English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 240 (11 milliseconds)
English Persian
pack بسته
packs بسته
bundle بسته
bundles بسته
bundling بسته
stack بسته
stacked بسته
stacks بسته
shut بسته
shuts بسته
shutting بسته
closed بسته
solid بسته
solids بسته
packet بسته
packets بسته
barred بسته
connected بسته
shook بسته
package بسته
packaged بسته
packages بسته
parcel بسته
parcels بسته
kit بسته
kits بسته
clotted بسته
jellied بسته
bunged up بسته
clotty بسته
corked بسته
curdy بسته
fardel بسته
grumous بسته
imperforate بسته
pack box بسته
pent بسته
trusser بسته
uncrossed بسته
strikebound بسته
Other Matches
packets بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
packet بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
packaging ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
child window پنجره کوچکتر نمیتواند از مرز پنجره بزرگتر خارج شود و وقتی پنجره اصلی بسته است آن هم بسته میشود
gift wrap بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
multicast packet بسته داده که به آدرسهای شبکه انتخاب شده ارسال میشود. یک بسته راه دور به تمام ایستگاههای شبکه فرستاده میشود
slated items مواد سوختی قوال و بسته بندی شده مواد سوختی یک جاو در بسته
crossed chaque چک بسته
crossed cheque چک بسته
ice bound یخ بسته
datagram یچ بسته
bagful یک بسته
pinioned کت بسته
packed بسته ای
fronted صف بسته
interdependent به هم بسته
logical یچ بسته
package بسته بندی
assumed بخود بسته
tongue-tied زبان بسته
blindfolds چشم بسته
right round bracket پرانتز بسته
blindfolding چشم بسته
van کامیون سر بسته
close column ستون بسته
dog دفاع بسته
case numbers شماره بسته ها
shook بسته کردن
box trail سهم بسته
bound electron الکترون بسته
bound charge بار بسته
blocked opening درگاه بسته
blind fold با چشم بسته
right parenthesis ) پرانتز بسته
as the case may be بسته بمورد
application package بسته کاربردی
aleatory بسته به بخت
vans کامیون سر بسته
blindfolded چشم بسته
dogging دفاع بسته
disabled <adj.> <past-p.> بسته شده
coagulum خون بسته
kits بسته لوازم
packages بسته بندی
kit بسته لوازم
closed <adj.> <past-p.> بسته شده
barred <adj.> <past-p.> بسته شده
blocked <adj.> <past-p.> بسته شده
barricaded <adj.> <past-p.> بسته شده
dogs دفاع بسته
locked <adj.> <past-p.> بسته شده
blindfold چشم بسته
closed shops سیستم بسته
closed shop سیستم بسته
packaged بسته بندی
closed circuits مدار بسته
closed circuit مدار بسته
close-fisted <adj.> دست بسته
set in بسته شدن
internal drainage ابریز بسته
icebound یخ بند یخ بسته
survival pack بسته نجات
to shut down بسته شدن
homogamy زناشویی بسته
tongue tied زبان بسته
grume خون بسته
gelidity بسته شدگی
food packet بسته غذایی
flat pack بسته مسطح
dunnage بسته بندی
disk pack گروه بسته
disk pack بسته دیسک
disk pack گرده بسته
young ice یخ تازه بسته
investment castings ریخته گی بسته
investment foundry ریخته گی بسته
iron bound با اهن بسته
program package بسته برنامه
pre assembled پیش بسته
shut down بسته شدن
parcel post بسته پستی
shut in personality شخصیت بسته
on the rope بهم بسته
occlusion بسته شدگی
shutt down بسته شدن
mare clausum دریای بسته
lockfast محکم بسته
large n سر بسته همینطوری
lappermilk شیر بسته
lamblkin زبان بسته
it is a question of money موضوع بسته به
ironbound با اهن بسته
unopened بسته - بازنشده
package holiday گشت بسته ای
all-expense tour گشت بسته ای
closed routine روال بسته
closed network شبکه بسته
closed mind ذهن بسته
closed loop حلقه بسته
closed group گروه بسته
closed game بازی بسته
manacled <adj.> دست بسته
closed fist مشت بسته
closed file فایل بسته
closed file ستون بسته
tied up <adj.> دست بسته
closed economy اقتصاد بسته
closed society جامعه بسته
closed subroutine زیرروال بسته
cruor خون بسته
congealable بسته شدنی
coil of rope بسته طناب
package tour گشت بسته ای
closed variation واریاسیون بسته
finite universe جهان بسته
closed universe جهان بسته
closed traverse پیمایش بسته
closed system سازگان بسته
closed system سیستم بسته
closed system نظام بسته
closed area منطقه بسته
draft بسته کالا
shutting بسته شدن
post بسته پستی
clogging بسته شدن
armful یک بغل یک بسته
closure بسته شدن
dumb زبان بسته
closures بسته شدن
drafted بسته کالا
covers بسته بندی
packs بسته کردن
pack بسته کردن
armfuls یک بغل یک بسته
packing بسته بندی
drafts بسته کالا
coverings بسته بندی
dumber زبان بسته
dumbest زبان بسته
packers بسته بند
packaging بسته بندی
packer بسته بند
shut بسته شدن
shuts بسته شدن
closed محرمانه بسته
packets بسته کوچک
packet بسته کوچک
post- بسته پستی
posted بسته پستی
cover بسته بندی
posts بسته پستی
queen of hearts کلید درهای بسته
pre packing بسته بندی از قبل
closed circuit battery باتری با مدار بسته
closed bus system سیستم گذر بسته
palletized بسته بندی شده
packets بسته بندی کردن
claustrophilia میل به مکانهای بسته
parceling بسته بندی کردن
case numbers شماره بسته بندی
removable باز و بسته شونده
bottom casting قطعات ریخته گی بسته
to commit oneself خودراگرفتاریا بسته کردن
software package بسته نرم افزاری
air entrained concrete بتن باهوای بسته
sloughy پر از لجن دله بسته
slide show package بسته نمایش اسلاید
captive balloon بالون بزمین بسته
shorted half wave line خط نیم موج بسته
blind drainage area حوزه ابریز بسته
packed بسته بندی شده
shorted quarter wave line خط ربع موج بسته
bolson حوزه ابریز بسته
blindfold chess شطرنج چشم بسته
screw up پیچیدن بسته کاغذ
trade pack بسته بندی تجاری
closed circuit tunnel تونل مدار بسته
closed coil armature ارمیچر مدار بسته
correlated spectroscopy طیف بینی هم بسته
crossed and uncreate cheques چکهای بسته ونبسته
normally closed contact اتصال معمولا بسته
crud شیر بسته شده
culture bound tests ازمونهای فرهنگ- بسته
current circuit مسیر بسته جریان
magnetic tape deck بسته نوار مغناطیسی
wisp بسته بقچه بندی
lock out بسته شدن کارخانه
lion skin دلیری بخود بسته
export packing بسته بندی صادراتی
gelid کاملاسرد و بسته شده
investment castings process فرایند ریخته گی بسته
investment castings قطعات ریخته گی بسته
interdepend بسته بهم بودن
straw پوشال بسته بندی
straws پوشال بسته بندی
packaged software بسته پیش نوشته
paleocrystic یخ بسته از زمانهای پیشین
packet بسته بندی کردن
closed formation فرم بسته پیادهای
taut محکم بسته شده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com