English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (8 milliseconds)
English Persian
mixed highs بسامدهای زیاد مخلوط شده
Other Matches
compression ignition احتراق مخلوط سوخت و هوادر اثر دمای زیاد حاصل ازترکم و فشار زیاد در سیلندرموتور دیزل
s.h.f بسامدهای فوق بسیار
super high frequencies بسامدهای فوق بسیار
admix مخلوط شدن بهم پیوستن مخلوط کردن امیختن
auto rich مخلوط غلیظ سوخت و هوا که نسبت ان توسط کنترل کننده مخلوط اتوماتیک درکاربوراتور ثابت نگهداشته میشود
load call وسیلهای مملو از سیال برای ایجاد نیروهای زیاد با دقت زیاد
I didnt get much sleep. زیاد خوابم نبرد ( زیاد نخوابیدم)
overbuild زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
to hold somebody in great respect کسی را زیاد محترم داشتن [احترام زیاد گذاشتن به کسی]
blending مخلوط
compost مخلوط
mixed مخلوط
admixture مخلوط
admixtion مخلوط
blent مخلوط شد
confused مخلوط
hash مخلوط
anti freeze mixture مخلوط ضد یخ
macedoine مخلوط
mixture مخلوط
mixtures مخلوط
blends مخلوط
blend مخلوط
mixers مخلوط کن
composite مخلوط
mixer مخلوط کن
blenders مخلوط کن
blender مخلوط کن
weak mixture مخلوط ضعیف
intermeddle مخلوط کردن
mixer مخلوط کننده
commix مخلوط کردن
meddle مخلوط کردن
staffs مخلوط سیمان و گچ
staffed مخلوط سیمان و گچ
staff مخلوط سیمان و گچ
mingles مخلوط کردن
blent مخلوط کرد
azeotropic mixture مخلوط همجوش
batch mixer مخلوط کن ضربهای
azeotropic mixture مخلوط ازئوتروپ
hot mixer مخلوط کننده
crab cocktail مخلوط خرچنگ
mingled مخلوط کردن
mingle مخلوط کردن
intercarrier buzz وزوز مخلوط
intercarrier beat زنه مخلوط
duplex pressure proportioner مخلوط کن دو فشاری
immiscible مخلوط نشدنی
terpenoid مخلوط باترپن
interlard مخلوط کردن
mingling مخلوط کردن
cryogen مخلوط سرمازا
pug mill اسیای گل مخلوط کن
rich mix مخلوط پر مایه
concrete mix مخلوط بتن
confect مخلوط کردن
mixers مخلوط کننده
laudanum مخلوط افیون
blends مخلوط امیختگی
puddle مخلوط کردن
melt مخلوط کردن
melts مخلوط کردن
puddles مخلوط کردن
mixtures بتن مخلوط کن
blends مخلوط کردن
mixture بتن مخلوط کن
porridge چیز مخلوط
proportioner مخلوط کن شیمیایی
heterogeneous mixture مخلوط ناهمگن
miscible مخلوط شدنی
mixing in place امیختن در جا مخلوط در جا
mixture control کنترل مخلوط
blend مخلوط کردن
blend مخلوط امیختگی
ternary mixture مخلوط سه تایی
gas mixture مخلوط گاز
syncrasy مخلوط کردن
admix مخلوط کردن
mixing مخلوط کردن
homogeneous mixture مخلوط همگن
intermingle با هم مخلوط کردن
intermingled با هم مخلوط کردن
intermingles با هم مخلوط کردن
powder mixer گرد مخلوط کن
hash مخلوط کردن
unscourced wool پشم مخلوط
mixes امیزه مخلوط
mix مخلوط ترکیبی
intermingling با هم مخلوط کردن
mix امیزه مخلوط
solid solution کریستال مخلوط
mixes مخلوط ترکیبی
lean mixture مخلوط رقیق
mixed semiconductor نیمرسانای مخلوط
mixed glue چسب مخلوط
mixed gas گاز مخلوط
mixed crystal کریستال مخلوط
meddles مخلوط کردن
unadulterated مخلوط نشده
meddled مخلوط کردن
mell مخلوط کردن
melange مخلوط امیختگی
ready mixed paints رنگهای مخلوط اماده
souse با ترشی مخلوط کردن
rotary drum mixer مخلوط کننده طبلکی
hc mixture مخلوط هیدروکلرید یا گازخفه کن
brandy با کنیاک مخلوط کردن
gas air mixture مخلوط بنزین و هوا
burden مخلوط کردن بار
mixed crude oil نفت خام مخلوط
mixer stage طبقه مخلوط کننده
creole دارای نژاد مخلوط
creoles دارای نژاد مخلوط
mixing blade قاشقک مخلوط کننده
mixture of tar and bitumen مخلوط قطران و قیر
modulator لامپ مخلوط کننده
organic silt مخلوط بامواد الی
mishmash مخلوط اش شله قلمکار
miscible مخلوط شدنی امیزنده
mixer tube لامپ مخلوط کننده
burdens مخلوط کردن بار
immiscibility حالت مخلوط نشدنی
intercarrier sound system کانال صوتی مخلوط
batch اندازه مخلوط بتن
batches اندازه مخلوط بتن
intermix در هم امیختن با هم مخلوط کردن
jet mixer مخلوط کننده با فشار اب
olio مخلوط چیزدرهم ریخته
shuffle بهم مخلوط کردن
brandies با کنیاک مخلوط کردن
etherize بااتر مخلوط کردن
fuel oil mixture مخلوط روغن و سوخت
commingle بهم مخلوط کردن
mix امیختن مخلوط کردن
harshest مخلوط بتن سفت
harsher مخلوط بتن سفت
agitation مخلوط کردن اشفتگی
ethylate بااتیل مخلوط کردن
frequency mixer مخلوط کننده یا میکسرفرکانس
harsh مخلوط بتن سفت
mix مخلوط کردن ترکیب
turn the mortar مخلوط کردن ملات
mixes مخلوط کردن ترکیب
mixes امیختن مخلوط کردن
dry blending مخلوط سازی خشک
shuffled بهم مخلوط کردن
shuffles بهم مخلوط کردن
shuffling بهم مخلوط کردن
unalloyed غیر مخلوط خالص
cross loading مخلوط کردن بارها
composite lightweight concrete بتن سبک مخلوط
tempers مخلوط کردن مزاج
continous mixer مخلوط کننده دائمی
tempered مخلوط کردن مزاج
temper مخلوط کردن مزاج
detrital cone مخلوط افکنه واریزهای
complexly بطور پیچیده یا مخلوط
angola yarn نوعی نخ مخلوط از پنبه و پشم
float بستنی مخلوط با شربت وغیره
cement mixer بتون مخلوط کن [ساخت و ساختمان]
mortar mill مخلوط کن ملات یا ماشین ملاتساز
concrete mixer بتون مخلوط کن [ساخت و ساختمان]
potpourris تنوع مخلوط درهم وبرهم
potpourri تنوع مخلوط درهم وبرهم
modulator طبقه مخلوط کننده مدولاتور
milk-shakes مخلوط شیر وشربت وبستنی
milk-shake مخلوط شیر وشربت وبستنی
milk shake مخلوط شیر وشربت وبستنی
pop سوخت مخلوط متانول و نیترومتان
popped سوخت مخلوط متانول و نیترومتان
pops سوخت مخلوط متانول و نیترومتان
admix مخلوط شدن امیزش کردن
floated بستنی مخلوط با شربت وغیره
floats بستنی مخلوط با شربت وغیره
milk punch مشروبات مخلوط با شیر وقند
hot metal mixre مخلوط کننده اهن خام
gas ligther اتش زنه مخلوط گاز
roil مخلوط کردن سرگردان شدن
blender ماشین مخصوص مخلوط کردن
thermit welding جوش مخلوط الومینیم و اکسیداهن
hybrida گیاه یاجانور دورگه مخلوط
fuel air mixture ratio نسبت مخلوط سوخت و هوا
gannister مخلوط کوارتز و خاک نسوز
immingle بهم امیختن مخلوط کردن
ganister مخلوط کوارتز و خاک نسوز
random mixed مخلوط شدن به طور شانسی
terpenic ترپن دار مخلوط باترپن
thermit مخلوط پودر الومینیم و اکسیداهن
blenders ماشین مخصوص مخلوط کردن
ice point دمای تعادل مخلوط اب و یخ در فشار استاندارد
platinize با پلاتین و ترکیبات ان مخلوط کردن یا اندودن
wassail ابجو یاشراب مخلوط با ادویه وشکر
sugars ماده قندی با شکر مخلوط کردن
eggnog مخلوط زرده تخم مرغ و شیر
ratafee مشروب الکلی مخلوط با بادام تلخ
ratafia مشروب الکلی مخلوط با بادام تلخ
scrambled eggs نیمروی زرده و سفیده مخلوط شده
truck mixing مخلوط کردن بتن روی کامیون
sugar ماده قندی با شکر مخلوط کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com