Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (39 milliseconds)
English
Persian
botton
بسته شدن تکمه کردن
Other Matches
bud
تکمه شکوفه کردن
budded
تکمه شکوفه کردن
buds
تکمه شکوفه کردن
buttoned
تکمه زدن باتکمه محکم کردن
buttoning
تکمه زدن باتکمه محکم کردن
button
تکمه زدن باتکمه محکم کردن
gift wrap
بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
packet
بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
packets
بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
tuber
تکمه
buttoning
تکمه
button
تکمه
buttoned
تکمه
knobs
تکمه
tubers
تکمه
buttons
تکمه
botton
تکمه
knob
تکمه
bluebottles
گل تکمه
bluebottle
گل تکمه
start button
تکمه استارت
knob
تکمه گردان
buttony
تکمه دار
morse key
تکمه مورس
microphone button
تکمه میکروفن
emergency push button
تکمه اضطراری
axon hillock
تکمه اکسونی
listening key
تکمه همشنوایی
push key
تکمه فشاری
push button switch
تکمه فشاری
telegraph key
تکمه تلگراف
press key
تکمه فشاری
knobs
تکمه گردان
impluse switch
تکمه ضربهای
key board
صفحه تکمه ها
synaptic knob
تکمه سیناپسی
start button
تکمه راه اندازی
double-breasted
دوطرف تکمه خور
kingcup
الاله تکمه دار
The button on my coat off.
تکمه کتم افتاد
Do up your shirt buttons.
تکمه های پیراهنت راببند
impluse sending key
تکمه ارسالی ضربه جریان
Press the elevator button.
تکمه آسانسور رافشار بدهید
packaging
ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
rigs
نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
rigged
نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
rig
نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
Your buttons have come undone.
تکمه های باز شده است
My buttons mave come off.
تکمه های لباسم کنده شده
overpacking
دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
packs
بسته کردن
shook
بسته کردن
pack
بسته کردن
parcel
بسته بندی کردن
parcels
بسته بندی کردن
to commit oneself
خودراگرفتاریا بسته کردن
put up
بسته بندی کردن
put-up
بسته بندی کردن
packet
بسته بندی کردن
stripping
بسته بندی کردن
wrap
بسته بندی کردن
wraps
بسته بندی کردن
parceling
بسته بندی کردن
packs
بسته بندی کردن
packets
بسته بندی کردن
packing
بسته بندی کردن
pack
بسته بندی کردن
child window
پنجره کوچکتر نمیتواند از مرز پنجره بزرگتر خارج شود و وقتی پنجره اصلی بسته است آن هم بسته میشود
packaged
قوطی بسته بندی کردن
size up
<idiom>
بسته به شرایط ،برانداز کردن
packages
قوطی بسته بندی کردن
package
قوطی بسته بندی کردن
shunted
موازی کردن بستن بسته شدن
packs
بسته کردن یکدست ورق بازی
shunts
موازی کردن بستن بسته شدن
packet
یچ کردن بسته ها داده ارسال میکند
pack
بسته کردن یکدست ورق بازی
packets
یچ کردن بسته ها داده ارسال میکند
shunt
موازی کردن بستن بسته شدن
multicast packet
بسته داده که به آدرسهای شبکه انتخاب شده ارسال میشود. یک بسته راه دور به تمام ایستگاههای شبکه فرستاده میشود
unpacks
غیر بستهای کردن بسته بندی را گشودن
unpack
غیر بستهای کردن بسته بندی را گشودن
unpacking
غیر بستهای کردن بسته بندی را گشودن
areas
دستورالعمل پر کردن یک ناحیه از صفحه یا یک الگوی بسته با یک رنگ یا الگو
area
دستورالعمل پر کردن یک ناحیه از صفحه یا یک الگوی بسته با یک رنگ یا الگو
slated items
مواد سوختی قوال و بسته بندی شده مواد سوختی یک جاو در بسته
padding
حرف یا رقم افزوده برای پر کردن رشته یا بسته تا به طور مورد نظر برسد.
images
تغییر دادن یا تنظیم کردن یک تصویر با استفاده از بسته نرم افزاری نقاشی یا برنامه ویرایش تصاویر خاص
image
تغییر دادن یا تنظیم کردن یک تصویر با استفاده از بسته نرم افزاری نقاشی یا برنامه ویرایش تصاویر خاص
dizen
دسته یا بسته کتان وکنف کتان را اماده کردن
pantywaist
شلوار کوتاه بچگانه که به بالاتنه لباسش تکمه میشود شلوار کوتاه
bin storage
انبار کردن قطعات بسته بندی نشده در قفسه انبار قطعات روباز
antirecovery device
ضامن ضد جمع اوری مین ضامن ضد باز و بسته کردن مین
curdy
بسته
bagful
یک بسته
connected
بسته
bundle
بسته
bundles
بسته
packets
بسته
bundling
بسته
package
بسته
packages
بسته
parcel
بسته
packed
بسته ای
closed
بسته
parcels
بسته
shutting
بسته
shuts
بسته
pinioned
کت بسته
interdependent
به هم بسته
kit
بسته
packaged
بسته
crossed cheque
چک بسته
crossed chaque
چک بسته
corked
بسته
jellied
بسته
clotted
بسته
clotty
بسته
kits
بسته
barred
بسته
packet
بسته
shut
بسته
uncrossed
بسته
logical
یچ بسته
pack
بسته
pack box
بسته
grumous
بسته
strikebound
بسته
ice bound
یخ بسته
fronted
صف بسته
bunged up
بسته
stacked
بسته
stack
بسته
shook
بسته
trusser
بسته
datagram
یچ بسته
imperforate
بسته
fardel
بسته
stacks
بسته
solids
بسته
solid
بسته
pent
بسته
packs
بسته
post
بسته پستی
closed loop
حلقه بسته
to shut down
بسته شدن
closed mind
ذهن بسته
large n
سر بسته همینطوری
close column
ستون بسته
post-
بسته پستی
closed group
گروه بسته
drafts
بسته کالا
closed fist
مشت بسته
closed file
فایل بسته
closed file
ستون بسته
closed economy
اقتصاد بسته
lappermilk
شیر بسته
closed game
بازی بسته
closed area
منطقه بسته
lamblkin
زبان بسته
drafted
بسته کالا
survival pack
بسته نجات
coverings
بسته بندی
covers
بسته بندی
parcel post
بسته پستی
blocked opening
درگاه بسته
blind fold
با چشم بسته
shutt down
بسته شدن
packages
بسته بندی
shut in personality
شخصیت بسته
pre assembled
پیش بسته
set in
بسته شدن
cover
بسته بندی
on the rope
بهم بسته
draft
بسته کالا
lockfast
محکم بسته
case numbers
شماره بسته ها
mare clausum
دریای بسته
dumb
زبان بسته
shut down
بسته شدن
dumber
زبان بسته
box trail
سهم بسته
bound electron
الکترون بسته
bound charge
بار بسته
occlusion
بسته شدگی
program package
بسته برنامه
gelidity
بسته شدگی
packets
بسته کوچک
grume
خون بسته
package
بسته بندی
homogamy
زناشویی بسته
unopened
بسته - بازنشده
cruor
خون بسته
young ice
یخ تازه بسته
icebound
یخ بند یخ بسته
congealable
بسته شدنی
packaging
بسته بندی
packing
بسته بندی
dunnage
بسته بندی
flat pack
بسته مسطح
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com