Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 300 (19 milliseconds)
English
Persian
packed
بسته بندی شده
palletized
بسته بندی شده
Search result with all words
packaging
بسته بندی
packaging
ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
pack
بسته بندی کردن
packs
بسته بندی کردن
cover
بسته بندی
coverings
بسته بندی
covers
بسته بندی
docket
لیست محتوای بسته بندی برچسب
docketed
لیست محتوای بسته بندی برچسب
docketing
لیست محتوای بسته بندی برچسب
dockets
لیست محتوای بسته بندی برچسب
assembly line
دستگاهی که اشیاء یا مصنوعاتی را پشت سرهم ردیف میکند تا بمحل بسته بندی برسد
assembly lines
دستگاهی که اشیاء یا مصنوعاتی را پشت سرهم ردیف میکند تا بمحل بسته بندی برسد
wrapper
لفاف بسته بندی جلد کتاب
wrapper
بسته بندی کاغذ روپوش
wrappers
لفاف بسته بندی جلد کتاب
wrappers
بسته بندی کاغذ روپوش
straw
پوشال بسته بندی
straws
پوشال بسته بندی
case
جعبه مقوایی یا چوبی جهت بسته بندی و حمل کالا
cases
جعبه مقوایی یا چوبی جهت بسته بندی و حمل کالا
packet
بسته بندی کردن
packets
بسته بندی کردن
crate
صندوقی که جهت بسته بندی ماشین الات بکاربرده میشود ومعمولا مسبک است
crates
صندوقی که جهت بسته بندی ماشین الات بکاربرده میشود ومعمولا مسبک است
stripping
بسته بندی کردن
packing
بسته بندی
packing
بسته بندی کردن
packing
عمل قرار دادن کالاها در جعبه و بسته بندی آنها برای مغازه ها
wisp
بسته بقچه بندی
wisps
بسته بقچه بندی
rig
نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
rigged
نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
rigs
نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
put up
بسته بندی کردن
put-up
بسته بندی کردن
unpack
غیر بستهای کردن بسته بندی را گشودن
unpack
حذف داده بسته بندی شده از محل ذخیره سازی و ارسال آن به محل قبلی
unpacking
غیر بستهای کردن بسته بندی را گشودن
unpacking
حذف داده بسته بندی شده از محل ذخیره سازی و ارسال آن به محل قبلی
unpacks
غیر بستهای کردن بسته بندی را گشودن
unpacks
حذف داده بسته بندی شده از محل ذخیره سازی و ارسال آن به محل قبلی
package
قوطی بسته بندی کردن
package
بسته بندی
packaged
قوطی بسته بندی کردن
packaged
بسته بندی
packages
قوطی بسته بندی کردن
packages
بسته بندی
parcel
بسته بندی کردن
parcels
بسته بندی کردن
wrap
بسته بندی کردن
wraps
بسته بندی کردن
routine
برنامهای که داده را به صورت فضاهای کوچک بسته بندی میکند
routinely
برنامهای که داده را به صورت فضاهای کوچک بسته بندی میکند
routines
برنامهای که داده را به صورت فضاهای کوچک بسته بندی میکند
stripped
علامت گذاری شده بسته بندی شده
bin storage
انبار کردن قطعات بسته بندی نشده در قفسه انبار قطعات روباز
bin storage space
فضای انبار قطعات بسته بندی نشده فضای انبار قطعات روباز
break bulk cargo
محموله بسته بندی شده
bulk cargo
کالای بسته بندی نشده
bulk stock
ذخایر بسته بندی شده اماد قوال و یک جا
case marks
علامتهای روی جعبه یا بسته بندی
case numbers
شماره بسته بندی
contents note
فهرست محتوای بسته بندی
corrugated cardboard
مقوای محکمی که در بسته بندی بکار می رود
dangerous goods by road agreement
موافقتنامه بین کشورهای اروپایی که در ان درخصوص وسیله حمل نحوه بسته بندی و مشخصات وسیله حمل ونقل توضیح لازم داده شده است
dunnage
بسته بندی
expendable packing
بسته بندی یکبار مصرف
export packing
بسته بندی صادراتی
food packet
جیره بسته بندی شده
form utility
کیفیتی که دراثر جمع اوری و بسته بندی مواد اولیه
gift wrap
بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
impaction
بهم فشردگی بسته بندی
kraft
کاغذ محکم قهوهای رنگ مخصوص بسته بندی
locker paper
کاغذ بسته بندی اغذیه
loose issue
تدارکات خارج شده از بسته بندی
overpacking
دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
packaging cost
هزینه بسته بندی
packing density
تراکم بسته بندی
packing list
فهرست بسته بندی
packing list
صورت بسته بندی
packing list
صورت کالاهای بسته بندی شده
packing note
فهرست بسته بندی
packing note
گواهی بسته بندی
packinghouse
محل بسته بندی اجناس
packingplant
محل بسته بندی اجناس
parceling
بسته بندی کردن
pre packing
بسته بندی از قبل
shipping marks
علامتهای روی بسته بندی
slated items
مواد سوختی قوال و بسته بندی شده مواد سوختی یک جاو در بسته
tagboard
مقوای محکم بسته بندی وبرچسب زنی وغیره
tare
وزن بسته بندی وزن وسیله حمل
trade pack
بسته بندی تجاری
unitized load
بار بسته بندی شده یا باردست چین شده بار تقسیم بندی شده
pre-packed
ازقبل بسته بندی شده
package tour
مسافرت بسته بندی
package holiday
مسافرت بسته بندی
all-expense tour
مسافرت بسته بندی
Other Matches
packet
بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
packets
بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
child window
پنجره کوچکتر نمیتواند از مرز پنجره بزرگتر خارج شود و وقتی پنجره اصلی بسته است آن هم بسته میشود
multicast packet
بسته داده که به آدرسهای شبکه انتخاب شده ارسال میشود. یک بسته راه دور به تمام ایستگاههای شبکه فرستاده میشود
evaluation rating
درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
word warp
فرمت بندی مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ویژگی که درصورت جانگرفتن یک کلمه درخط اصلی ان را به ابتدای خط بعدی می برد سطر بندی
carpet classification
طبقه بندی
[درجه بندی]
فرش
ratings
طبقه بندی کردن درجه بندی
rating
طبقه بندی کردن درجه بندی
telescopic
دستگاه شکسته بندی تلسکوپیک چوبهای شکسته بندی مربوط به دوربین تلسکوپی یادستگاه نشانه روی
defense classification
طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
lineaments
طرح بندی صورت بندی
wording
جمله بندی کلمه بندی
laggin
اب بندی کردن اب بندی ناوها
classification
طبقه بندی رده بندی
classifications
طبقه بندی رده بندی
lineament
طرح بندی صورت بندی
downgrade
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrading
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
regrade
تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
downgraded
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
security classification
طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
declassification
از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
line astern
صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
black designation
علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
transparent
نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
transparently
نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
grade
درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
grade
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
groups
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades
درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
group
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
insulation testing apparatus
دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
datagram
یچ بسته
packaged
بسته
parcels
بسته
uncrossed
بسته
trusser
بسته
shuts
بسته
package
بسته
closed
بسته
crossed cheque
چک بسته
curdy
بسته
pent
بسته
interdependent
به هم بسته
packs
بسته
connected
بسته
bundle
بسته
barred
بسته
packet
بسته
parcel
بسته
bundles
بسته
shutting
بسته
bunged up
بسته
packages
بسته
fronted
صف بسته
grumous
بسته
fardel
بسته
bundling
بسته
strikebound
بسته
shook
بسته
corked
بسته
clotted
بسته
jellied
بسته
stacks
بسته
stacked
بسته
stack
بسته
logical
یچ بسته
bagful
یک بسته
packets
بسته
pack box
بسته
clotty
بسته
imperforate
بسته
kits
بسته
shut
بسته
crossed chaque
چک بسته
kit
بسته
solid
بسته
solids
بسته
pinioned
کت بسته
ice bound
یخ بسته
pack
بسته
packed
بسته ای
approach formation
صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
disk pack
بسته دیسک
closed area
منطقه بسته
packets
بسته کوچک
dumbest
زبان بسته
dumb
زبان بسته
disk pack
گروه بسته
packet
بسته کوچک
dumber
زبان بسته
dogs
دفاع بسته
close column
ستون بسته
on the rope
بهم بسته
kit
بسته لوازم
dogging
دفاع بسته
case numbers
شماره بسته ها
dog
دفاع بسته
disk pack
گرده بسته
young ice
یخ تازه بسته
kits
بسته لوازم
box trail
سهم بسته
shut in personality
شخصیت بسته
it is a question of money
موضوع بسته به
ironbound
با اهن بسته
iron bound
با اهن بسته
investment foundry
ریخته گی بسته
investment castings
ریخته گی بسته
internal drainage
ابریز بسته
blind fold
با چشم بسته
blocked opening
درگاه بسته
set in
بسته شدن
lamblkin
زبان بسته
shutt down
بسته شدن
locked
<adj.>
<past-p.>
بسته شده
disabled
<adj.>
<past-p.>
بسته شده
closed
<adj.>
<past-p.>
بسته شده
blocked
<adj.>
<past-p.>
بسته شده
barricaded
<adj.>
<past-p.>
بسته شده
barred
<adj.>
<past-p.>
بسته شده
lappermilk
شیر بسته
survival pack
بسته نجات
large n
سر بسته همینطوری
application package
بسته کاربردی
aleatory
بسته به بخت
grume
خون بسته
packs
بسته کردن
occlusion
بسته شدگی
gelidity
بسته شدگی
food packet
بسته غذایی
flat pack
بسته مسطح
pack
بسته کردن
mare clausum
دریای بسته
as the case may be
بسته بمورد
shut down
بسته شدن
bound charge
بار بسته
icebound
یخ بند یخ بسته
to shut down
بسته شدن
homogamy
زناشویی بسته
lockfast
محکم بسته
tongue tied
زبان بسته
bound electron
الکترون بسته
unopened
بسته - بازنشده
closed game
بازی بسته
closed subroutine
زیرروال بسته
closed file
فایل بسته
manacled
<adj.>
دست بسته
posted
بسته پستی
closure
بسته شدن
post-
بسته پستی
clogging
بسته شدن
closed fist
مشت بسته
posts
بسته پستی
armful
یک بغل یک بسته
closures
بسته شدن
assumed
بخود بسته
pre assembled
پیش بسته
closed economy
اقتصاد بسته
closed
محرمانه بسته
blindfolding
چشم بسته
armfuls
یک بغل یک بسته
right round bracket
پرانتز بسته
tied up
<adj.>
دست بسته
closed loop
حلقه بسته
closed group
گروه بسته
package holiday
گشت بسته ای
draft
بسته کالا
all-expense tour
گشت بسته ای
close-fisted
<adj.>
دست بسته
cruor
خون بسته
drafted
بسته کالا
drafts
بسته کالا
blindfolds
چشم بسته
tongue-tied
زبان بسته
post
بسته پستی
right parenthesis )
پرانتز بسته
package tour
گشت بسته ای
blindfolded
چشم بسته
closed society
جامعه بسته
closed circuits
مدار بسته
finite universe
جهان بسته
closed shop
سیستم بسته
van
کامیون سر بسته
closed variation
واریاسیون بسته
program package
بسته برنامه
closed universe
جهان بسته
closed mind
ذهن بسته
closed routine
روال بسته
closed system
نظام بسته
closed system
سیستم بسته
closed system
سازگان بسته
closed traverse
پیمایش بسته
closed circuit
مدار بسته
vans
کامیون سر بسته
packer
بسته بند
coagulum
خون بسته
blindfold
چشم بسته
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com