف کننده
thwarter
خنثی کننده مسدود کننده
accaimer
هلهله کننده تحسین کننده
insulator
جدا کننده عایق کننده
designative
اشاره کننده تعیین کننده
diverting
سرگرم کننده منحرف کننده
divider
جدا کننده تقسیم کننده
spell binder
مسحور کننده مجذوب کننده
prosecutors
پیگرد کننده تعقیب کننده
intermediary
وساطت کننده مداخله کننده
intermediaries
وساطت کننده مداخله کننده
presenters
ارائه کننده معرفی کننده
venerator
تکریم کننده ستایش کننده
presenter
ارائه کننده معرفی کننده
striking force
نیروی تک کننده یا کمین کننده
prosecutor
پیگرد کننده تعقیب کننده
fuel cooled oil cooler
خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
skeletonizer
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
dragger
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer
ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity
یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
agent authentication
معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
parity bit
عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
component
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
immane
بزرگ
hugeous
بزرگ
enormous
بزرگ
largest
بزرگ
voluminous
بزرگ
egregious
بزرگ
gross
بزرگ
grossed
بزرگ
highest
بزرگ
grosses
بزرگ
grossest
بزرگ
grossing
بزرگ
high
بزرگ
megapod
بزرگ پا
larger
بزرگ
highs
بزرگ
large
بزرگ
nonus
بزرگ
walloping
بزرگ
considerably large
بس بزرگ
gates
در بزرگ
spankings
بزرگ
stour
بزرگ
wallopings
بزرگ
doyenne
زن بزرگ
majoring
بزرگ
swingeing
بزرگ
doyennes
زن بزرگ
majored
بزرگ
major
بزرگ
biggest
بزرگ
propylon
در بزرگ
bulkier
بزرگ
massive
بزرگ
eminent
بزرگ
mightier
بزرگ
bulkiest
بزرگ
grave
بزرگ
graves
بزرگ
massively
بزرگ
full bottomed
بزرگ
decuman
بزرگ
headman
بزرگ
headmen
بزرگ
spanking
بزرگ
extensive
بزرگ
vasty
بزرگ
gravest
بزرگ
bulky
بزرگ
small
بزرگ نه
smaller
بزرگ نه
smallest
بزرگ نه
big
بزرگ
vast
بزرگ
mighty
بزرگ
mightiest
بزرگ
extras
بزرگ
extra-
بزرگ
extra
بزرگ
swith
بزرگ
dignified
بزرگ
adult
بزرگ
adults
بزرگ
paternal grandmother
نه نه بزرگ
bigger
بزرگ
king size
بزرگ
jumbo
بزرگ
macrocephalic
بزرگ سر
magacephalic
بزرگ سر
gate
در بزرگ
majestic
بزرگ
bandog
سگ بزرگ
long ton
تن بزرگ
great
بزرگ
great-
بزرگ
large sized
بزرگ
greatest
بزرگ
macro
بزرگ
canis majoris
سگ بزرگ
grosser
بزرگ
majuscular
بزرگ
of a large size
بزرگ
large sized a
بزرگ
canis major
سگ بزرگ
majuscule
بزرگ
jumbos
بزرگ
user freindly
اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
dismantling shot
تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
voltage stabilizer
تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
amplify
بزرگ شدن
amplifying
بزرگ شدن
great persons
مردمان بزرگ
great persons
اشخاص بزرگ
great gross
قراص بزرگ
bring up
<idiom>
بزرگ کردن
a large car
یک اتومبیل بزرگ
amplified
بزرگ شدن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com